تريپس گندم                                                             Haplothrips tritici (Kurdjumov)

(Phlaeothripidae, Thysanoptera)

تريپس گندم(شكل7) در اكثرمناطق كشور انتشاردارد. گندم، جو، چاودار، ذرت، برنج و برخي گياهان ديگر به عنوان ميزبان آن ذكر شده اند. تغذية اين آفت باعث كوتاه ماندن و پيچيدگي سنبله ها و كج و معوج شدن ريشك ها
مي شود. خسارت تريپس گندم كاهش وزن دانه ها را به همراه داشته و كاهش محصول در اثر خسارت آن  تا 24 درصد نيز گزارش شده است (آزمايش فرد و فريدي، 1372). چنانچه تراكم پوره هاي آن 10 عدد در هر سنبله باشد در گندم آبي 8/0 درصد و در گندم ديم تا 1 درصد وزن محصول در اثر خسارت اين آفت كاهش مي يابد. معمولآ تراكم اين آفت در مزارع آبي بيشتر از مزارع ديم است(روشندل و رجبي، 1373).

زمستان گذراني اين آفت در منابع قديمي به صورت حشرة كامل ذكر شده است. بررسي هاي انجام شده در
سال هاي اخير نشان مي دهد كه تريپس گندم به صورت پوره هاي سن 2 درون خاك و لابلاي كاه و كلش و باقيمانده محصول، تابستان، پائيز و زمستان را به سر مي برد و تنها يك نسل در سال دارد. در رابطه با بيولوژي، اكولوژي و ميزان خسارت اين آفت بررسي هايي توسط (تكلو زاده و زهدي، 1379) و روشندل (1381) صورت گرفته است.

 

مديريت تلفيقي تريپس گندم

ــ شخم پس از برداشت محصول، انهدام بقاياي گياهي و تناوب زراعي از روش هاي مناسب كنترل اين آفت است. سمپاشي اختصاصي عليه آن ضروري نبوده و سمپاشي هاي متداول عليه پوره هاي سن گندم در كاهش جمعيت آن موثر است(باقري و رجبي،1379 و كمانگر و رجبي، 1379). در سال زراعي 79-1378 حدود 500 هكتار از گندم زارهاي كشور براي كنترل اين آفت سمپاشي شده است( اميني، 1379).

انجام مطالعات بيشتري در خصوص تعيين سطح زيان اقتصادي، تهية جدول زندگي و بررسي مقاومت ارقام گندم نسبت به اين آفت توصيه مي گردد.

 

  

    سخت بالپوشان زيان آور گندم                                                                             

      بيش از 10 گونه سوسك زيان آور از مزارع گندم و جو كشور جمع آوري و شناسايي شده اند كه در مرحلة لاروي، حشره كامل و يا در هر دو مرحله خسارت زا مي باشند. مهم ترين گونه هاي خسارت زا به شرح زير اند:

 

 

سوسك سياه گندم                                                        Zabrus tenebrioides Goeze

(Carabidae, Coleoptera)

سوسك سياه گندم (شكل 8) از بيشتر مناطق كشور گزارش گرديده است، اما آلودگي آن در استان هاي گلستان، خراسان، فارس، كرمانشاه، خوزستان و ايلام بيشتر است. طبق گزارش سازمان حفظ نباتات سطوح مبارزة شيميايي با اين آفت درسال 79-1378 حدود 45000 هكتار بوده است(اميني، 1379). اين آفت علاوه بر گندم روي جو و چاودار نيز خسارت زا است و خسارت اصلي مربوط به لارو آن مي باشد كه در پائيز و زمستان به بوته هاي گندم حمله كرده و با جويدن برگ ها و باقي گذاشتن رگبرگ هاي اصلي خسارت مي زند. لاروها به هنگام فعاليت سوراخ هايي در خاك ايجاد مي كنند و برگ ها را به داخل اين سوراخ ها برده و مورد تغذيه قرار مي دهند. بررسي هاي حسيني(1373) نشان داده است كه هر لارو طي دوران زندگي خود 20-30 بوته را از بين مي برد. در منطقة گنبد آلودگي به اين آفت شديد بوده و در بعضي از سال ها تراكم لارو ها 50-100 عدد در متر مربع و خسارت آن تا 70 درصد هم گزارش شده است(مبشري،1373). حشرات كامل آن از اوايل تا اواخر خرداد خارج مي شوند و روي سنبله ها از دانه هاي خميري شده تغذية مي كنند، اما خسارت آنها چندان قابل توجه نيست.

زمستان گذراني سوسك سياه گندم به صورت لاروهاي سنين مختلف است و يك نسل در سال دارد. در سال هاي اخير بيولوژي، خسارت و روش هاي كنترل آن توسط حسيني(1373)، مبشري(1373) و مطالعه گرديده است.

