آفات گلهای زینتی دو
كنهها(Acari)
كنهها متعلق به زير رده آكاري(Acari) بوده و به همراه رتيلها و عنكبوتها رده (Arachnida) را بوجود ميآورند. كنهها يكي از بزرگترين گروههاي بندپايان ميباشند كه به فراواني در طبيعت مشاهده ميشوند. حدود سي هزار گونه از اين بندپايان در دنيا شناسايي شدهاند و تقريباً بيش از پانصد هزار گونه ديگر همچنان ناشناخته باقي ماندهاند.
اندازه كنهها متفاوت است مثلاً كنههاي خانواده تارسونميده(Tarsonemidae) فقط چند ميكرون و كنههاي بسيار بزرگ خانواده ايكسوديده (Ixodidae) اندازهاي حدود صد ميكرون دارند كه در روي دامها از خون آنها تغذيه ميكنند.
كنهها شامل گروههاي آبزي و خشكيزي هستند. كنههاي خشكيزي در داخل خاك با جمعيت بسيار بالا ديده ميشوند و از مهمترين بندپايان هستند. تعدادي از كنهها بخشي از زندگي خود را بصورت پارازيت ميگذرانند و ممكن است انگل بندپايان يا مهرهداران باشند. البته تعداد كمي هم بصورت انگل داخلي در داخل بدن حشرات و مهرهداران فعاليت ميكنند.
تعدادي از كنهها شكارگر و پِرداتور(Predator) هستند و در داخل خاك روي گياهان از ساير كنهها مخصوصاً از كنههاي گياهخوار و تخم حشرات كوچك تغذيه ميكنند. به عبارت ديگر تعدادي از گونههاي شكارگر در داخل خاك از انواع حشرات كوچك و ساير كنهها، نماتودها و تخم مگسها تغذيه ميكنند و جزء موجودات بسيار مفيد به حساب ميآيند .
تعداد زيادي از كنهها هم گياهخوار هستند. با كليسرهاي نيرومندي كه دارند بر روي گياهان خراشهايي ايجاد ميكنند و از كلروپلاست، مايع و شيره گياهي تغذيه ميكنند. همچنين تعدادي از گونههاي گياهخوار در محيطهاي انباري از غلات، خشكبار و برخي ديگر از غدههاي گياهان زينتي تغذيه ميكنند.
كنههاي خانواده فيتوزئيده(Phytoseidae) شكارگر هستند كه براي كنترل كنههاي گياهخوار بر روي گياهان زينتي در شرايط گلخانهاي زندگي ميكنند. همچنين در بسياري از نقاط دنيا بصورت تجارتي و انبوه توليد ميشوند و در گلخانهها رها سازي ميشوند. از نظر خصوصيات مورفولوژيك بدن كنهها از دو قسمت تشكيل شده است كه عبارت است از:
1- گناتوزوما(Gnathosoma) يا قسمت جلويي كه اعضاي حسي، كليسرها و پريپالپها را در بر ميگيرد.
2- قسمت عقبي كه ايدئوزوما(Idiosoma) ناميده ميشود پاهاي كنهها را در بر ميگيرد. كنهها در مرحلهي بالغ چهار جفت پا دارند پري پالپها عموماً دو تا پنجبندي و كلسيرها سهبندي و پاها در اكثر كنهها ششبندي هستند، ولي در برخي از كنهها پاها نيز به صورت دوهفت بندي ديده ميشوند.
بلندي پاها عبارت است از:
الف) كوكسا (Coxa) يا پيش ران؛
ب) تروكانتر(Trochanter) يا پس ران كه ممكن است دو بندي باشد؛
ج) فيمور(Femur) يا ران؛
د) پاتلا(Patella) يا ژنو (Genu)؛
هـ) تيبيا (Tibia) يا ساق؛
ر) تارسوس(Tarsus) يا پنجه كه در انتها به دو ناخن يا كلاو (Claw) و يك بالشك يا آلوريوم منتهي ميشود.
دستگاه گوارش در كنهها به حشرات شباهت دارد و شامل بخشهايي بوده كه عبارت است از:
1. موس (Mouth) دهان؛
2. اِزوفاگوس (Oesophagus) يا سر؛
3. وِنتريكولوس (Ventriculus) يا معده؛
4. هيند گات (Hind gut) يا روده عقبي؛
5. آنوس (Anus) يا مخرج .
سيستم توليد مثل در كنهها غالباً دو جنسي است و اكثر كنهها تخم گذار هستند گرچه تعدادي كنه زندهزا نيز مشاهده شده است.
تعدادي از كنهها بكرزا هستند كه توليد نتاج نر و ماده ميكنند، البته در كنههايي مثل كنه تيترانيكوس اورتيكا (Tetranychus urticae) كه از مهمترين كنهها و نيز جزء آفات بسيار مهم گياهان زينتي است بعد از جفتگيري، تخمهاي بارور توليد افراد نر و ماده ميكنند و تخمهايي كه بارور نشوند صرفاً توليد افراد نر خواهند كرد.
تنفس كنههاي كوچك جلدي است يعني دستگاه تنفسي خاصي ندارند ولي سيستم تنفسي كنههاي بزرگتر تراشهاي است و مانند حشرات، تراشهها به روزنههاي تنفسي به نام استيگمات(Stigmata) يا اسپراكل (Spiracle) منتهي ميشود.
