کنوانسیون های بین المللی

کنوانسیون حقوق افراد دارای معلولیت

http://malardyek.blogfa.com/cat-1.aspx

 

پروتکل اختیاری کنوانسیون حقوق افراد دارای معلولیت

http://malardyek.blogfa.com/cat-2.aspx

 

کنوانسیون بین المللی ممانعت از تجارت غیر قانونی زنان کم سن و سال
http://malardyek.blogfa.com/cat-3.aspx

شماره اس ام اس های ضروری

با پیشرفت تکنولوژِی تماس و ارتباط با بانکها و موسسات و سازمان ها و نهاد ها و بازار بورس و...... از کارهای مهم و ضروری به حساب می آید. به عنوان مثال گرفتن خلافی خودرو خود که تنها با ارسال یک اس ام اس میتوانید این ارتباط ها را انجام دهید.سایت یک موبایل مجموعه از شماره های مهم را برای شما جمع آوری کرده است که می توانید با ارسال یک اس ام اس کار خود را راه بیاندازید.

گرفتن خلافی ماشین :30005151 ( عدد عمودی کنار کارت رو بفرستید)

گزارش اطلاع دادن تخلف تاکسی : 30004246( شماره پلاک ماشین متخلف رو بفرستید)

رهگیری نامه پستی : 2000441 (ابتدا حرف Rرا بنویسید و بعد شماره روی رسید پستی رو )

مشکلات شهری (شهرداری) : 3000137

اعلام نتیجه کنکور شب قبل از قرارگرفتن در سایت سنجش : 2000000 (شماره داوطلبی رو بفرستید)

با خبر شدن از اخبار انجمن فارغ التحصیلان دانشگاه : 10001336

دیکشنری : 1000384 یا 1000370 (لغت مورد نظر رو بفرستید)

لغت نامه آریان پور : 2000444 Word-to-translate

ایجاد پست در پرشین بلاگ : 300072

خدمات بانک ملت : 200033

خدمات بانک اقتصاد نوین : 200050

خدمات بانک سپه:200020 - 200021-200022

خدمات بانک کشاورزی : 2000911- 200093

خدمات بانک سامان : 20000

خدمات بانک صادرات :200060

خدمات بانک تجارت : 200070

(توجه داشته باشید برای استفاده از خدمات بانک ها اول باید در شعب درخواست رو پر کنید)

اطلاعات پرواز : 2000444 : ( با این فرمت : پرواز Filight-code)

نرخ ارزهای رایج : 2000444 با این فرمت : Currency-name

اطلاعات هوا : 1000305 ( پیش شماره شهر مورد نظر بدون صفر رو بفرستید)

ساعت کشورها : 1000392 (نام کشور رو بفرستید)

مکان های دیدنی هر شهر : 1000394

مسافت بین شهر ها : 1000396

آخرین بازی های کامپیوتری : 1000400

جدیدترین نرم افزار ها : 1000401

اطلاع از اینکه دامین مورد نظر رجستر شده یا خیر : 1000355

بورس - نرخ سهام یک شرکت : 2000444 --بنویسید : Bourse sompany -id

بورس - بیشترین افزایش قیمت : 2000444 --بنویسید : Bourse high

بورس- کمترین افزایش قیمت : 2000444 ( بنویسید : Bourse low)

اوقات شرعی : 2000916

چاوشی و شیوه استقبال زائران اماکن متبرکه در ملارد

چاوشي 

در ملارد بسيار قديم هنگامي که کسي قصد سفر مکه، کربلا، نجف و مشهد را داشت، يک نفر چاوشي
خوان مي
گرفت و او از يکي دو ماه مانده به سفر، در کوچه
ها چاوشي مي
خواند و ضمن آن اعلام مي
نمود که چه کسي قصد سفر به کجا را دارد. اين چاوشي
خواني موجب مي
گرديد تا افراد ديگري نيز که علاقمند به چنين سفري بودند در جريان قرار گرفته و چنان
که آنان نيز قصد اين سفر را دارند با وي همراه شوند. چاوشي
خوان، به يکي دو روستاي پيرامون نيز مي
رفت و در آن
جا نيز چاوشي مي
خواند و بدين وسيله راغبين به اين سفر را آگاه مي
نمود. نتيجه آن مي
شد که با پيوستن افراد ديگر، کارواني چند نفره از اهالي يکي دو روستا عازم سفر مي
گرديد.

    با آمدن وسايل نقليه جديد، باز هم چاوشي
خواني براي کساني که به اماکن متبرکه مي
رفتند ادامه داشت، تا به مرور ايام منسوخ گرديد. ولي چاوشي
خواني براي کساني که از زيارت اماکن متبرکه باز مي
گشتند تا امروز ادامه دارد.

    در قديم هنگامي که کسي از مشهد مي
آمد برايش اسفند و کندر دود کرده اين چاوشي را مي
خواندند:

اول بـه مدينـه مصطفي را صلوات                   دوم به نجف شيـر خدا را صلوات

در کرب و 
بلا به شمر ملعون لعنت                    در توس غريب 
الغربـا را صلوات

    ولي امروزه اين چاوشي براي کساني که از مکه و عتبات عاليات (کربلا و نجف و کاظمين) مي
آيند خوانده مي
شود.

 

 

شيوه استقبال

هنگامي که کسي از مکه يا عتبات عاليات مي
آمد جمعي از اهالي يک کيلومتر يا بيشتر به استقبال او مي
رفتند و هنگامي که حاجي يا کربلايي به محل استقبال مي
رسيد، از طرف خانواده، اقوام و دوستان نزديک يکي دو گاو و گوسفند زير پاي او قرباني مي
کردند. پس از روبوسي؛ حاجي يا کربلايي را با سلام و صلوات و در حالي که يک نفر چاوشي مي
خواند و در مسير راه او اسفند و کُندُر دود مي
شد به ملارد مي
آوردند.

    در مسير راه، اهالي يکي يکي و يا چندنفره به استقبال مي
رفتند و او را تا خانه همراهي مي
نمودند. در چند نقطه از مسير راه نيز گوسفند و گوساله
اي قرباني مي
گرديد و سپس اهالي به خانه
هاي خود رفته و از چند ساعت بعد گروه گروه به ديدن حاجي يا کربلايي مي
رفتند. اگر حاجي يا کربلايي در تاريکي مي
رسيد، علاوه بر آنچه گفته شد، در محل استقبال و نقاطي از مسير راه، آتش روشن مي
کردند و يا با فاصله
هاي طولاني فانوس مي
گذاردند و بعدها در مسير راه چراغ زنبوري روشن مي
کردند.

  

ادامه نوشته

خاطرات بچه های ملارد

سلام

خوب شد که تو هم اومدی تو

ساده می نویسم و ساده می گم

چونکه این موضوع فقط برای خاطرات بچه ملاردی هاست

هر نوشته ای رو که علاقه مند هستی و فکر می کنی که می تونه یه ملاردی رو به گذشته بفرسته رو بفرست

حتما از اون استفاده می کنم

این می شه تاریخ شفاهی دیگه ای از ما

که آینده ها و بچه های من یا خودت بتونند از اون استفاده کنند

موضوعات هم به انتخاب خودتون می تونه :

از ساختار 

زندگی

خونه ها

سرکار رفتن

باعها

کوچه باغها

دوستهایی که خیلی وقته ندیدمشون

یا به رحمت خدا رفتند ( براب همه اونا یک صلوات بفرست)

برای زیباییها و زشتی ها

برای کوجه های خاکی

یاد معلمها 

دبیرها

هم کلاسیها

و...

هر چه که دوست داری 

و می شه اون رو به دیگران به اشتراک گذاشت

البته قول می دم اونا رو از بخش نظرات خارج و به عنوان موضوع تو بلاگ بذارم

پس بگو :

1- اولین خاطره رو خودم می گم

ماجرا برای سالهای خیلی دوره و اگه اشتباه نکنم برای سال 1366 می شه

اون وقتا با توجه به روزهای جنگ و خاطرات تلخ و شیرینش ، حرکات جالبی داشت و یکی از اونا برای من اتفاق افتاد ، پدر خدا بیامرز من باغدار بود و بهار و تابستون کارگر داشت که یک گروه از آنها 12 نفر برادر کرد به همراه پدرشون بود که هر سال به باغ ما می اومدند تا آخرهای تابستون کار می کردند

از همه مهمتر تهیه نون برای صبونه ، ناهار ، عصرونه و شام اونا بود و با توجه به صفهای طویل نونواییها یک روز در میون ساعت پنج و نیم صبح من و برادرم باید می رفتیم و نون می گرفتیم تازه این همه مصیبت برای صبحونه بود و با توجه به اینکه بربریها 3 تا و لواشیها 20 تا و یکدونه تافتونی ملارد که روبروی پمپ بنزین بود 5تا بیشتر نون نمی دادند یکی از کارگرها فقط صف نون می رفت برای وعده های دیگه

اگه یادتون باشه جاایکه الان پارکینگ تاکسی سرویسه یعنی کنار پاساژ حاجی صفایی مهر که اون وفتها اسمش سوپر مارکت جهان بود گاراژ ماشین بود و مرحوم فانی هم متصدی اونجا یود ، و یا راه تنگ مال رو از کنار اونجا می گذشت و از منار الکتریکی نور که برای حاج حسن کاظمی بود می شد رفت نونوایی بربری جنب داروخانه مرحوم خلج .

اما اصل ماجرا اینجاست که گاراژ چندتا سگ داشت ، سگ بودن وجدانا ، و هر روز صبح یه جور بهانه می گرفتم تا نرم نون بگیریم ولی گوشی بدهکار این حرفا نبود و برای رفتن چاره ای جز چشم گفتن نبود .