 

 

مديريت تلفيقي سوسك سياه گندم

- حسيني(1373) از مورچه ها به عنوان يكي از شكارگرهاي مهم تخم و لاروهاي ريز اين آفت نام مي برد. سوسكي از خانوادة Carabidae  نيز شكارگر لاروهاي درشت و شفيره هاي آن بوده و كلاغ ها و ديگر پرندگان نيز به هنگام شخم زدن خاك از لاروها و سوسك هاي باقيمانده در زمين تغذيه مي كنند.

- تناوب زراعي با استفاده از گياهان وجيني، جمع آوري كاه و كلش و بقاياي محصول در اراضي آلوده و شخم زدن زمين پس از برداشت، از روش هاي مناسب كنترل آن است.

-  اين آفت با روش هاي زراعي فوق به خوبي قابل كنترل است و در صورتي كه در مزارع آلوده تراكم لاروهاي آن بيش از 4- 5 عدد در متر مربع باشد، مي توان به محض مشاهدة خسارت آن  از سموم ديازينون )G 5% 30-40 كيلو در هكتار)، ديازينون EC 60% ( يك ليتر در هكتار) و كارباريل WP 85% ( 5/1-2 كيلو در هكتار) استفاده كرد.

- انجام تحقيقاتي در خصوص تهية جدول زندگي و سطح زيان اقتصادي اين سوسك ضروري به نظر مي رسد.

 

سوسك هاي قهوه اي گندم (كرم هاي سفيد ريشة غلات)

اولين نوشته در خصوص سوسك قهوه اي گندم مربوط به يوستروف و اقليدي(1325) است. سوسك قهوه اي گندم به چند گونه سوسك زيان آور از جنس Anisoplia اتلاق مي شود. لاروهاي اين آفت به ريشة گندم هاي پائيزه خسارت مي زنند و حشرة كامل آنها در خرداد از سنبله هاي گندم در مراحل خميري شدن تغذية مي كنند. در سال هاي اخير گونة زيان آوري به نام Amphimalon caucasicus Gyll. توسط رضابيگي و حيدري(1372) گزارش گرديده است كه بيشترين خسارت وارده به گندم و جو در كرمانشاه مربوط به اين گونه بوده است. چون حشرات كامل اين گونه خسارتي مشابه سوسك هاي قهوه اي گندم ندارند، بنابر اين اتلاق نام سوسك  قهوه اي گندم به تمام گونه هاي فوق منطقي به نظر نمي رسد و كرم هاي سفيد ريشة غلات عنوان بهتري براي معرفي آنها است. گونه هاي مهم اين سوسك ها به شرح زيرند(شكل 9) :

 

 

سوسك قهوه اي گندم                                                               Anisoplia austriaca (Hbst.) (Scarabaeidae, Coleoptera)

اين آفت از كردستان، كرمانشاه، ايلام، تهران، آذربايجان شرقي و غربي، زنجان، خوزستان، تهران و برخي ديگر از نقاط كشور گزارش شده است. خسارت اصلي آن مربوط به لاروهاي آن است كه به گندم پائيزه تازه جوانه زده حمله كرده و باعث قطع شدن ريشه و طوقة آنها مي گردد. طبق بررسي هاي رضابيگي(1369) لاروهاي اين آفت با تراكم 3-5 عدد در متر مربع 8-12 درصد گندم هاي تازه جوانه زده را قطع مي كنند. حشرات كامل آن نيز با تراكم 5/1-3 عدد در متر مربع به 8/2-6 درصد سنبله ها در مراحل شيري شدن و رسيدن خسارت وارد كرده و تنها 15-16 درصد دانه هاي موجود در اين سنبله هاخسارت آسيب مي بيند.زمستان گذراني اين آفت به صورت لارو است و هر دو سال يك نسل دارد.

 

سوسك قهوه اي گندم                                                    Anisoplia leucaspis (Cast.)

(Scarabaeidae, Coleoptera)

 

مناطق انتشار و نحوة خسارت اين گونه نيز شبيه  A.austriaca است. طبق بررسي هاي رضابيگي(1369)در استان كرمانشاه انتشار اين گونه بسيار محدود بوده و روي برخي از گندميان در مراتع حفاظت شده يافت گرديده است و خسارت اقتصادي آن مشاهده نشده است.

 

Anisoplia  lata Er.

(Scarabaeidae, Coleoptera)

 

اين گونه توسط رضابيگي(1369) از روي گياهان مرتعي جمع آوري گرديده است و خسارت اقتصادي آن روي گندم و جو گزارش نشده است.

 

Amphimallon caucasicus Gyll.