براساس محل قرارگرفتن روزنههاي تنفسي، كنهها را به هفت راسته تقسيم ميكنيم:
1. آستيگماتا (Astigmata) يا بدون استيگمايان.
2. پروستيگماتا (Prostigmata) يا پيش استيگمايان.
3. مزوستيگماتا (Mesostigmata) يا ميان استيگمايان.
4. نوتوستيگماتا (Notostigmata) يا پشت استيگمايان.
5. متاستيگماتا (Metastigmata) يا پس استيگمايان.
6. تتراستيگماتا (Tetrastigmata) يا چهار استيگمايان.
7. كريپتوستيگماتا (Cryptostigmata) يا نهان استيگمايان.
در زندگي كنهها سه مرحله بعد از مرحله رشد جنسي وجود دارد كه عبارت است از:
الف) مرحله لاروي؛ كنهها در مرحله لاروي داراي سه جفت پا هستند به جزء كنههاي خانواده اريوفيده (Eriophidae) كه تعداد پاهايشان كمتر است.
ب) مرحله پورگي؛ در اكثر كنهها شامل چند مرحله است و به آنها پروتونيمف (Protonymph) و تريتونيمف(Tritonymph) اطلاق ميشود بعد از آن كنه بالغ توليد ميشود.
. ت) اَدالت(Adlult) يا كنه بالغ.
* راسته مزوستيگماتا (Mesostigmata)
راسته مزوستيگماتا در برگيرنده تعدادي از گونههاي پارازيت و شكارگر است. خانوادههاي مهم شكارگر اين راسته واروئيده(Varroidae) و درمانيسيده(Dermanyssidae) هستند. گونههاي خانواده واروئيده عموماً پارازيت زنبورهاي خانواده آپيده(Apidae) مخصوصاً زنبور عسل معمولي يا آپيسمليفر(Apis mellifera) ميباشند كه بوسيله پاهاي خود به بدن زنبور متصل شده و از خونش تغذيه ميكنند.
در خانواده واروئيده گونه واروآ ژكبسوني (Varroa jacobsoni) داراي انتشار جهاني است و از آفات مهم زنبور عسل در ايران به شمار ميرود.
گونههاي خانواده درمانيسيده(Dermanyssidae) عموماً پارازيت پرندگان و پستانداران هستند و از خون آنها تغذيه ميكنند.
خانواده فيتوزئيده (Phytoseidae) در برگيرنده مهمترين گونههاي شكارگر كنهها است كه از كنههاي گياهخوار تغذيه ميكنند. از اين خانواده گونههايي مثل فيتوزئوليس پرسيميليس (Phytoseiulus persimilis) در جهان بصورت تجارتي توليد انبوه شده و در گلخانهها براي كنترل بيولوژيك گونههاي گياهخواري مانند تترانكيده رها سازي ميشود.
* راسته متاستيگماتا (Metastigmata)
راسته متاستيگمتا (Metastigmata) با ايكسوديدا(Ixodida) در برگيرنده كنههاي دامي است كه از خون دام و انسان تغذيه كرده و ناقل بيماري هستند. اين راسته شامل دو خانواده ايكسوديده (Ixodidae) و آرگازيده (Argasidae) ميباشد كه به ايكسوديدهها رافتيكس يا كنههاي سخت و به خانواده ارگازيده سافتتيكس يا كنههاي نرم اطلاق ميشود.
* راسته آستيگماتا (Astigmata)
در راسته آستيگماتا(Astigmata) خانوادههاي ساركوپتيده (Sarcoptidae) و پسوروپتيده (Pesutoptidae) ناقل بيماريهاي مهمي مثل جرب يا گال بر روي پستانداران هستند. در اين راسته تعدادي از گونهها مثل خانواده اكاريده(Acaridae) بر روي محصولات انباري از جمله غلات و خشكبار تغذيه ميكنند.
در همين راسته تعدادي از گونههاي جنس ريزوگليفوس (Rhzoiglyphus)از غدههاي گياهان زينتي تغذيه ميكنند.
* راسته پروستيگماتا (Prostigmata)
راسته پروستيگماتا (Prostigmata) در برگيرنده برخي از مهمترين كنههاي گياهخوار است كه به آنها پلنت فيدينگ اسپايدر مايت (Plant feeding spider mite) يا كنههاي تارتَن اطلاق ميشود. اين كنهها از گياهان مختلف تغذيه ميكنند و تعدادي از گونههاي آنها از مهمترين آفات گياهان به حساب ميآيد.
راسته پروستيگماتا در برگيرنده سه خانواده مهم در روي گياهان زينتي بوده كه عبارت است از:
1. تترانيكيده(Tetranychidae)
2. تارسونميده (Tarsonemidae)
3. اريوهيده (Eryohidae) در خانواده تترانيكيده گونه تترانيكوس اُرتيكه(Tetranychus urticae) يا كنه تارتَن دو لكهاي يكي از مهمترين گونههاست كه بر روي گياهان زينتي در همه جاي دنيا ايجاد خسارت ميكند.