منم یک کار جالب میکردم اول از همه یادم نمی یاد که تا  بودن اون گاراژ تو صبح از جاده کناری برم نونوایی و از دیوار خونه و دور از چشم پدر و مادر م چندتا آجر می کندم و می رفتم نون بگیرم هیچ وقت فکر نکرده بودم که با گفتن مسئله شاید بتونم مشکل رو جور دیگه ای حل کنم ( داخل پرانتز بگم اصلا روم نمی شد نه من نه همه هم سن و سالهای من که حرف پدر مادر رو گوش ندیم فقط بعضی وقتا بهونه می گرفتیم)

خلاصه به جوب آسیاب که میرسیدم سگ بگیره که از همه خطری تر بود اونجا بود انگار بی وجدان می دونست که می خوام برم اونجا ، تا من و می دید حمله می کرد و من هم هر چی آجر همرام بود و سمت اون پرت می کردم اون سگه هم فرار می کرد تو کوچه شاه غلام خدا بیامرز و منم روز بد نبینید ، تا انبار می دویدم ( سوله بسیج کنونی) و خوشبختانه صفهای طویل برکت برپشتن من بودند چراکه از هفت ، هشت صبح زودتر بر نمی گشتم و تا اون موقع چندتا آدم رد می شدند و نوبت استراحت سگها شروم می شد

ولی الانه که الانه و سالها گذشته نمی دونم چرا هر وقت که از اونجا رد می شم یاد گاراژ و سگ و دویدن می افتم !

عکسها از : http://mw2.google.com/mw-panoramio/photos/medium/50554517.jpg

چهل حديث گهربار از حضرت فاطمه زهراء (س)

1.   ره آورد خلوص در عبادت


قالت فاطمة الزهراء سلام الله عليها: من أصعد إلی الله خالص عبادته، أهبط الله عزوجل إلیه أفضل مصلحته.


فرمود: کسی که عبادت خالص خود را به خداوند متعال تقدیم می‌کند (و فقط برای رضای او عمل می‌کند﴾ خداوند نیز بهترین مصلحت خود را بر او نازل می‌كند.


تحف العقول ص۹۶۰


2.   مرگ محبان شهادت است

عَنْ فَاطِمَةُ بِنْتَ مذوسَى بْن ر جَعْفَر (ع)... عَنْ فَاطِمَةَ بِنْت ِرَسُول ِاللّهِ صَلَّى اللّه عَلَیه ِوَ آلِهِ وِ سَلَّمَ ، قالَتْ (سلام الله عليها): قَالَ رَسُولُ اللّه ِصَلَّى اللّه ِعَلَیه ِوَ آلِه ِوَ سَلَّمَ : «ألا مَنْ ماتَ عَلى حُبِّ آل ِمُحَمَّد ماتَ شَهِیداً.


فاطمه معصومه(س)، از دختر امام صادق (ع) روایتى نقل مي‌کند که سلسله سندش به حضرت فاطمه زهرا (س) مى‌رسد که آن حضرت مى‌فرماید: حضرت رسول اکرم (ص) فرمود: «آگاه باشید! هرکس با محبّت آل محمّد ازدنیا برود شهید از دنیا رفته است.»


عوالم العلوم، ج ٢١، ص ٣٥٣


3.   دوستدار علی (ع﴾ سعادتمند است

 قالَتْ (سلام الله عليها): ان السعید، کل السعید، حق السعید من أحب علیا فی حیاته و بعد موته

فرمود: همانا سعادتمند(به معنای) کامل و حقیقی کسی است که امام علی(ع) را در دوران زندگی و پس از مرگش دوست داشته باشد.

شرح نهج البلاغه ج 2، ص 449 مجمع الزّوائد: ج 9، ص 132

4.   معرفی خاندان پیامبر

قالَتْ (سلام الله عليها): نحن وسیلته فی خلقه و نحن خاصته و محل قدسه و نحن حجته فی غیبه و نحن ورثه أنبیائه

فرمود: ما اهل بیت رسول خدا(ص) وسیله ارتباط خدا با مخلوقاتیم ما برگزیدگان خداییم و جایگاه نيکی‌ها، ما دلیل‌های روشن خداییم و وارث پیامران الهی.

(شرح‌ نهج‌ البلاغه‌  ج‌ 16 ، ص‌ 211)


5.   ثواب قرائت سوره‌های قرآن حدیث

قالَتْ (سلام الله عليها): قاریءُ الحدید، و اذا وقعت، و الرحمن، یدعی فی السموات و الارض، ساکن الفردوس

فرمود: تلاوت کننده سوره حدید و واقعه و الرحمن در آسمانها و زمین اهل بهشت خوانده می‌شوند.

(کنزالعمال ، ج‌ 1 ، ص582)


6.   بهترین و ارزشمندترین کسان 


قالَتْ (سلام الله عليها): خیارکم الینکم مناکبة و اکرمهم لنسائهم

فرمود: بهترین شما کسی است که در برخورد با مردم نرم‌تر و مهربان‌تر باشد و ارزشمندترین مردم کسانی هستند که با همسرانشان مهربان و بخشنده اند.

(دلال الامامه ص76 و کنزالعمال ، ج‌ 7، ص225) 


7.   خداوند در دنیا برای مؤمنین سه چیز پسندید

قالَتْ (سلام الله عليها): حبب الی من دنیاکم ثلاث: تلاوة کتاب الله و النظر فی وجه رسول و الانفاق فی سبیل الله

فرمود: از دنیای شما سه چیز محبوب من است: 1- تلاوت قرآن 2- نگاه به چهره رسول خدا 3-انفاق در راه خدا .

(وقایع الایام خیابانی، جلد صیام، ص295) 


8.   ره آورد‌های اطاعت و امامت اهل بیت (ع﴾

قالَتْ (سلام الله عليها): فجعل الله...اطاعتنا نظاما للملة و امامتنا أمانا للفرقة

فرمود: خدا اطاعت و پیروی از ما اهل بیت را سبب برقراری نظم اجتماعی در امت اسلامی و امامت و رهبری ما را عامل وحدت و در امان ماندن از تفرقه‌ها قرار داده است.

(بحار الانوار، ج 43، ص 158) 


9.   ره آورده‌های ایمان و نماز

قالَتْ (سلام الله عليها): فجعل الله الایمان تطهیرا لكم من الشرك ، و الصلاة تنزیها لكم عن الكبر


فرمود: خدای تعالی ایمان را برای پاکیزگی از شرک قرار داد ، و نماز را برای دوری از تکبر و خودخواهی.


(احتجاج طبرسی،ج1،ص258)


10.              امام مانند کعبه است

قالَتْ (سلام الله عليها): مَثَلُ الإمام مَثل الكَعبة إذ تُؤتي وَ لا تَأتي

از حضرت فاطمه زهرا (علیها السلام) روایت شده که رسول خدا فرمودند: امام همچون کعبه است که باید به سویش روند، نه آنکه (منتظر باشند تا) او به سوی آنها بیاید.

(بحار الانوار ، ج 36 ، ص 353)


11.              ره آوردهای جهاد و صبر:

قالَتْ (سلام الله عليها): جعل الله ... الجهاد عز للإسلام، و الصبر معونة علي استيجاب الأجر


فرمود: خداوند جهاد را موجب عزت و هیبت اسلام، و صبر را وسیله استحقاق و شایستگی پاداش حق تعالی قرار داد.


(احتجاج طبرسی، ج 1، ص 258)


12.              ره آوردهای ایمان و عدل

قالَتْ (سلام الله عليها): فَفَرَضَ اللّه‏ُ الايمانَ تَطهيرا مِنَ الشِّركِ... وَ العَدلَ تَسكينا لِلقُلوبِ


فرمود: خداوند ایمان را براى پاکى از شرک... و عدل و داد را براى آرامش دل‏ها واجب نمود.


(من لایحضره الفقیه، ج 3، ص 568)


13.              داور فرشتگان

عن عَبْدُ اللّهِ بْنِ مَسْعُود، فالَ: أتَيْتُ فاطِمَةَ صَلَواتُ اللّهِ عَلَيْها، فَقُلْتُ: أيْنَ بَعْلُكِ؟ فَقالَتْ (عليها السلام): عَرَجَ بِهِ جِبْرئيلُ إلَى السَّماءِ، فَقُلْتُ: فيما ذا؟ فَقالَتْ: إنَّ نَفَراً مِنَ الْمَلائِكَةِ تَشاجَرُوا فى شَيْىء، فَسَألُوا حَكَماً مِنَ الاْدَمِيّينَ، فَأَوْحىَ اللّهُ إلَيْهِمْ أنْ تَتَخَيَّرُوا، فَاخْتارُوا عَليِّ بْنِ أبي طالِب (عليه السلام).

عبد اللّه بن مسعود گوید: روزى بر فاطمه زهراء(علیها السلام)وارد شدم و عرضه داشتم: همسرت کجا است؟ فرمود: همراه جبرائیل به آسمان عروج نموده است، گفتم: براى چه موضوعى؟ فرمود: بین عدّه اى از ملائکه الهى مشاجره اى شده است؛ و تقاضا کرده اند یک نفر از آدم‌ها بین ایشان حکم و قضاوت نماید؛ و خداوند به ملائکه وحى فرستاد: خودتان یک نفر را انتخاب نمائید؛ و آن‌ها هم حضرت علىّ بن ابى طالب (علیه السلام) را برگزیدند.

اختصاص شیخ مفید: ص 213، س 7، بحارالأنوار: ج 37، ص 150، ح 15.

14.               معرفی امام علی علیه السلام

قالَتْ (عليها السلام): وَهُوَ الإمامُ الرَبّانى، وَالْهَيْكَلُ النُّورانى، قُطْبُ الأقْطابِ، وَسُلالَةُ الاْطْيابِ، النّاطِقُ بِالصَّوابِ، نُقْطَةُ دائِرَةِ الإمامَةِ.

فرمود: حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) در تعریف امام علىّ (علیه السلام) فرمود : او پیشوائى الهى و ربّانى است، تجسّم نور و روشنائى است، مرکز توجّه تمامى موجودات و عارفان است، فرزندى پاک از خانواده پاکان مى باشد، گوینده اى حقّ گو و هدایتگر است، او مرکز و محور امامت و رهبریت است.

ریاحین الشّریعة: ج 1، ص 93.

15.              محمد و علی پدران امت

فرمود: قالَتْ (عليها السلام): أبَوا هِذِهِ الاْمَّةِ مُحَمَّدٌ وَ عَلىٌّ، يُقْيمانِ أَودَّهُمْ، وَ يُنْقِذانِ مِنَ الْعَذابِ الدّائِمِ إنْ أطاعُوهُما، وَ يُبيحانِهِمُ النَّعيمَ الدّائم إنْ واقَفُوهُما.