اين كنه تخمهاي خودش را به قطر حدود 14/0 ميليمتر در روي سطح برگي گياهان قرار ميدهد و همانند بسياري از كنهها داراي چندين مرحلهي رشد از جمله تخم، لارو، پروتونيمف (Protonymph)، تريتونيمف (Tritonymph) و مرحله بالغ ميباشد.
در كنههاي نر عموماً انتهاي شكم باريك و كشيده است در حاليكه در كنههاي ماده انتهاي شكم تقريباً حالت گرد دارد. مادهها با ترشح فرومون كنههاي نر را به سمت خود جذب كرده و جفتگيري ميكنند. سپس كنههاي ماده شروع به تخم ريزي در سطح برگ گياهان ميكنند. در 20 درجه سانتيگراد و رطوبت نسبي حدود 40-30 % هر كنه ماده در هر روز حدود 7 تا 8 تخم ميگذارد و با افزايش رطوبت نسبي محيط، ميزان تخمگذاري آنها كاهش پيدا ميكند.
سيكل زندگي كنهها بر حسب دما بسيار متفاوت است. مثلاً در 30 درجه سانتيگراد دوره رشدي اين كنهها حدود 4 الي 5 روز خواهد بود در حاليكه در 15درجه سانتيگراد دوره رشدي آنها حدود 30 روز به طول ميانجامد.
كنهها بوسيله كليسرهاي نيرومندي كه دارند از كلروپلاست و شيره گياهان تغذيه ميكنند. لكههاي زرد رنگي بر روي برگهاي گياهان ايجاد كرده و در تراكمهاي بالا باعث خشك شدن برگها ميشوند. بنابراين وقتي كه جمعيت آنها بر روي گياهان افزايش پيدا كند به قسمتهاي فوقاني بوتهها و گلهاي زينتي مهاجرت ميكنند و تارهاي زيادي را بوجود ميآورند، به همين دليل به آنها اسپايدر مايت (Spidermite) گفته ميشود.
در شرايط طبيعي عموماً زمستان گذراني كنهها به صورت تخم است ولي در شرايط گلخانهاي در تمام سال فعاليت بكنند.
* خانواده تارسو نميده (Tarsonemidae)
خانواده تارسو نميده (Tarsonemidae) در برگيرنده كنههاي بسيار كوچكي بوده كه طول بدنشان عموماً حدود100 تا 300 ميكرون است. پاهاي عقبي اين كنهها از سه جفت پاهاي ديگر كوچكتر است. در كنههاي نر پاهاي عقبي به اندامهايي به نام كلايسر تبديل شده كه براي جفتگيري از آنها استفاده ميشود.
يكي از مهمترين كنههاي اين خانواده در دنيا و همچنين در ايران گونه تارسونموس پاليدوس (Tarsonemus pallidus) است كه علي رغم اينكه داراي دامنه ميزباني وسيعي است در روي انواع گياهان زينتي نيز فعاليت ميكند. با ايجاد لكههاي نقرهاي رنگ بر روي گياهان، باعث زخيم شدن برگها و در مواردي باعث پيچيده شدن حاشيه برگها ميشود. اين كنهها تخمهايشان را عموماً در روي جوانههاي گياهي قرار ميدهند و در مواردي از باز شدن جوانههاي گياهان و گلها جلوگيري ميكنند. طول عمر هر نسل آن در شرايط طبيعي حدود 2 هفته ميباشد.
تغذيه كنههاي خانواده اريوفيده از گياهان باعث ايجاد گالهايي در سطح زيرين برگ آنها ميشود و در داخل اين گالها به تغذيه از گياهان ميپردازند كه به اين ترتيب خساراتي به گياهان وارد ميكنند.* آفت چيست؟ چه عواملي باعث به وجود آمدن آفات ميشوند؟
آفت موجودي است که خسارت اقتصادي داشته باشد. علل پيدايش آفت در سه موضوع اصلي خلاصه مي شود:
۱) وارد شدن موجودات به مناطق جديد (تهاجم) Invasion؛
۲) تغييرات اکولوژيکي؛
۳) تغييرات اجتماعي – اقتصادي.
تهاجم يکي از موضوعات بسيار مهمي است که مخصوصاً در طي قرن اخير بدليل سهلالوصول شدن مسافرتها، بسيار گسترش پيدا کرده است. در واقع تعداد بسيار زيادي از آفات مهم و کليدي در نقاط مختلف دنيا آفاتي هستند که از يک نقطه يا منطقه پَراکنش بومي به مناطق جديد وارد شدهاند و بدليل اينکه اين آفات بدون دشمنان طبيعي خود به مناطق جديد وارد ميشوند عموماً تبديل به آفت ميشوند. مثالهاي بسيار زيادي در اين زمينه در کشورهاي اروپايي و در ايران وجود دارد. به عنوان مثال در راسته (Hemiptera) تعداد زيادي از شپشکها مثل (Quadraspidiotus pernisiosus) يا شپشک هايسان ژوزه مثل (Chrysomphalus dictyospermi) يا شپشک سپردار قهوهاي، سپردار قرمز يا (Aonidiella aurantii)، و(Aonidiellacitri)، يا شپشک استراليايي مثل (Icery apurchasi) وجود دارند.
کرم ساقه خوار برنج (Chilo suppresalis) از راسته (Lepidoptera). مگس مديترانهاي ميوهاي (Ceratitis capitata) از راسته (Diptera). از زير رده (Acari) گونههايي مثل (Panonychusulmi) و (Panonychus citri) از گونههاي بسيار مهم هستند که از طريق گياهان زراعي و گياهان زينتي و احتمالاً مرکبات از نقاط مختلف دنيا وارد کشور ما شدهاند.
* نقش قرنطينه
در ايران قرنطينه نقش مهم جلوگيري از ورود آفات جديد به کشور را به عهده دارد. براي مثال پس از بررسيهاي لازم توسط موسسه تحقيقات آفات و بيماريها روي نوعي چمن وارداتي از كشور هلند (براي تعويض چمن استاديوم آزادي) از ورود آن به كشور جلوگيري بعمل آمد.
دومين عامل که باعث تبديل موجودات به آفت ميشود تغييرات اکولوژيکي است. تغييرات اکولوژيکي با تاريخچه کشاورزي قرين است. هر عملي که انسان در طبيعت انجام ميدهد نوعي تغيير اکولوژيکي به همراه دارد. تغييرات اکولوژيکي در طي سده اخير بسيار زياد بوده است. تک کِشتيهاي وسيع، استفاده از واريتههاي پر محصول، و عمليات اَگرو تکنيکي مثل سمپاشي باعث شده است که تعادل در اکوسيستم و طبيعت به هم بخورد.
حتي کشت گياهان زينتي در گلخانه نوعي تغيير اکولوژيکي است. معمولاً از طريق وارد کردن دشمنان طبيعي، آفات در گلخانهها را کنترل ميكنند. در اکوسيستم طبيعي و در شرايط طبيعي زنجيرههاي غذايي بسيار پيچيده توسط تعداد بسيار زيادي آفت و دشمنان طبيعي ايجاد شدهاند. از آنجا که سموم در طي نيم قرن اخير اين زنجيره پيچيده را بر هم زدهاند، براي ايجاد تعادل مجدد زنجيرههاي غذايي بين گونههاي گياهخوار، پارزيتوئيدها و پرداتورها حداقل به پنجاه سال تلاش مداوم نياز داريم.
در بين عوامل بر هم زننده تعادل اکولوژيک، قطعاً سموم و ترکيبات شيميايي از اهميت بسيار زيادي برخوردارند. بطوريكه سمپاشي زياد بخصوص براي مدت طويل در محيط باعث تقويت ژن مقاوم در برابر اين ترکيب شيميايي شده و در طي ساليان متمادي، اين جمعيت از طريق زاد و ولد افزايش پيدا ميکند. و نهايتاً بعد از مدتي يک جمعيت مقاوم به سموم در طبيعت ظاهر ميشود.
همچنين کاربرد سموم، باعث ايجاد آفت در مواردي نيز ميشود. آفات ثانوي آفاتي هستند که از طريق کاربرد ترکيبات شيميايي بوجود ميآيند. بدين صورت كه آفت خاصي در طبيعت كه داراي جمعيت پاييني نيز ميباشد بر اثر استفاده سموم از بين رفته ولي گونههايي كه آفت محسوب نميشوند بعد از مدتي به آفات خطرناك تبديل ميشوند.
در جلسه گذشته در مورد علل پيدايش آفات بحث کرديم و گفته شد که يکي از عوامل پيدايش آفات تغييرات اجتماعي و اقتصادي ميباشد. اين مبحث را با ذکر يک مثال شروع ميکنيم.
در نظر بگيريد روي ميوهاي مانند سيب، يک يا دو شپشک قرار داشته باشد، اگر اين عامل باعث عدم خريد محصول توسط مصرف کنندگان شود، کشاورزان ناچارند که براي از بين بردن اين آفات سمپاشي كنند. اين عمل سبب ميشود که موجوداتي که از نظر کمي و کيفي خسارتي ايجاد نميکنند، تبديل به آفت مهمي شوند.
* نامهاي تركيبات شيميايي
- نام عمومي؛
- نام تجارتي؛
- نام شيميايي؛
- فرمول بسته شيميايي؛
- فرمول ساختماني.
هر آفتکش يا سم داراي چندين نام ميباشد.
نام عمومي (Entry name)
نام عمومي (Entry name) که توسط شرکت سازنده ارائه ميشود و بايد توسط موسسه استاندارد جهاني يا (International Standard Organization) که نام مخفف آن (ISO) است مورد تاييد قرار گيرد. براي مثال كارباريل (Carbaryl) نام عمومي تركيبات شيميايي از گروه (Carbamatha) است.
نام تجارتي (Trade name)
نام ديگر سموم، نام تجارتي آن است که توسط کارخانه سازنده آن ارائه مي شود. هر سم معمولاً داراي چندين نام تجارتي است، زيرا بسياري از سموم توسط شرکتهاي مختلف ساخته ميشوند. نام تجارتي (Trade name) را با علامت ® نشان ميدهند.
نام شيميايي
نام ديگر ترکيبات شيميايي، نام شيميايي آن است که اجزاء يک ترکيب شيميايي را نشان ميدهند. براي مثال نام شيميايي كارباريل (Carbaryl)، (Naphtyl methyl carbamate)ميباشد.