فرمود: حضرت محمّد (صلى الله علیه وآله) و علىّ (علیه السلام)، والِدَین این امّت هستند، چنانچه از آن دو پیروى کنند آن‌ها را از انحرافات دنیوى و عذاب همیشگى آخرت نجات مى دهند؛ و از نعمت‌هاى متنوّع و وافر بهشتى بهره مندشان مى سازند.

تفسیر الإمام العسکرى (علیه السلام): ص 330، ح 191، بحارالأنوار: ج 23، ص 259، ح 8.

16.دعاي حضرت در حق شيعيان

قالَتْ (سلام الله عليها): إلهى وَ سَيِّدى، أسْئَلُكَ بِالَّذينَ اصْطَفَيْتَهُمْ، وَ بِبُكاءِ وَلَدَيَّ فى مُفارِقَتى أَنْ تَغْفِرَ لِعُصاةِ شيعَتى، وَشيعَةِ ذُرّيتَى.

فرمود: خداوندا، به حقّ اولیاء و مقرّبانى که آن‌ها را برگزیده اى، و به گریه فرزندانم پس از مرگ و جدائى من با ایشان، از تو مى خواهم گناه خطاکاران شیعیان و پیروان ما را ببخشى.

کوکب الدّرىّ: ج 1، ص 254.

17.              شیعه کیست؟

قالَتْ (سلام الله عليها): شيعَتُنا مِنْ خِيارِ أهْلِ الْجَنَّةِ وَكُلُّ مُحِبّينا وَ مَوالى اَوْليائِنا وَ مُعادى أعْدائِنا وَ الْمُسْلِمُ بِقَلْبِهِ وَ لِسانِهِ لَنا.

فرمود: شیعیان و پیروان ما، و همچنین دوستداران اولیاء ما و آنان که دشمن دشمنان ما باشند، نیز آن‌هائى که با قلب و زبان تسلیم ما هستند بهترین افراد بهشتیان خواهند بود.

بحارالأنوار: ج 68، ص 155، س 20، ضمن ح 11.

18.              اگر بیگناهان مبتلا نمی‌شدند نفرین می‌کردم

قالَتْ (سلام الله عليها): وَاللّهِ يَابْنَ الْخَطّابِ لَوْلا أنّى أكْرَهُ أنْ يُصيبَ الْبَلاءُ مَنْ لا ذَنْبَ لَهُ، لَعَلِمْتَ أنّى سَأُقْسِمُ عَلَى اللّهِ ثُمَّ أجِدُهُ سَريعَ الاْجابَةِ.

فرمود: ای پسر خطّاب! سوگند به خداوند، اگر ناپسند نمی‌داشتم که عذاب الهى بر بى گناهى، نازل گردد؛ متوجّه مى شدى که خدا را قسم مى دادم و نفرین مى کردم. و مى دیدى چگونه دعایم سریع مستجاب مى گردید.

اصول کافى: ج 1، ص 460، بیت الأحزان: ص 104، بحارالأنوار: ج 28، ص 250، ح 30

19.              هرگز با تو سخن نخواهم گفت

قالَتْ (سلام الله عليها): وَاللّهِ! لا كَلَّمْتُكَ أبَداً، وَاللّهِ! لاَدْعُوَنَّ اللّهَ عَلَيْكَ فى كُلِّ صَلوة.

فرمود: پس از ماجراى هجوم به خانه حضرت، خطاب به ابوبکر کرد و فرمود: به خدا سوگند، دیگر با تو سخن نخواهم گفت، سوگند به خدا، در هر نمازى تو را نفرین خواهم کرد.

صحیح مسلم: ج 2، ص 72، صحیح بخارى: ج 6، ص 176.

20.  بعد از یادآوری حدیث من اسخط فاطمة فقد اسخطنی فرمود:


قالَتْ (سلام الله عليها): إنّى أُشْهِدُ اللّهَ وَ مَلائِكَتَهُ، أنَّكُما اَسْخَطْتُمانى، وَ ما رَضيتُمانى، وَ لَئِنْ لَقيتُ النَبِيَّ لأشْكُوَنَّكُما إلَيْهِ.

فرمود: هنگامى که ابوبکر و عمر به ملاقات حضرت آمدند فرمود: خدا و ملائکه را گواه مى گیرم که شما مرا خشمناک کرده و آزرده اید، و مرا راضى نکردید، و چنانچه رسول خدا را ملاقات کنم شکایت شما دو نفر را خواهم کرد.

بحارالأنوار: ج 28، ص 303، صحیح مسلم: ج 2، ص 72، بخارى: ج 5، ص 5.

21. عهدشکنان برمن نماز نگزارند

قالَتْ (سلام الله عليها): لا تُصَلّى عَلَيَّ اُمَّةٌ نَقَضَتْ عَهْدَ اللّهِ وَ عَهْدَ أبى رَسُولِ اللّهِ فى أمير الْمُؤمنينَ عَليّ، وَ ظَلَمُوا لى حَقىّ، وَ أخَذُوا إرْثى، وَ خَرقُوا صَحيفَتى اللّتى كَتَبها لى أبى بِمُلْكِ فَدَك.

فرمود: افرادى که عهد خدا و پیامبر خدا را درباره امیرالمؤمنین علىّ (علیه السلام) شکستند، و در حقّ من ظلم کرده و ارثیه ام را گرفتند و نامه پدرم را نسبت به فدک پاره کردند، نباید بر جنازه من نماز بگذارند.

بیت الأحزان: ص 113، کشف الغمّة: ج 2، ص 494.

22. بعد از غدیر عذری نمانده است

قالَتْ (سلام الله عليها): إلَيْكُمْ عَنّي، فَلا عُذْرَ بَعْدَ غَديرِكُمْ، وَ الاَْمْرُ بعد تقْصيركُمْ، هَلْ تَرَكَ أبى يَوْمَ غَديرِ خُمّ لاِحَد عُذْراٌ.

فرمود: خطاب به مهاجرین و انصار کرد و فرمود: از من دور شوید و مرا به حال خود رها کنید، با آن همه بى تفاوتى و سهل انگارى‌هایتان، عذرى براى شما باقى نمانده است. آیا پدرم در روز غدیر خم براى کسى جاى عذرى باقى گذاشت؟

خصال: ج 1، ص 173، احتجاج: ج 1، ص 146.

23. ره آورد‌های ایمان و نماز و زکات و صیام و حج

قالَتْ (سلام الله عليها): جَعَلَ اللّهُ الاْيمانَ تَطْهيراً لَكُمْ مِنَ الشّـِرْكِ، وَ الصَّلاةَ تَنْزيهاً لَكُمْ مِنَ الْكِبْرِ، وَ الزَّكاةَ تَزْكِيَةً لِلنَّفْسِ، وَ نِماءً فِى الرِّزقِ، وَ الصِّيامَ تَثْبيتاً لِلاْخْلاصِ، وَ الْحَّجَ تَشْييداً لِلدّينِ

فرمود: خداوند سبحان، ایمان و اعتقاد را براى طهارت از شرک و نجات از گمراهى‌ها و شقاوت‌ها قرار داد. و نماز را براى خضوع و فروتنى و پاکى از هر نوع تکبر، مقرّر نمود. و زکات (و خمس) را براى تزکیه نفس و توسعه روزى تعیین نمود. و روزه را براى استقامت و اخلاص در اراده، لازم دانست. و حجّ را براى استحکام أساس شریعت و بناء دین اسلام واجب نمود.

ریاحین الشّریعة: ج 1، ص 312، فاطمة الزّهراء (س) ص 360، خطبه آنحضرت. احتجاج طبرسی، ج 1.


24. من اولین کسی هستم که به پدرم رسول الله (ص) ملحق می‌شوم

قالَتْ (سلام الله عليها): يا أبَا الْحَسَنِ! إنَّ رَسُولَ اللّهِ (صلى الله عليه وآله وسلم) عَهِدَ إلَىَّ وَ حَدَّثَنى أنّى اَوَّلُ أهْلِهِ لُحُوقاً بِهِ وَ لا بُدَّ مِنْهُ، فَاصْبِرْ لاِمْرِاللّهِ تَعالى وَ ارْضَ بِقَضائِهِ.

فرمود: اى ابا الحسن! ـ همسرم ـ ، همانا رسول خدا با من عهد بست و اظهار نمود: من اوّل کسى هستم از اهل بیتش که به او ملحق مى شوم و چاره اى از آن نیست، پس تو صبر نما و به قضا و مقدّرات الهى خوشنود باش.

بحارالأنوار: ج 43، ص 200، ح 30.

25. ره آورد سه روز سلام بر آنحضرت و پدر بزرگوارش (ص)

قالَتْ (سلام الله عليها): مَنْ سَلَّمَ عَلَيْهِ اَوْ عَلَيَّ ثَلاثَةَ أيّام أوْجَبَ اللّهُ لَهُ الجَنَّةَ، قُلْتُ لَها: فى حَياتِهِ وَ حَياتِكِ؟ قالَتْ: نعَمْ وَ بَعْدَ مَوْتِنا.

فرمود: هر که بر پدرم ـ رسول خدا ـ و بر من به مدّت سه روز سلام کند خداوند بهشت را براى او واجب مى گرداند. راوى گوید: عرضه داشتم: آیا در زمان حیات و زنده بودن؟ فرمود: چه در زمان حیات ما باشد؛ و یا پس از مرگ.

بحارالأنوار: ج 43، ص 185، ح 17.

26. علی علیه السلام به وظیفه الهی عمل کرد

قالَتْ (سلام الله عليها): ما صَنَعَ أبُو الْحَسَنِ إلاّ ما كانَ يَنْبَغى لَهُ، وَ لَقَدْ صَنَعُوا ما اللّهُ حَسيبُهُمْ وَ طالِب2ُهُمْ.

فرمود: آنچه را امام علىّ (علیه السلام) ـ نسبت به دفن رسول خدا و جریان بیعت ـ انجام داد، وظیفه الهى او بوده است، و آنچه را دیگران انجام دادند خداوند آن‌ها را محاسبه و مجازات مى نماید.

الإمامة والسّیاسة: ص 30، بحارالأنوار: ج 28، ص 355، ح 69.

27. جه چیزی برای بانوان بهتر است 

قالَتْ (سلام الله عليها): خَيْرٌ لِلِنّساءِ أنْ لا يَرَيْنَ الرِّجالَ وَ لا يَراهُنَّ الرِّجالُ.

فرمود: بهترین چیز براى حفظ شخصیت زن آن است که مردى را نبیند و نیز مورد مشاهده مردان قرار نگیرد.

بحارالأنوار: ج 43، ص 54، ح 48.

28. یاعلی مرا فراموش مکن

قالَتْ (سلام الله عليها): أوُصيكَ يا أبَا الْحَسنِ أنْ لا تَنْسانى، وَ تَزُورَنى بَعْدَ مَماتى.

فرمود: ضمن وصیتى به همسرش اظهار داشت: مرا پس از مرگم فراموش نکن؛ و به زیارت و دیدار من ـ بر سر قبرم ـ بیا.

زهرة الرّیاض ـ کوکب الدّرى: ج 1، ص 253.

29. برجستگی اندام زنان حتی در حین تشییع جنازه نباید دیده شود

قالَتْ (سلام الله عليها): إنّى قَدِاسْتَقْبَحْتُ ما يُصْنَعُ بِالنِّساءِ، إنّهُ يُطْرَحُ عَلىَ الْمَرْئَةِ الثَّوبَ فَيَصِفُها لِمَنْ رَأى، فَلا تَحْمِلينى عَلى سَرير ظاهِر، اُسْتُرينى، سَتَرَكِ اللّهُ مِنَ النّارِ.

فرمود: در آخرین روزهاى عمر پر برکتش ضمن وصیتى به اسماء فرمود: من بسیار زشت و زننده مى دانم که جنازه زنان را پس از مرگ با انداختن پارچه اى روى بدنش تشییع مى کنند. و افرادى اندام و حجم بدن او را مشاهده کرده و براى دیگران تعریف مى نمایند. مرا بر تخت ـ و بلانکاردى ـ که اطرافش پوشیده نیست و مانع مشاهده دیگران نباشد قرار مده ـ بلکه مرا با پوشش کامل تشییع کن ـ ، خداوند تو را از آتش جهنّم مستور و محفوظ نماید.

تهذیب الأحکام: ج1، ص 429، کشف الغمّه: ج 2، ص 67، بحار:ج 43، ص 189،ح 19.

30. حجاب حتی در برابر مرد نابینا

قالَتْ (سلام الله عليها): ... إنْ لَمْ يَكُنْ يَرانى فَإنّى أراهُ، وَ هُوَ يَشُمُّ الريح. 

فرمود: مرد نابینائى وارد منزل شد و حضرت زهراء (علیها السلام)پنهان گشت، وقتى رسول خدا (صلى الله علیه وآله وسلم) علّت آن را جویا شد؟ در پاسخ پدر اظهار داشت: اگر آن نابینا مرا نمى بیند، من او را مى بینم، دیگر آن که مرد، حسّاس است و بوى زن را استشمام مى کند.

بحارالأنوار: ج 43، ص 91، ح 16، إحقاق الحقّ: ج 10، ص 258.

31. ترک دنیا و مخالفت با غاصبان و...

قالَتْ (سلام الله عليها): أصْبَحْتُ وَ اللهِ! عاتِقَةً لِدُنْياكُمْ، قالِيَةً لِرِجالِكُمْ.

فرمود: بعد از جریان غصب فدک و احتجاج حضرت، بعضى از زنان مهاجر و انصار به منزل حضرت آمدند و احوال وى را جویا شدند، حضرت در پاسخ فرمود: به خداوند سوگند، دنیا را آزاد کردم و هیچ علاقه اى به آن ندارم، همچنین دشمن و مخالف مردان شما خواهم بود.

دلائل الإمامة: ص 128، ح 38، معانى الأخبار: ص 355، ح 2.

32. شیعه اهل بیت کیست؟

قالَتْ (سلام الله عليها): إنْ كُنْتَ تَعْمَلُ بِما أمَرْناكَ وَ تَنْتَهى عَمّا زَجَرْناكَ عَنْهُ، قَأنْتَ مِنْ شيعَتِنا، وَ إلاّ فَلا.

فرمود: اگر آنچه را که ما ـ اهل بیت عصمت و طهارت ـ دستور داده ایم عمل کنى و از آنچه نهى کرده ایم خوددارى نمائى، تو از شیعیان ما هستى وگرنه، خیر.

تفسیر الإمام العسکرى (علیه السلام): ص 320، ح 191.

33. وصیت به علی در مورد ازدواج مجدد

قالَتْ (سلام الله عليها): أُوصيكَ اَوّلاً أنْ تَتَزَوَّجَ بَعْدى بِإبْنَةِ اُخْتى أمامَةَ، فَإنَّها تَكُونُ لِوُلْدى مِثْلى، فَإنَّ الرِّجالَ لابُدَّ لَهُمْ مِنَ النِّساءِ.

فرمود: در آخرین لحظات عمرش به همسر خود چنین سفارش نمود: پس از من با دختر خواهرم أمامه ازدواج نما، چون که او نسبت به فرزندانم مانند خودم دلسوز و متدین است. همانا مردان در هر حال، نیازمند به زن مى باشند.

بحارالأنوار: ج 43، ص 192، ح 20، أعیان الشّیعة: ج 1، ص 321.

34. خدمت به مادر و ره آورد آن

قالَتْ (سلام الله عليها): الْزَمْ عجْلَها فَإنَّ الْجَنَّةَ تَحْتَ أقْدامِها و الْزَمْ رِجْلَها فَثَمَّ الْجَنَّةَ.

فرمود: همیشه در خدمت مادر و پاى‌بند او باش، چون بهشت زیر پاى مادران است؛ و نتیجه آن نعمت‌هاى بهشتى خواهد بود.

کنزل العمّال: ج 16، ص 462، ح 45443.

35. روزه چگونه باید باشد؟

قالَتْ (سلام الله عليها): ما يَصَنَعُ الصّائِمُ بِصِيامِهِ إذا لَمْ يَصُنْ لِسانَهُ وَ سَمْعَهُ وَ بَصَرَهُ وَ جَوارِحَهُ.

فرمود: روزه دارى که زبان و گوش و چشم و دیگر اعضاء و جوارح خود را کنترل ننماید هیچ سودى از روزه خود نمى برد.

مستدرک الوسائل: ج 7، ص 336، ح 2، بحارالأنوار: ج 93، ص 294، ح 25.

36. خوشرویی و ره آورد آن

قالَتْ (سلام الله عليها): اَلْبُشْرى فى وَجْهِ الْمُؤْمِنِ يُوجِبُ لِصاحِبهِ الْجَنَّةَ، وَ بُشْرى فى وَجْهِ الْمُعانِدِ يَقى صاحِبَهُ عَذابَ النّارِ.

فرمود: تبسّم و شادمانى در برابر مؤمن موجب دخول در بهشت خواهد گشت، و نتیجه تبسّم در مقابل دشمنان و مخالفان سبب ایمنى از عذاب خواهد بود.

تفسیر الإمام العسکرى (ع) ص 354، ح 243، مستدرک الوسائل: ج 12، ص 262، بحار: ج 72، ص 401، ح 43.

37. دست شستن بعد از غذا

قالَتْ (سلام الله عليها): لا يَلُومَنَّ امْرُءٌ إلاّ نَفْسَهُ، يَبيتُ وَ فى يَدِهِ ريحُ غَمَر. 

فرمود: کسى که بعد از خوردن غذا، دست‌هاى خود را نشوید دست‌هایش آلوده باشد، ـ چنانچه ناراحتى برایش بوجود آید ـ کسى جز خودش را سرزنش نکند.

کنزل العمّال: ج 15، ص 242، ح 40759.

38. بهترین موقع دعا در روز جمعه

قالَتْ (سلام الله عليها): اصْعَدْ عَلَى السَّطْحِ، فَإنْ رَأيْتَ نِصْفَ عَيْنِ الشَّمْسِ قَدْ تَدَلّى لِلْغُرُوبِ فَأعْلِمْنى حَتّى أدْعُو.

فرمود: روز جمعه نزدیک غروب آفتاب به غلام خود مى فرمود: بالاى پشت بام برو، هر موقع نصف خورشید غروب کرد مرا خبر کن تا براى خود ـ و دیگران ـ دعا کنم.

دلائل الإمامة: ص 71، س 16، معانى الأخبار: ص 399، ضمن ح 9.

39. خداوند گناهان را می‌بخشد(جز شرک و حق مردم)

قالَتْ (سلام الله عليها): إنَّ اللّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَميعاً وَلايُبالى.

فرمود: همانا خداوند متعال تمامى گناهان بندگانش را مى آمرزد و از کسى باکى نخواهد داشت.

تفسیر التّبیان: ج 9، ص 37، س 16.

40. حق مرد بر مرکب و منزل 

قالَتْ (سلام الله عليها): الرَّجُلُ اُحَقُّ بِصَدْرِ دابَّتِهِ، وَ صَدْرِ فِراشِهِ، وَالصَّلاةِ فى مَنْزِلِهِ إلاَّ الاْمامَ يَجْتَمِعُ النّاسُ عَلَيْهِ.

فرمود: هر شخصى نسبت به مرکب سوارى، و فرش منزل خود و برگزارى نماز در آن از دیگرى در أُلویت است، مگر آن که دیگرى امام جماعت باشد و مردم بخواهند با او نماز جماعت را إقامه نمایند.

مجمع الزّوائد: ج 8 ، ص 108 ، مسند فاطمه: ص 33 و 52.

41. نگرانی از وضع مردم در روز قیامت

قالَتْ (سلام الله عليها): يا أبَة، ذَكَرْتُ الْمَحْشَرَ وَوُقُوفَ النّاسِ عُراةً يَوْمَ الْقيامَةِ، وا سَوْأتاهُ يَوْمَئِذ مِنَ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ.

فرمود: اظهار داشت: اى پدر، من به یاد روز قیامت افتادم که مردم چگونه در پیشگاه خداوند با حالت برهنه خواهند ایستاد ـ و فریاد رسى ندارد، جز اعمال و علاقه نسبت به اهل بیت (علیهم السلام) ـ.

کشف الغمّة: ج 2، ص 57، بحار الأنوار: ج 8 ، ص 53، ح 62.