فرمول بسته شيميايي
نام ديگر ترکيبات شيميايي فرمول بسته شيميايي است. اين فرمول نشان دهنده، تعداد اتمهاي تشكيل دهندهي مولکول سم است. بعنوان مثال در مورد (Carbaryl)، فرمول بسته شيميايي C8H12O2N است.
فرمول ساختماني
فرمول ساختماني، نام ديگري از ترکيبات شيميايي است که نشان دهنده نحوه اتصال اتمهاي مختلف در داخل ملکول سم ميباشد.
فرمولاسيون سموم
فرمولاسيون سموم، به صور مختلف سم اطلاق ميگردد. فرمولاسيون مشخص ميكند که يک سم چگونه بايد بکار برده شود. مثلاً اگر سمي به صورت گَرد باشد، فرمولاسيون نشان ميدهد که براي استفاده از آن از دستگاه گرد پاش استفاده شود. ولي اگر سمي بصورت امولسيون باشد، براي استفاده از آن حتماً نياز به محلولپاش داريم. در کل فرمولاسيون سموم را در سه گروه اصلي تقسيم بندي ميکنند.
فرمولاسيونهاي مختلف سموم
۱ – فرمولاسيونهاي خشک؛
۲ – فرمولاسيونهاي مخصوص محلولپاشي؛
۳ – فرمولاسيونهاي گازي يا شبه گازي.
فرمولاسيونهاي خشک
- گردها يا فرمولاسيونهاي پودري (Dustable powder) و (Dust)
- گرانول (Granules)
- ميكرو كپسولهاMicro capsulated formulated) (
- خميرها (Pastes)
فرمولاسيونهاي خشک، انواع مختلفي دارند که دسته اول گردها يا فرمولاسيونهاي پودري(Dusts) و (Dustable power) هستند. اين فرمول، مخلوطي فيزيکي از ترکيب سم با يک ماده حامل يا(Carrier) است. مواد حامل عموماً رُسها، مانند (Montmorilonit)و (Caolonit) يا پودر سيليكاتها مانند پودر (Talk) و موادي مانند (Perlite) ميباشند. گردها گياه سوزي شديدي روي گياهان ايجاد نميکنند، ولي براي تعدادي از حشرات، مانند حشرات گرده افشان مثل زنبورهاي گرده افشان مضر ميباشند. زيرا در لابهلاي موهاي سطح بدن آنها تجمع پيدا ميکنند و به کلني زنبورهاي عسل منتقل ميشوند و همچنين بر روي لاروهاي آنها نيز تاثيرات مخربي دارند.
گروه دوم (Granules) ميباشند و براي جلوگيري از اثر (Drift) يا باد بردگي سموم ساخته شدهاند. وقتي از گرد آفت کش در طبيعت استفاده ميشود، در اثر وزش باد، مقداري از گرد به خارج از منطقه مورد استفاده منتقل ميشود که اصطلاحاً به اين موضوع (Drift) يا باد بُردگي ميگويند، براي مقابله با اين عامل گرانولها ساخته شدند.
گرانولها، سمومي هستند که اطراف آنها را يک ماده حامل، مانند پودر تالك(Talk) يا رُسهاي وِرميكوليت (Vermicolite) در بر ميگيرد. قطر اين گرانولها عموماً ۲۵صدم ميليمتر تا 5 ميليمتر است و در داخل خاک استفاده ميشوند. تعداد زيادي از سموم که به اين صورت ساخته ميشوند، سيستميک هستند و از طريق ريشه گياهان جذب ميشوند و حشراتي را که در روي قسمت سبزينه فعاليت ميکنند را از بين ميبرند.
گروه ديگر اين سموم، ميکرو کپسولها (Micro capsulated formulation) هستند. ميکرو کپسولها سمومي هستند که اطراف آنها را پوششي از جنس ژلاتين يا آگار (به صورت جامد يا مايع) و در مواردي مواد پليوانيل در برميگيرد. ميکرو کپسولها سموم را بتدريج آزاد ميكنند و براي مبارزه با مگسها و پشهها استفاده ميشوند.
گروه ديگري از سموم خشک، طعمههاي مسموم هستند. طعمههاي مسموم در واقع با مواد غذايي که مورد علاقه آفات، يا جوندگان هستند مخلوط شده و از اين طريق مورد استفاده قرار ميگيرند. البته در مواردي طعمههاي مسموم ممکن است به صورت آماده وجود داشته باشند که اين طعمهها عمدتاً براي جوندگان بکار ميروند. در مورد گياهان زينتي، بيشتر شامل ملخها و آبدزدکها ميشوند.
گروه ديگري از ترکيبات شيميايي، خميرها (Pastes) هستند. در اين فرمولاسيون، ماده سمي را با يک ماده كه خاصيت فرار بودن دارد مخلوط ميکنند و بعد مقداري ماده چسبناک به آن اضافه ميشود. از جمله اين سموم، ترکيبي است بنام آنتي تارلو که براي مبارزه با آفات چوبخوار در داخل ساقه و تنه درختان مورد استفاده قرار ميگيرد.
بطور كلي در بين سموم، گَردها بيشترين خطرات را براي جانداران مخصوصاً حشرات مفيد دارند.