42. شفاعت از گنهکاران امت

قالَتْ (سلام الله عليها): إذا حُشِرْتُ يَوْمَ الْقِيامَةِ، أشْفَعُ عُصاةَ أُمَّةِ النَّبىَّ

فرمود: هنگامى که در روز قیامت برانگیخته و محشور شوم، خطاکاران امّت پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم)، را شفاعت مى نمایم.

إحقاق الحقّ: ج 19، ص 129.

43. تلاوت قرآن و دعا برای میت

قالَتْ (سلام الله عليها): فَأكْثِرْ مِنْ تِلاوَةِ الْقُرآنِ، وَالدُّعاءِ، فَإنَّها ساعَةٌ يَحْتاجُ الْمَيِّتُ فيها إلى أُنْسِ الاْحْياءِ.

فرمود: ضمن وصیتى به امام علىّ (علیه السلام) اظهار نمود: پس از آن که مرا دفن کردى، برایم قرآن را بسیار تلاوت نما، و برایم دعا کن، چون که میت در چنان موقعیتى بیش از هر چیز نیازمند به اُنس با زندگان مى باشد.

بحارالأنوار: ج 79، ص 27، ضمن ح 13.

44. زنان نباید مردان را به مشقت وادارند

قالَتْ (سلام الله عليها): يا أبَا الحَسَن، إنّى لأسْتَحى مِنْ إلهى أنْ أكَلِّفَ نَفْسَكَ ما لا تَقْدِرُ عَلَيْهِ. 

فرمود: خطاب به همسرش امیرالمؤمنین علىّ (علیه السلام) کرد و اظهار نمود: من از خداى خود شرم دارم که از تو چیزى را در خواست نمایم و تو توان تهیه آنرا نداشته باشى.

أمالى شیخ طوسى : ج 2، ص 228.

45. عاقبت قاتلان فرزندان پیامبر (ص)

قالَتْ (سلام الله عليها): خابَتْ أُمَّةٌ قَتَلَتْ إبْنَ بِنْتِ نَبِيِّها.

فرمود: رستگار و سعادتمند نخواهند شد آن گروهى که فرزند پیامبر خود را به قتل رسانند.

مدینة المعاجز: ج 3، ص 430.

46. ره آورد‌های اجتناب از گناهان کبیره

قالَتْ (سلام الله عليها): ... وَ النَّهْىَ عَنْ شُرْبِ الْخَمْرِ تَنْزيهاً عَنِ الرِّجْسِ، وَاجْتِنابَ الْقَذْفِ حِجاباً عَنِ اللَّعْنَةِ، وَ تَرْكَ السِّرْقَةِ ايجاباً لِلْعِّفَةِ.

فرمود: خداوند متعال منع و نهى از شرابخوارى را جهت پاکى جامعه از زشتى‌ها و جنایت‌ها؛ و دورى از تهمت‌ها و نسبت‌هاى ناروا را مانع از غضب و نفرین قرار داد؛ و دزدى نکردن، موجب پاکى جامعه و پاکدامنى افراد مى گردد.

ریاحین الشّریعة: ج 1، ص 312، فاطمة الزهراء (س﴾ ص 360، خطبه معروف. احتجاج طبرسی ج1.


47. علل حرمت شرک

قالَتْ(عليها السلام): وَ حَرَّمَ - اللّه - الشِّرْكَ إخْلاصاً لَهُ بِالرُّبُوبِيَّةِ، فَاتَّقُوا اللّه حَقَّ تُقاتِهِ، وَ لا تَمُوتُّنَ إلاّ وَ أنْتُمْ مُسْلِمُونَ، وَ أطيعُوا اللّه فيما أمَرَكُمْ بِهِ، وَ نَهاكُمْ عَنْهُ، فَاِنّهُ، إنَّما يَخْشَى اللّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءِ.

فرمود: خداوند سبحان شرک را (در امور مختلف) حرام گرداند تا آن که همگان تن به ربوبیت او در دهند و به سعادت نائل آیند؛ پس آن طورى که شایسته است باید تقواى الهى داشته باشید و کارى کنید تا با اعتقاد به دین اسلام از دنیا بروید. بنابر این باید اطاعت و پیروى کنید از خداوند متعال در آنچه شما را به آن دستور داده یا از آن نهى کرده است، زیرا که تنها علماء و دانشمندان (اهل معرفت) از خداى سبحان خوف و وحشت خواهند داشت.

ریاحین الشّریعة: ج 1، ص 312، فاطمة الزهراء (س﴾ ص 360، خطبه معروف. احتجاج طبرسی ج1.


48. ره آوردهای فرمانبرداری از عترت نبی (ص)

قالَتْ (سلام الله عليها): أمّا وَاللّهِ، لَوْ تَرَكُوا الْحَقَّ عَلى أهْلِهِ وَ اتَّبَعُوا عِتْرَةَ نَبيّه، لَمّا اخْتَلَفَ فِى اللّهِ اثْنانِ، وَ لَوَرِثَها سَلَفٌ عَنْ سَلَف، وَ خَلْفٌ بَعْدَ خَلَف، حَتّى يَقُومَ قائِمُنا، التّاسِعُ مِنْ وُلْدِ الْحُسَيْنِ(عليه السلام).

فرمود: به خدا سوگند، اگر حقّ ـ یعنى خلافت و امامت ـ را به اهلش سپرده بودند؛ و از عترت و اهل بیت پیامبر صلوات اللّه علیهم پیروى و متابعت کرده بودند حتّى دو نفر هم با یکدیگر درباره خدا ـ و دین ـ اختلاف نمى کردند. و مقام خلافت و امامت توسط افراد شایسته یکى پس از دیگرى منتقل مى گردید و در نهایت تحویل قائم آل محمّد ( عجّل اللّه فرجه الشّریف ، و صلوات اللّه علیهم اجمعین) مى گردید که او نهمین فرزند از حسین (علیه السلام) مى باشد.

الإمامة والتبصرة: ص 1، بحارالأنوار: ج 36، ص 352، ح 224.

49. آداب دوازده‌گانه سفره

قالَتْ (سلام الله عليها): فی المائدة اثنتا عشرة خصلة یجب علی کل مسلم ان یعرفھا اربع فیھا فرض؛ و اربع فیھا سُنَّة و اربع فیھا تأدیب: فامّا الفرض فالمعرفة و الرضا والتسمیة و الشکر؛ و اما السنة فالوضو ء قبل الطعام و الجلوس علی الجانب الایسر و الاکل بثلاث اصابع و لعق الاصابع؛ فامّا التأدیب فاکل بما یلیک و تصغیر اللقمہ و المضغ الشدید وقلة النظر فی وجوہ الناس.

فرمود: آداب سفره دوازده چیز است که واجب است هر مسلمانی آن را بداند. چهار چیز آن واجب است؛ چهار چیز مستحب است و چهار چیز نشانه مراعات ادب است: اما واجبات سفره عبارتند از: معرفت خدا، رضای الهی، شکر پروردگار و قرائت بسم الله الرحمن الرحیم قبل از شروع غذا۔ مستحبات سفره عبارتند از وضوء قبل از غذا، نشستن بر طرف چپ (و گذاشتن سنگینی بدن بر سمت چپ)، لقمه با سه انگشت برداشتن و لیسیدن انگشتان، و اما چهار چیزی که رعایت ادب مقتضی آن است عبارتند از: آنچه در برابرت گذاشته شود بخور، لقمه‌های کوچک بردار، غذا را خوب بجو و به چهره دیگران (هم سفره‌ها) کمتر نگاه کن (و به آنها خیره نشو).

تحف العقول ص ۹۶۲

نقل شده از : http://www.abna.ir

چهل حديث گهربار از امام زمان؛ حضرت مهدي عجل‌الله تعالي فرجه‌الشريف

1- توجّه امام مهدى(عليه السلام) به شيعيان خويش

إِنّا غَيْرُ مُهْمِلينَ لِمُراعاتِكُمْ، وَ لا ناسينَ لِذِكْرِكُمْ، وَ لَوْ لا ذلِكَ لَنَزَلَ بِكُمُ اللاَّْواهُ، وَ اصْطَلَمَكُمُ الاَْعْداءُ. فَاتَّقُوا اللّهَ جَلَّ جَلالُهُ وَ ظاهِرُونا:

ما در رعايت حال شما كوتاهى نمى‌كنيم و ياد شما را از خاطر نبرده ‌يم، كه اگر جز اين بود گرفتارى‌ها به شما روى مى‌آورد و دشمنان، شما را ريشه كن مى‌كردند. از خدا بترسيد و ما را پشتيبانى كنيد.

2- عمل صالح و تقرّب به اهل بيت(عليهم السلام)

فَلْيَعْمَلْ كُلُّ امْرِء مِنْكُمْ بِما يُقَرَّبُ بِهِ مِنْ مَحَبَّتِنا، وَلْيَتَجَنَّبْ ما يُدْنيهِ مِنْ كَراهِيَّتِنا وَ سَخَطِنا، فَإِنَّ امْرَأً يَبْغَتُهُ فُجْأَةً حينَ لا تَنْفَعُهُ تَوْبَةٌ، وَ لا يُنْجيهِ مِنْ عِقابِنا نَدَمٌ عَلى حَوْبَة:

هر يك از شما بايد به آنچه كه او را به دوستى ما نزديك مى‌سازد، عمل كند و از آنچه كه خوشايند ما نبوده و خشم ما در آن است، دورى گزيند، زيرا خداوند به طور ناگهانى انسان را مى‌گيرد، در وقتى كه توبه برايش سودى ندارد و پشيمانى او را از كيفر ما به خاطر گناهش نجات نمى‌دهد.

3- تسليم در مقابل دستورهاى اهل بيت(عليهم السلام)

فَاتَّقُوا اللّهَ، وَ سَلِّمُوا لَنا، وَ رُدُّو الاَْمْرَ إِلَيْنا، فَعَلَيْنَا الاِْصْدارُ، كَما كانَ مِنَّا الاِْيرادُ، وَ لا تَحاوَلُوا كَشْفَ ما غُطِّىَ عَنْكُمْ، وَ اجْعَلُوا قَصْدَكُمْ إِلَيْنا بِالْمَوَدَّةِ عَلَى السُّنَّةِ الْواضِحَةِ:

از خدا بترسيد و تسليم ما شويد و كارها را به ما واگذاريد، بر ماست كه شما را از سرچشمه، سيراب برگردانيم، چنان كه بردن شما به سرچشمه از ما بود، در پى كشف آنچه از شما پوشيده شده نرويد. مقصد خود را با دوستى ما بر اساس راهى كه روشن است به طرف ما قرار دهيد.

4- تحقّق حتمى حقّ

أَبَى اللّهُ عَزَّوَجَلَّ لِلْحَقِّ إِلاّ إِتْمامًا وَ لِلْباطِلِ إِلاّ زَهُوقًا، وَ هُوَ شاهِدٌ عَلَىَّ بِما أَذْكُرُهُ:

خداوند مقدّر فرموده است كه حقّ به مرحله نهايى و كمال خود برسد و باطل از بين برود، و او بر آنچه بيان نمودم گواه است.

5- خلقت هدفدار و هدايت پايدار

إِنَّ اللّهَ تَعالى لَمْ يَخْلُقِ الْخَلْقَ عَبَثًا وَ لا أَهْمَلَهُمْ سُدًى بَلْ خَلَقَهُمْ بِقُدْرَتِهِ وَ جَعَلَ لَهُمْ أَسْماعًا وَ أَبْصارًا وَ قُلُوبًا وَ أَلْبابًا ثُمَّ بَعَثَ إِلَيْهِمُ النَّبِيّينَ عَلَيْهِمُ السَّلامُ مُبَشِّرينَ وَ مُنْذِرينَ، يَأْمُرُونَهُمْ بِطاعَتِهِ وَ يَنْهَوْنَهُمْ عَنْ مَعْصِيَتِهِ وَ يُعَرِّفُونَهُمْ ما جَهِلُوهُ مِنْ أَمْرِ خالِقِهِمْ وَ دينِهِمْ وَ أَنـْزَلَ عَلَيْهِمْ كِتابًا، وَ بَعَثَ إِلَيْهِمْ مَلائِكَةً يَأْتينَ بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَ مَنْ بَعَثَهُمْ إِلَيْهِمْ بِالْفَضْلِ الَّذى جَعَلَهُ لَهُمْ عَلَيْهِمْ:

خداوند متعال، خلق را بيهوده نيافريده و آنان را مهمل نگذاشته است، بلكه آنان را به قدرتش آفريده و براى آنها گوش و چشم و دل و عقل قرار داده، آن گاه پيامبران را كه مژده دهنده و ترساننده هستند به سويشان برانگيخت تا به طاعتش دستور دهند و از نافرمانى‌اش جلوگيرى فرمايند و آنچه را از امر خداوند و دينشان نمى‌دانند به آنها بفهمانند و بر آنان كتاب فرستاد و به سويشان فرشتگان برانگيخت تا آنها ميان خدا و پيامبران ـ به واسطه تفضّلى كه بر ايشان روا داشته ـ واسطه باشند.

6- ظهور حقّ

إِذا أَذِنَ اللّهُ لَنا فِى الْقَوْلِ ظَهَرَ الْحَقُّ وَ اضْمَحَلَّ الْباطِلُ، وَ انْحَسَرَ عَنْكُمْ:

هرگاه خداوند به ما اجازه دهد كه سخن گوييم، حقّ ظاهر خواهد شد و باطل از ميان خواهد رفت و خفقان از [سرِ] شما برطرف خواهد شد.

7- تفتيش ناروا

مَنْ بَحَثَ فَقَدْ طَلَبَ، وَ مَنْ طَلَبَ فَقَدْ دَلَّ، وَ مَنْ دَلَّ فَقَدْ أَشاطَ وَ مَنْ أَشاطَ فَقَدْ أَشْرَكَ:

حضرت مهدى(عليه السلام) در خصوص كسانى كه در جستجوى او بوده اند تا به حاكم جور تحويلش دهند فرموده است: آن كه بكاود، بجويد و آن كه بجويد دلالت دهد و آن كه دلالت دهد به هدف رسد و هر كه [در مورد من] چنين كند، شرك ورزيده است.

8- ظهور حقّ به اذن حقّ

فَلا ظُهُورَ إِلاّ بَعْدَ إِذْنِ اللّهِ تَعالى ذِكْرُهُ وَ ذلِكَ بَعْدَ طُولِ الاَْمَدِ وَ قَسْوَةِ الْقُلُوبِ وَ امْتِلاءِ الاَْرْضِ جَوْرًا:

ظهورى نيست، مگر به اجازه خداوند متعال و آن هم پس از زمان طولانى و قساوت دل‌ها و فراگير شدن زمين از جور و ستم.

9- مدّعيان دروغگو

سَيَأْتى إلى شيعَتى مَنْ يَدَّعِى المُشاهَدَةَ. أَلا فَمَنِ ادَّعَى المُشاهَدَةَ قَبْلَ خُرُوجِ السُّفْيانى وَ الصَّيْحَةِ فَهُوَ كَذّابٌ مُفْتَر وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلاّ بِاللّهِ الْعَلِىِّ الْعَظيم:

آگاه باشيد به زودى كسانى ادّعاى مشاهده (نيابت خاصّه) مرا خواهند كرد. آگاه باشيد هر كس قبل از خروج «سفيانى» و شنيدن صداى آسمانى، ادّعاى مشاهده مرا كند دروغگو و افترا زننده است؛ حركت و نيرويى جز به خداى بزرگ نيست.

10- دنيا در سراشيبى زوال

إِنَّ الدُّنْيا قَدْ دَنا فَناؤُها وَ زَوالُها وَ أَذِنَتْ بِالْوِداعِ وَ إِنّى أَدْعُوكُمْ إِلَى اللّهِ وَ رَسُولِهِ(صلى الله عليه وآله وسلم) وَ الْعَمَلِ بِكِتابِهِ وَ إِماتَةِ الْباطِلِ وَ إِحْياءِ السُّنَّةِ:

دنيا فنا و زوالش نزديك گرديده و در حال وداع است، و من شما را به سوى خدا و پيامبرش ـ كه درود خدا بر او و آلش باد ـ و عمل به قرآنش و ميراندن باطل و زنده كردن سنّت، دعوت مى‌كنم.

11- ذخيره بزرگ

أَنَا بَقِيَّةٌ مِنْ آدَمَ وَ ذَخيرَةٌ مِنْ نُوح وَ مُصْطَفى مِنْ إِبْراهيمَ وَ صَفْوَة مِنْ مُحَمَّد(صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِمْ أَجْمَعينَ):

من باقيمانده آدم و ذخيره نوح و برگزيده ابراهيم و خلاصه محمّد (درود خدا بر همگى آنان باد) هستم.

12- حجّت خدا

زَعَمَتِ الظَّلَمَةُ أَنَّ حُجَّةَ اللّهِ داحِضَةٌ وَ لَوْ أُذِنَ لَنا فِى الْكَلامِ لَزالَ الشَّكُّ:

ستمگران پنداشتند كه حجّت خدا از بين رفته است، در حالى كه اگر به ما اجازه سخن گفتن داده مى‌شد، هر آينه تمام شكّ‌ها را از بين مى‌برديم.

13- عطسه، نشانه سلامت

أَلا أُبَشِّرُكَ فِى الْعِطاسِ فَقُلْتُ بَلى قالَ: هُوَ أَمانٌ مِنَ الْمَوْتِ ثَلاثَةَ أَيّام:

نسيم، خدمتكار حضرت مهدى(عليه السلام) گويد: آن حضرت به من فرمود: آيا تو را در مورد عطسه كردن بشارت دهم؟ گفتم: آرى. فرمود: عطسه، علامتِ امان از مرگ تا سه روز است.

14- نماز، طردكننده شيطان

ما أُرْغِمَ أَنْفُ الشَّيْطانِ بِشَىْء مِثْلِ الصَّلوةِ، فَصَلِّها وَ أَرْغِمْ أَنْفَ الشَّيْطانِ:

هيچ چيز مثل نماز، بينى شيطان را به خاك نمى‌مالد، پس نماز بخوان و بينى شيطان را به خاك بمال.

15- حق الناس

لا يَحِلُّ لاَِحَد أَنْ يَتَصَرَّفَ فى مالِ غَيْرِهِ بِغَيْرِ إِذْنِهِ:

تصرّف در مال هيچ كس بدون اجازه او جايز نيست.

16- پناه بردن به خدا

أَعُوذُ بِاللّهِ مِنَ الْعَمى بَعْدَ الْجَلاءِ وَ مِنَ الضَّلالَهِ بَعْدَ الْهُدى وَ مِنْ مُوبِقاتِ الاَْعْمالِ وَ مُرْدِياتِ الْفِتَنِ:

پناه به خدا مى‌رم از نابينايى بعد از بينايى و از گمراهى بعد از راهيابى و از اعمال ناشايسته و فرو افتادن در فتنه‌ها.

17- اسوه هاى حقيقت

إِنَّ الْحَقَّ مَعَنا وَ فينا، لا يَقُولُ ذلِكَ سِوانا إِلاّ كَذّابٌ مُفْتَر:

حقّ با ما و در ميان ماست، كسى جز ما چنين نگويد، مگر آن كه دروغگو و افترا زننده باشد.

18- ظهور فَرَج به اذن خدا

وَ أَمّا ظُهُورُ الْفَرَجِ فَإِنَّهُ إِلَى اللّهِ عَزَّوَجَلَّ، كَذَبَ الْوَقّاتُونَ. وَ أَمّا قَوْلُ مَنْزَعَمَ أَنَّ الْحُسَيْنَ(عليه السلام) لَمْ يُقْتَلْ، فَكُفْرٌ وَ تَكْذيبٌ وَ ضَلالٌ:

امّا ظهور فرج، موكول به اراده خداوند متعال است و هر كس براى ظهور ما وقت تعيين كند دروغگوست. و امّا گفته كسانى كه پنداشته‌اند امام حسين(عليه السلام) كشته نشده، كفر و دروغ و گمراهى است.

19- شناخت خدا

إِنَّ اللّهَ تَعالى هُوَ الَّذى خَلَقَ الاَْجْسامَ وَ قَسَّمَ الاَْرْزاقَ لاَِنَّهُ لَيْسَ بِجِسْم وَلا حالّ فيجِسْم«لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَىءٌ وَ هُوَالسَّميعُ الْعَليمُ»:

همانا خداوند متعال، كسى است كه اجسام را آفريده و ارزاق را تقسيم فرموده، او جسم نيست و در جسمى هم حلول نكرده، چيزى مثل او نيست و شنوا و داناست.