فرمولاسيونهاي مخصوص محلولپاشي
- گردهاي خيس شونده Wetable powder
- امولسيون شوندهها Emulcitable concentrate
- امولسيونهاي معكوس Inverted emulsion
- محلولهاي قابل حل در آب Water solvable concentrate
- پودرهاي قابل حل در آب water solvable powder
- سوسپانسيونهاي كلوئيدي Flowable
- فرمولاسيون غليظ با حجم كم Ultra volume
- محلولهاي روغني Oil solution
- فرمولاسيون آماده مصرف Ready to use
قطر گردهاي خيس شونده حدود 3 ميكرون است و وقتي داخل آب حل شوند بصورت سوسپانسيون نسبتاً پايداري در ميآيند.* سموم
- سموم معدني
- روغنها
- هيدروكربنهاي كلره
- حشرهكشها
- سموم فسفره
- كارباماتها
- كنهكشها
- حلزونكشها
- سموم گازي
- سموم هورموني
سموم معدني
- گوگرد معدني
- تركيبات آرسنيكي
- تركيبات فلوئوره
از ديگر ترکيبات معدني ميتوان به ترکيبات آرسنيکي و ترکيبات فلوئوره اشاره کرد که اين ترکيبات بطور كلي در روي گياهان ايجاد گياه سوزي ميکنند، و در حال حاضر کاربرد آنها بسيار محدود ميباشد. از جمله ترکيبات معدني که هنوز هم به صورت کم و بيش و در رابطه با برخي از آفات و عوامل بيماريزا کاربرد دارد گوگرد است که براي مبارزه با قارچها استفاده ميشود. ولي گوگرد، بر روي حشرات مفيد، مخصوصاً بر روي کنههاي شکارگر اثرات مخربي دارد و لذا کاربرد بسيار محدودي دارد.
گوگرد معدني
تركيبات آرسنيكي
- گِل گوگرد
- محلول در آب (آرسنيك سفيد، ارسنيات سديم، ارسنيت سديم)
- گوگرد آسيابي
- غير محلول در آب (سبز پاريس، ارسنيات كلسيم، ارسنيات سرب)
- گوگرد قابل تعليق در آب
- گوگرد کلوئيدي
- مخلوط پليسولفور
تركيبات فلوئوره
- فلوئوريد سيدم
- فلوئوروآلومينات سديم
- فلوئوروسيليكات سديم
- فلوئوروسيليكات باريوم
روغنها
دومين گروه سموم روغنها هستند. روغنها به شکلهاي معدني، حيواني و گياهي در مبارزه با آفات کاربرد دارند، ولي بيشترين کاربرد آنها مربوط به روغنهاي نفتياست. در گذشته ترکيبات روغني که از نفت استخراج ميشدند، براي مبارزه با آفات و مخصوصاً شپشكها و کنهها مورد استفاده قرار ميگرفتند كه به شدت ايجاد گياه سوزي مي کردند. اما ترکيباتي که در حال حاضر مورد استفاده قرار مي گيرند گياه سوزي ندارند. درجه سلفوناسيون ترکيباتي که در تابستان براي مبارزه مورد استفاده قرار مي گيرد.بين 90 تا 98 درصد و براي ترکيباتي که در زمستان مورد استفاده قرار مي گيرد بين ۷۰ تا 90 درصد مي گيرد.
درجه سولفوناسيون مقدار درصد هيدروكربنهاي اشباع نشده، خارج شده از روغن (در مراحل تصفيه) ميباشد. به اين معني كه اگر روغني داراي درجه سولفوناسيون 98 درصد مي باشد. حدود 98 در صد از هيدرو کربن هاي اشباع نشده آن در طي مراحل تصفيه از روغن خارج شده اند.
هيدروکربنهاي کلره
گروه ديگري از سموم هيدروکربنهاي کلره هستند و از اولين سموم آلي مصنوعي هستند که توسط بشر براي مبارزه با آفات ساخته شدهاند. عليرغم خدمات بسيار ارزندهاي که در طي جنگ جهاني به انسان کردهاند، بعد از مشخص شدن پايداري بسيار شديد آنها در طبيعت، بسيار محدود شدند. اين سموم بصورت انتخابي عمل نميكنند و همهي اجزاء طبيعت، اعم از انسان و ساير گروههاي جانوري را تحت تاثير قرار ميدهند. بعلاوه در بافتهاي چربي نيز تجمع پيدا ميكنند. تركيبات كلره نيز به چند دسته تقسيمبندي ميشوند كه عبارتند از:
1– ددت و آنالوگهاي آن (دِدِت متوکسي کلر)
۲– هگزا آلکروسيلکوهگزان يا گامکسان (ليندين)
۳– سيکلودينها (آلدرين، ديآلدرين، هپتاکر ، کلردان و آندوسولفان )
۴– پلي کلروترپن ( توکسافن و استروبان)
ددت - از جمله سمومي که براي مبارزه با آفات ساخته شده است ولي بعد از آن، آنالوگهاي مختلفي از اين سم در مبارزه با آفات مورد استفاده قرار گرفتند.
گامكسان - يکي از سموم اين گروه به نام ليندين براي مبارزه با آفات ريشه خوار مثل سوسکهاي ريشه خوار خانواده (Scabaeidae) مورد استفاده قرار ميگيرد.