20- ائمّه(عليهم السلام) دست پرورده‌هاى پروردگار

إِنَّ اللّه مَعَنا و لا فاقَةَ بِنا إِلى غَيْرِهِ وَ الْحَقَّ مَعَنا فَلَنْ يُوحِشَنا مَنْ قَعَدَ عَنّا وَ نَحْنُ صَنائِعُ رَبِّنا وَ الْخَلْقُ بَعْدُ صَنائِعُنا:

خداوند با ماست، و به جز ذات پروردگار به چيزى نياز نداريم، و حقّ با ماست. اگر كسانى با ما نباشند، هرگز در ما وحشتى ايجاد نمى‌شود، ما دست‌پرورده‌هاى پروردگارمان، و مردمان، دست‌پرورده‌هاى ما هستند.

21- دانش حقيقى

أَلْعِلْمُ عِلْمُنا وَ لا شَىْءَ عَلَيْكُمْ مِنْ كُفْرِ مَنْ كَفَرَ:

دانش، دانشِ ماست، از كفرِ كافر، گزندى بر شما نيست.

22- اتّفاق و وفاى به عهد

لَوْ أَنَّ أَشْياعَنا وَفَّقَهُمُ اللّهُ لِطاعَتِهِ عَلَى اجْتِماع مِنَ الْقُلُوبِ فِى الْوَفاءِ بِالْعَهْدِ عَلَيْهِمْ لَما تَأَخَّرَ عَنْهُمُ الُْيمْنُ بِلِقائِنا وَ لَتَعَجَّلَتْ لَهُمُ السَّعادَةُ بِمُشاهَدَتِنا:

اگر شيعيان ما ـ كه خداوند آنها را به طاعت و بندگى خويش موفّق بدارد ـ در وفاى به عهد و پيمان الهى اتّحاد واتّفاق مى‌داشتند و عهد و پيمان را محترم مى‌شمردند، سعادت ديدار ما به تأخير نمى‌افتاد و زودتر به سعادت ديدار ما نائل مى‌شدند.

23- ما را آزردند

قَدْ آذانا جُهَلاءُ الشّيعَةِ وَ حُمَقاؤُهُمْ، وَ مَنْ دينُهُ جَناحُ الْبَعُوضَةِ أَرْجَحُ مِنْهُ:

حضرت مهدى(عليه السلام) به محمّد بن على بن هلال كرخى فرموده‌اند :نادانان و كم‌خردان شيعه و كسانى كه بال پشه از ديندارى آنان محكمتر است، ما را آزردند.

24- بيزارى از غاليان

أَنـَا بَرىءٌ إِلَى اللّهِ وَ إِلى رَسُولِهِ مِمَّنْ يَقُولُ إِنّا نَعْلَمُ الْغَيْبَ وَ نُشارِكُهُ فيمُلْكِهِ أَوْ يُحِلُّنا مَحَلاًّ سِوَى الَْمحَلِّ الَّذى رَضِيَهُ اللّهُ لَنا:

من از افرادى كه مى‌گويند: ما اهل بيت [مستقلاًّ از پيش خود و بدون دريافت از جانب خداوند] غيب مى‌دانيم و در سلطنت و آفرينش موجودات با خدا شريك هستيم، ما را از مقامى كه خداوند براى ما پسنديده بالاتر مى‌برند، نزد خدا و رسولش، بيزارى مى‌جويم.

25- از واجبات‌ترين مستحبات

سَجْدَةُ الشُّكْرِ مِنْ أَلْزَمِ السُّنَنِ وَ أَوْجَبِها:

سجده شكر از لازم‌ترين و واجب‌ترين مستحبّات است.

26- فضيلت تعقيبات نماز

إِنَّ فَضْلَ الدُّعاءِ وَ التَّسْبيحِ بَعْدَ الْفَرائِضِ عَلَى الدُّعاءِ بِعَقيبِ النَّوافِلِ كَفَضْلِ الْفَرائِضِ عَلَى النَّوافِلِ:

فضيلت دعا و تسبيح بعد از نمازهاى واجب در مقايسه با دعا و تسبيح پس از نمازهاى مستحبى، مانند فضيلت واجبات بر مستحبّات است.

27- سجده، مخصوص خداست

فَأَمّا السُّجُودُ عَلَى الْقَبْرِ فَلا يَجُوزُ:

سجده بر قبر جايز نيست.

28- راه اندازى كار مردم

أَرْخِصْ نَفْسَكَ وَ اجْعَلْ مَجْلِسَكَ فِىَ الدِّهْليزِ وَ اقْضِ حَوائِجَ النّاسِ:

خودت را [براى خدمت] در اختيار مردم بگذار، و محلّ نشستن خويش را درِ ورودى خانه قرار بده، و حوائج مردم را برآور.

29- امنيّت بخش زمين

إِنّى أَمانٌ لاَِهْلِ الاَْرْضِ كَما أَنَّ النُّجُومَ أَمانٌ لاَِهْلِ السَّماءِ:

وجود من براى اهل زمين، سبب امان و آسايش است، همچنان كه ستارگان سبب امان آسماناند.

30- رجوع به راويان حديث

وَ أَمَّا الْحَوادِثُ الْواقِعَةُ فَارْجِعُوا فيها إِلى رُواةِ حَديثِنا فَإِنَّهُمْ حُجَّتى عَلَيْكُم وَ أَنـَا حُجَّةُاللّهِ عَلَيْهِمْ:

در پيشامدهاى مهمّ اجتماعى به راويان حديث ما مراجعه كنيد، زيرا كه آنان حجّت من بر شما هستند و من هم حجّت خدا بر آنان هستم.

31- مطاع، نه مطيع كسى

إِنَّهُ لَمْ يَكُنْ أَحَدٌ مِنْ آبائى إِلاّ وَقَدْ وَقَعَتْ فى عُنُقِهِ بَيْعَةٌ لِطاغِيَةِ زَمانِهِ وَ إِنّى أَخْرُجُ حينَ أَخْرُجُ وَ لا بَيْعَةَ لاَِحَد مِنَ الطَّواغيتِ فى عُنُقى:

هر يك از پدرانم بيعت يكى از طاغوت هاى زمان به گردنشان بود، ولى من در حالى قيام خواهم كرد كه بيعت هيچ طاغوتى به گردنم نباشد.

32- آفتاب پشت ابر

وَ أَمّا وَجْهُ الاِْنْتِفاعِ بى فى غَيْبَتى فَكَالاِْنْتِفاعِ بِالشَّمْسِ إِذا غَيَّبَها عَنِ الاَْبْصارِ السَّحابُ:

كيفيّت بهره‌ورى از من در دوران غيبت، مانند كيفيّت بهره‌ورى از آفتاب است هنگامى كه ابر آن را از چشم‌ها پنهان سازد.

33- سبقت اراده خدا بر همه چيز

وَ لكِنَّ اَقْدارَ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ لاتُغالَبُ، وَ إِرادَتُهُ لاتُرَدُّ، وَ تَوْفيقُهُ لايُسْبَقُبه:

راستى كه مقدّرات خداوند متعال، مغلوب نشود و اراده الهى مردود نگردد و چيزى بر توفيق او پيشى نگيرد.

34- علّت اصلى غيبت امام(عليه السلام)

وَ أَمّا عِلَّةُ ما وَقَعَ مِنَ الْغَيْبَةِ، فَإِنَّ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ قالَ: «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَسْأَلُوا عَنْ أَشْياءَ إِنْ تُبْدَلَكُمْ تَسُؤْكُمْ:

امّا علّت و فلسفه آنچه از دوران غيبت اتّفاق افتاده [كه درك آن براى شما سنگين است] آن است كه خداوند در قرآن فرموده: اى مؤمنان از چيزهايى نپرسيد كه اگر آشكارتان شود، بدتان آيد.

35- آگاهى امام(عليه السلام)

إِنّا يُحيطُ عِلْمُنا بِأَنْبائِكُمْ، وَ لا يَعْزُبُ عَنّا شَىْءٌ مِنْ أَخْبارِكُمْ:

علم و دانش ما به خبرهاى شما احاطه دارد و چيزى از اخبار شما بر ما پوشيده نمى‌ماند.

36- دعاى فراوان

أَكْثِرُو الدُّعاءَ بِتَعْجيلِ الْفَرَجِ فَإِنَّ ذلِكَ فَرَجُكُمْ:

براى تعجيل فَرَج زياد دعا كنيد، زيرا همين دعا كردن، فَرَج و گشايش شماست.

37- سؤال نامطلوب

فَأَغْلِقُوا أَبْوابَ السُّؤالِ عَمّا لا يَعْنيكُمْ:

درهاى سؤال را از آنچه كه مطلوب شما نيست ببنديد.

38- آخرين اوصيا

أَنَا خاتَمُ الأَوْصِياءِ وَ بى يَدْفَعُ اللّهُ الْبَلاءَ عَنْ أَهْلى وَ شيعَتى:

من آخرين نفر از اوصيا هستم، خداوند به وسيله من بلا را از خانواده و شيعيانم برطرف مى‌گرداند.

39- حجّت خدا در زمين

إَنَّ الاَْرْضَ لا تَخْلُوا مِنْ حُجَّة إِمّا ظاهِرًا وَ إِمّا مَغْمُورًا:

زمين خالى از حجّت خدا نيست، يا آشكار است و يا نهان.

40- علمدار هدايت در هر زمان

كُلَّما غابَ عَلَمٌ بَدا عَلَمٌ، وَ إِذا أَفَلَ نَجْمٌ طَلَعَ نَجْمٌ.»:

هرگاه عَلَم و نشانه‌اى پنهان شود، عَلَم ديگرى آشكارگردد، و هر زمان كه ستاره‌اى افول كند، ستاره‌اى ديگر طلوع نمايد.

نقل شده از : 

Persian Gulf for ever

نقشه های تاریخی در مورد پارسی بودن خلیج فارس


Maps found in Cairo, Mesr (Egypt) in 1908 and 1910

Published in "The Times" (London) in 1913. The map is significant in that the Brits at that time published Persian Gulf.

 


Persian gulf and Persian sea from a Tunisian Atlas.