پلي كلروترپن – از جمله اين حشرهکشها توکسافن است که در گذشته کاربرد بسيار زيادي در مبارزه با آفات پنبه داشته ولي در حال حاضر سموم بهتري جايگزين آن شده است.
حشره كشها
گروه ديگر از حشرهکشها، حشرهکشهاي گياهي هستند. گياهان از حدود ۴۰۰ ميليون سال قبل بر روي کره زمين زندگي ميکردند و براي مقابله با آفات، ترکيبات مختلفي در آنها تکامل پيدا کرده است. برخي گياهان خواص ضد تغذيه دارند و برخي در مواردي منجر به مرگ حشرات ميشوند. استفاده از حشرهکشهاي گياهي در حال حاضر بسيار محدود شده است. عليرغم اينکه در برخي از کشورهاي آفريقايي در حال حاضر هم تعدادي از گياهان را براي استحصال سم، کِشت ميکنند.
از مهمترين حشرهکشهاي گياهي عبارتند از:
الف) نيکوتين؛ که از ترکيبي از بعضي گياهان مانند(Nicotina rustica) و (Nicotina tubacum)استخراج ميشود و بر عليه شتهها و ساير حشرات مکنده مثل زنجرکها، بسيار موثر است.
ب) روتنون؛ که از گياهاني مانند (Derris elliptica) استخراج ميگردد و بر روي حشرات مکنده فوقالعاده موثر است. اين سم روي ماهيها هم تاثير ميگذارد.
ج) ريانودين؛
د) پيرترين؛ (Pyrethrins) که سابقهي کار با آنها بسيار قديمي است و اولين بار در ايران و توسط ايرانيها استفاده شده است، و از گياهان كريزانتِموم (Chrysantemum) استخراج ميشود.
امروز ترکيبات متعددي بر اساس (Pyrethrins) ساخته شده است و بر عليه بسياري از حشرات بکار گرفته ميشوند مانند آلترين، دلتامترين، سپترامترين و تعداد ديگر که سموم تماسي و گوارشي هستند و اثر ضربهاي بسيار شديدي دارند.
سموم فسفره
گروه ديگر از سموم، سموم فسفره هستند که بسيار متنوع و داراي گروههاي متعددي ميباشند و در مقايسه با سموم کلره داراي مزايا و معايبي ميباشند. سموم فسفره عبارتند از:
- مشتقات اسيد فسفريک (تترااتيل پيروفسفات، هپتنوفوس، ديکرووس، فسفاميدون، ديکروتوفوس و مونوکروتوفوس و غيره)؛
- مشتقات اسيد فسفر و تيوبيک (پاراتيون، متيل پاراتيون، اكسي دي متون متيل، فنيتروتيون، فنتيون، ديازينون، فوکسيم، پيريمفوس متيل، پروپتامفوس، تري ازوفوس)؛
- مشتقات اسيد فسفر و دي تيوئيک (مالاتيون، آزينفوس متيل، فوزالون، اتيون، فوسمت، متيرا تيون، فنتوات، فوريت، تيومتون، ديمتوات، فورموتيون)؛
- مشتقات اسيد فسفريک (نظير تري کلروفن)؛
- مشتقات فسفر و آميدات (متاميدوفوس، آسفات).
مزاياي سموم فسفره
1- داراي تاثير سريع هستند؛
2- در طبيعت دوام زيادي ندارند؛
3- اثر كنهكشي و حشرهكشي آنها از تركيبات كلره شديدتر است؛
4- در بافت چربي و زنجيرههاي زيستي تجمع پيدا نميكنند؛
5- ميزان مصرف آنها در واحد سطح نسبت به تركيبات كلره كمتر است.
معايب سموم فسفره
1- بروز مقاومت در آفات بويژه آفات چند نسلي؛
2- سميت شديد براي انسان و جانوران خونگرم؛
3- طيف تاثير وسيع آنها باعث ظهور آفات ثانوي ميشود.
ترکيبات کاربامات گروه ديگري از سموم هستند که نخستين آنها سمي بنام (Physostigmine) است که از گياهي با نام (Physostigma venenosum) که محل رويش آن در آفريقاي جنوبي ميباشد استخراج ميشود.
ترکيبات کاربامات سمومي هستند که هسته مرکزي آنها اسيد کارباميک (COONH2) است و شامل دو گروه اصلي ميباشند.