AL ANKARY (Khaled). La Péninsule Arabique dans les cartes Européennes
Anciennes (The Arabian Peninsula in Old European Maps).

Paris, IMA & K. Al Ankary, 2001
424 pp. avec 260 illustrations en couleurs, cartonnage illustré de l'éditeur.

260 maps with details about each map in 3 languages: Arabic, English and French.
97% of these 260 maps have the correct name of Persian gulf.
Moreover, ten maps have both Persian gulf for the gulf and Persian
sea (for the Sea of Oman).

PERSIAN SEA: One may buy this Atlas online for only 70 Euro
http://www.franceantiq.fr/slam/abencerage/Cat.asp?idTable=Abencerage0204&classe=11

Persian Gulf Fact Sheet - downloadable pdf with maps

World Map, 1565

 

 

Gerhard Mercator's atlas production in 1578 from Ptolemy's Geographia clearly depicting Sinus Arabicus(today's Red Sea) and Persicus Sinus (Persian Gulf)

Originally Posted at http://www.jpmaps.co.uk/images/24552.jpg

 

Map of the World, Bologna edition of Ptolemy Geographia, 1482

Originally Posted at http://www.bell.lib.umn.edu/map/PTO/IMAGES/1482ulg.jpg

 

 

 

 

World map from Ptolemy, Geographia. Venice: J.Pentius de Leucho, 1511

Originally Posted at http://www.bell.lib.umn.edu/map/PTO/TOUR/1511alg.html

 

 

 

Map of Persia, by John Tallis, ca.1851

Originally Posted at http://www.rozhulse.com/acatalog/maps_90257_tallis_persia.htm

 

 

 

Bam Earthquake Maps:

From Maps of the Arab World
http://www.al-bab.com/arab/maps/maps.htm

Perry-Castañeda Library Maps

Historical maps and Information on Iran the Persian Gulf:
http://www.compapp.dcu.ie/~ssaba/iraninfo/info.html

Map of Iran published by National Geographic

Originally Posted at http://plasma.nationalgeographic.com/
mapmachine/plates..html?id=7700

 

Map of West Asia published by United Nations

Originally Posted at http://www.un.org/Depts/Cartographic/map/profile/westasia.pdf

 

Map of Iran published by United Nations

Originally Posted at http://www.un.org/Depts/Cartographic/map/profile/iran.pdf

 

Map of the Economic and Social Conditions of West Asia published by United Nations

Originally Posted at
http://www.un.org/depts/dhl/maplib/docs/escwa.pdf

 

Map of Iran published by Encyclopedia Britannica and posted on Merriam-Webster

Originally Posted at http://www.merriam-webster.com/cgi-bin/nytmaps.pl?iran

 

Map of Iran published by MapQuest and posted on HRW World Atlas website

Originally Posted at http://go.hrw.com/atlas/norm_htm/iran.htm

 

Map of Persian Gulf region by Microsoft Corp. posted on Expedia website

Originally Posted at http://www.expedia.com

 

Persia & Afghanistan - 1854 map by S. Hall for possible listing on our website. It is published by A & C Black and clearly depicts the Persian Gulf and the area from the Tigris River in the West to the Indus River in the East from Baldwin maps (http://www.baldwinsmaps.com/maps/926.jpg)

Persian Gulf 1856, illustrating the travels of General Ferrier in Persia and Afghanistan - small version
* Medium sized version
* Full version

Sasanian Empire from the Encyclopedia Britannica, 1994

Persian Empire, 500BC

Persian Gulf 1606

Political Map of the Persian Gulf Region by Latimer Clarke Corporation, 1998

United Arab Emirates Map

National Geographic Map

 Perry-Castañeda Library Maps, 2003 US Government
* Full version

 Persian Gulf from a Satellite

 Another Satellite Image

 A map of the Persian Gulf region from 500 B.C.

 MUNSTER, Sebastian. Tabula Asiae IIII. Basel, Heinrich Petri, 1540. 265 x 345. Woodcut; old manuscript annotations mainly to margin but some on the map that do not detract. Shows the whole of the Middle East from the southern shores of Turkey across to the Persian Gulf (in the bottom right corner) and the Nile delta.

 MUNSTER, Sebastian. Tabvla Asiae VI. Basle, 1542, Latin text. 270 x 340. Woodcut; good condition, with minor contemporary ink anotations in margins. One of the earlist separate maps of Arabia showing the land surrounding the Red Sea and Persian Gulf including Saudi Arabia and parts of Egypt. The woodcut designs on the verso is attributed to Holbein.

 "Turky in Asia" from "A New Geographical and Historical Grammar" by Thomas Salmon, 1767. Engraving by T. Phinn. Measures 8" x10" and has a stylized cartouche in the lower left corner. This is an English map showing the Middle East from the Western Mediterranean through Persia as far south as the Persian Gulf (in the bottom right corner) and as far north as the Caspian Sea. Has some interesting details, including the location of the ruins of Babel and the course of the Tigris and Euphrates Rivers. Map is age toned and has original folds.

 "Persia with Part of the Ottoman Empire" by G. Long, M.A., 1831. "Published Under the Superintendence of the Society for the Diffusion of Useful Knowledge" Engraved by J. & C. Walker. 13 1/2" x 16 1/2". A wonderful map of the Iraq/Iran area. At the western edge is the River Euphrates flowing through "Irak" and into the Persian Gulf with the "Bahrein" coast shown as far south as the Quatar peninsula and Oman. Continues as far east as the eastern border of Iran (labelled "Khorassan"). There are many interesting annotations on the map (e.g. "36 days jouney from Yezd to Dooshak for a loaded camel") and much other detail. Condition: Some agetoning and some light spotting, one brown spot that looks like a drip of a coffee, otherwise very good condition. Note: Scan does not show margins of map.

 

What Arabs call Persian Gulf:

 

Another Persian Gulf map by an Arab scholar: Persian Gulf in Arab (Islamic) Government by Sobhi Abdul-Karim, Cairo, 1965

Map of the Persian Gulf by an Arab publisher

A Saudi Arabian map from MapArt USA, 1996

Book Printing, Kabul 1968, writing by Mohammed Hosein Haikal (speech writer for Jamal Abdul Nasser, past president of Egypt). These two individuals started using the bogus name of the Arab Gulf.

Here is a map of the Persian Gulf by Arab scholar Dr. Hassan Ibrahim Hassan from his book "Political History of Islam" in Arabic. Published by Hejazi Printing House, Cairo, 1935

Several more maps that clearly depict the proper antique names for Persian Gulf and Red Sea (Arabian Gulf):

1832 Delamarche map of Egypt
Originally at: http://www.geographicus.com/Merchant2/merchant.mvc?page=G/PROD/PME/Egypt-d-32

1843 Malte-Brun Map of North-Eastern Africa
Originally at: http://www.geographicus.com/Merchant2/merchant.mvc?page=G/PROD/PME/AfricaNE-MB-43

1850 Cowperthwait Map of Persia & Arabia (once part of the great 1850 edition of Mitchell's Universal Atlas)
Originally at: http://www.geographicus.com/Merchant2/merchant.mvc?page=G/PROD/PME/Arabia-c-50

Map of Asia by Nuernberg, C. Weigel, 1719
http://www.alte-landkarten.de/htdocs/woda/data/demo/images/14876-01.jpg

Map of Arabia by Sir Robert de Vaugondy in 1752
http://www.alte-landkarten.de/htdocs/woda/data/demo/images/16703-01.jpg

An 1842 German map of Middle East by Landshut, Vogel
http://www.alte-landkarten.de/htdocs/woda/data/demo/images/16704-01.jpg

نحوه کشت خيار

يکي کشت مستقيم و کشت به صورت خزانه که از اين دو راه به خاطر صرفه جويي در استفاده از امکانات گلخانه اي و مراقبت بيشتر و بهتر تا جوانه زدن٬ بهتر است از کشت در خزانه بهره گيري کرد. براي کشت مستقيم زمين بايد رطوبت کافي داشته و به اصطلاح گاورو باشد و بهتر است زير و روي بذر به مقدار مورد نياز بيته موس ريخته شود. بهترين خاک براي کشت در گلدانهاي نشاء ماده اي طبيعي به نام بيته موس مي باشد که در بازار انواع خارجي و ايراني آن يافت مي شود.اگر محل قرار گرفتن سيني نشاء داراي 30 درجه سانتي گراد حرارت بوده و نور و رطوبت کافي وجود داشته باشد پس از 5 تا 7 روز بذر جوانه مي زند و چنانچه شرايط مناسب نبوده و عوامل نور و گرما و رطوبت به صورت دلخواه نباشد اولا در زمان جوانه زني تاخير ايجاد مي شود و ثانيا در جريان رشد گياه نيز اختلالاتي پديدار خواهد شد. توصيه مي شود اين نوع بذرها را به علت گراني آنها 24 ساعت قبل از کاشت در زمين و يا گلدان در يک پارچه نخي و يا پنبه اي در دماي 30 درجه سانتي گراد نگهداري کرد. بايد دقت کرد قبل از اين کار بذرها ابتدا در آب ولرم خيسانده شوند از طرفي بايد مراقبت هاي لازم را به عمل آورد تا گياه جوان بدون آفت و بيماري به زمين منتقل شود.

روش کاشت باميه

باميه را مى توان مستقيماً در زمين اصلى کشت کرد، در اين صورت پس از تهيه زمين آن را به جوى و پشته تبديل کرده و بذر باميه را که قبلاً خيس کرده اند روى رديف ها مى کارند. باميه از سبزى هائى است که بوته آن قابليت جابه جا کردن را داشته و از دسته سبزى هاى نشائى به شمار مى رود، بنابراين در صورتى که محصول زودرس باميه مورد توجه باشد مى توان بذر آن را قبلاً در خزانه کشت کرد و همانند ساير سبزى هاى نشائى مثل بادنجان يا گوجه فرنگى پس از آن که بوته ها در خزانه به مرحله 4 تا 6 برگى رسيدند آنها را به زمين اصلى انتقال داده و نشاءکارى کرد.

نقل شده از :http://www.118ba118.com/Plant/300258/%D8%B1%D9%88%D8%B4_%DA%A9%D8%A7%D8%B4%D8%AA_%D8%A8%D8%A7%D9%85%D9%8A%D9%87.htm