تركيبات كاربامات
1- دي متيل کارباماتها (پيرولان، ايزولان، دي متيلان، پريميکارب). براي مبارزه با مگسها مورد استفاده قرار ميگيرند اما امروزه کاربرد آنها محدودتر شده است؛
2- متيل کارباماتها که داراي استفاده وسيعي هستند و به چندين گروه تقسيم ميشوند:
الف) نفتيل کارباماتها (كاربايل)
مهمترين تركيب اين گروه كاربايل است كه عليه حشرات، نرمتنان و كنههاي دامي موثر است؛
ب) متيل کارباماتهاي هتروسيکليك (كاربوفوران، بنديوكارب)
يکي از مهمترين ترکيبات اين گروه کاربوفوران است که داراي خاصيت سيستميک بوده و عليه آفات خاکزي، برگخوار و ساقهخوار و نماتدها موثر است. کاربوفوران سمي بسيار قوي است که به دليل اثر فوقالعاده قوي بصورت گرانول ساخته ميشود و در داخل خاک براي مبارزه با آفات مورد استفاده قرار ميگيرد. اين سم سيستميک بوده و از طريق ريشه گياهان جذب مي شود و حشراتي را که در روي گياهان جمع ميشوند را از بين ميبرد
ج) فنيل کارباماتها (مگزاكاربات، پروپوکسور، ميتو کارب)
پروپوکسور سمي با دو نوع فرمولاسيون ميباشد که يک نوع آن براي مبارزه با حشرات خانگي (به صورت حشرهكش) و نوع ديگر براي شتهها و كنهها در گلخانهها و مزارع استفاده ميشود؛
ميتوکارب داراي طيف وسيعي بوده و عليه گروههاي مختلفي از حشرات، كنهها و نرمتنان و حتي سخت بالپوشان، دوبالان، پروانهها مورد استفاده قرار ميگيرد؛
د) اُگزايمها (آلديکارب، متوميل و تيوديکارب)
همه جزء سموم سيستميک هستند و عليه طيف وسيعي از آفات در مزارع و گلخانهها استفاده ميشوند.
كنهكشها
گروه ديگري از آفتکشها، کنه کشها هستند که طيف وسيعي از سموم را شامل ميشوند. کنهها مخصوصاً کنههاي خانواده (Tetranychidae) از جمله آفات بسيار مهم گياهان زينتي و محصولات گلخانهاي به شمار ميآيند. براي مبارزه با اين آفات، تعدادي از سموم فسفره، کلره و کاربامات مورد استفاده قرار ميگيرند و در عين حال تعدادي کنهکش اختصاصي نيز وجود دارند.
كنهكشها
- سموم گوگردي؛
- گوگرد معدني؛
- سموم گوگرد آلي؛
-سولفونها (تتراديفون)؛
- سولفوناتها (فنزون، كلرفنزون)؛
- سولفيتها (پروپارژيت)؛
- سولفيدها (تتراسول، كلرفن سولفيد).
سموم گوگرد آلي داراي ساختمان شيميايي شبيه به ساختمان شيميايي (D.D.T) هستند اما با اين تفاوت که به جاي اتم کلر مرکزي، اتم گوگرد قرار گرفته است. اين ترکيبات، همه مراحل مختلف سني کنهها، از جمله تخم آنها را از بين ميبرند.
گروه ديگر از کنهکشها، آنالوگهاي د .د .ت هستند- کلروفنتول - ديکلوفول - کلروپروپيلات - کلروبنزيلات - بروموبروپيلات .
نيتروفنولها گروه ديگر از کنهکشها هستند.
- دينوبوتون، بيناپاکريل؛
- اين ترکيبات علاوه بر خاصيت کنهکشي، خاصيت قارچ کشي نيز دارند.
آخرين گروه کنهکشها اُرگانوتينها هستند.
- سي هگزاتين، آزوسيکلوتين، فن بوتاتين اكسايد؛
- در ساختمان شيميايي آنها اتم قلع (Sn) وجود دارد؛
- همه مراحل متحرك كنهها را از بين ميبرند؛
- بعضي از آنها علاوه بر خاصيت کنهکشي، خاصيت دور کنندگي و ضد تغذيهاي نيز دارند.
حلزونكشها
گروه ديگر از آفتکشها حلزونکشها هستند، حلزونها گاهي اوقات و تحت شرايط خاصي با عنوان آفات نسبتاً مهم محصولات گلخانهاي و گياهان زينتي در ميآيند.
براي مبارزه با حلزونها سمومي که مورد استفاده قرار ميگيرند محدود هستند.
- مهمترين تركيب مورد استفاده در مبارزه با نرمتنان متالدئيد است؛
- بعضي از حشرهكشها نظير كاربايل، ميتوكارب و مگزاكاربات خاصيت نرمتنكشي نيز دارند.
متالدئيد سمي تماسي و گوارشي است و همانند ساير سموم بصورت محلولپاش مورد استفاده قرار ميگيرد. براي توليد يك طعمهي مسموم براي حشرات، سبوس را با گرد متالدئيد مخلوط ميکنيم و بتدريج مقداري آب به آن اضافه ميکنيم، البته نبايد آب به مقداري باشد که سبوس خمير گردد. بعد از اضافه کردن آب طعمه را بصورت يکنواخت يا بصورت کپه در محيطهايي که با نرمتنان مبارزه ميکنيم قرار ميدهيم.
سموم گازي
- کلروپيکرين، اتيلن دي برومايد، متيل برومايد، اتيلن اكسايد و فسفين؛
- سموم گازي عموماً بر روي همه مراحل رشد حشرات و ساير بندپايان موثر هستند؛
- از سموم گازي براي ضدعفوني خاك و از بين بردن آفات محصولات انباري استفاده ميشود.
سموم گازي براي انسان فوقالعاده خطرناک هستند عليالخصوص سم متيل برومايد که باعث بيهوشي و حتي مرگ ميشود، به همين خاطر در کاربرد اين سم حتماً از افراد متخصص استفاده شود.