(Scarabaeidae, Coleoptera)

 

اين سوسك به عنوان يك گونة زيان آور در مزارع گندم و جو براي نخستين بار توسط رضابيگي و حيدري(1372) معرفي شد.بررسي هاي نامبردگان نشان داد گونه اي كه لارو آن در كرمانشاه به عنوان لاروهاي سوسك قهوه اي گندم شـناخـته مي شد متعلق به جنس Anisoplia   نبوده و به اين گونه تعلق دارند. لاروهاي اين گونه مشابه لاروهاي Anisoplia  هستند با اين تفاوت كه بر روي حلقة انتهايي شكم (Pygidium ) آنها 12 موي دو رديفه وجود دارد. روي حلقة انتهايي شكم لاروهاي Anisoplia موهاي پراكنده اي وجود دارد و موهاي دورديفه ديده نمي شود. طبق بررسي هاي رضابيگي (1369) لاروهاي اين آفت با تراكم 6-9 عدد در متر مربع 6-7 درصد گندم هاي پائيزه را قطع مي كنند. حشرات كامل اين آفت غروب پرواز كرده و خسارتي ندارند. بررسي هاي خواجه زاده(1377) نيز نشان داده است كه بيشترين جمعيت كرم هاي سفيد ريشة غلات در خوزستان به اين گونه تعلق دارد. لاروهاي اين آفت در اين منطقه با تراكم 4/1-4/3 عدد در متر مربع 7/3 –9 درصد بوته ها را قطع كرده اند. به نظر مي رسد كه در اكثر نقاط كشور لاروهاي  اين گونه خسارت زا است.    زمستان گذراني A.caucasicas به صورت لارو در خاك است و احتمالآ هر دو سال يك نسل دارد.

 

مديريت تلفيقي كرم هاي سفيد ريشة غلات

ــ كلاغ و ديگر پرندگان از شكارگران مهم كرم هاي سفيد ريشه به شمار آمده و به هنگام شخم زمين در پائيز و بهار آنها را به شدت مورد تغذيه قرار مي دهند.

ــ كرم هاي سفيد ريشـة غلات در برابر ضـربه خوردن بسيـار حساس هستند و به هنگام شخم زدن زمين وقتي كه آسيب مي بينند پس از مدت كوتاهي سياه شده و از بين مي روند. بنابر اين شخم عميق در پائيز و بهار در كاهش جمعيت آنها بسيار موثر است.

ــ تناوب زراعي يكي از روش هاي مناسب كنترل اين آفات است. در بررسي هاي رضابيگي(1369) خسارت لاروهاي اين سوسك روي گـيـاهان زراعي مثـل نخود، عدس و چغنـدر قند كه در تـناوب با گـندم در مناطق آلوده به اين آفـت كشـت مي شدند، مشاهده نشده است.

ـــ مبارزة شيميايي با اين آفات ضروري نيست و با روش هاي زراعي به خوبي كنترل مي شوند. 

ــ بررسي هاي بيشتري در خصوص انتشار جغرافيايي گونه هاي فوق و بيولوژي، اكولوژي، سطح زيان اقتصادي و دشمنان طبيعي آنها توصيه مي گردد.

 

سوسك نيشكر                                                                       Pentodon idiota (Hbst.)

(Scarabaeidae, Coleoptera)

 

اين آفت از خوزستان و بعضي ديگر از نقاط كشور جمع آوري و شناسايي شده است. علاوه بر نيشكر و ذرت
به بسياري از گياهان زراعي از جمله گندم و جو نيز خسارت مي زند(جمسي نوبندگاني همكاران،1365 و
بهداد، 1375).

 

سوسك برگ خوار غلات                                                                Lema melanopa L.

(Chrysomelidae, Coleoptera)

اين آفت از استان هاي خراسان، اصفهان، تهران، خوزستان، فارس، آذربايجان غربي و شرقي، گيلان، مازندران، جيرفت، هرمز گان، سمنان وكرمانشاه و برخي ديگر از مناطق كشور گزارش شده است اما خسارت آن اقتصادي نيست. اين آفت بيشتر در مزارع آبي مشاهده مي گردد و گندم را به جو ترجيح مي دهد. لارو و حشرات كامل اين آفت پارانشيم رويي برگ را به موازات رگبرگ هاي اصلي مي خورند و محل خسارت آنها روي برگ به صورت نوارهاي طولي ســفيــد رنگي ديده مي شود. زمستان گذراني اين آفت به صورت حشره كامل است و تنها يك نسل در سال دارد. نعيم(1362) مشاهده كرده است كه حدود 10 درصد از حشرات كامل پس از ظهور در اواخر خرداد جفت گيري و تخم ريزي مي كنند، اما لاروهاي سن دوم اين نسل با خشك شدن بوته ها از بين مي روند. زيست شناسي اين حشره توسط خوش گفتارو همكاران(1377) و سيدي صاحباري و همكاران(1379) نيز مطالعه شده است( شكل 11).

 

كرم هاي مفتولي ريشه                                                                                  Agriotes spp.

(Elateridae, Coleoptera)

 

كرم هاي مفتولي ريشه چند ميزبانه هستند و گندم و جو نيز به عنوان ميزبان آنها گزارش شده است. خسارت  لاروهاي اين آفت به ريشه گندم و جو در برخي مناطق كشور ديده شده است، اما مطالعة چنداني در خصوص
گونه هاي خسارت زاي گندم، ميزان خسارت و بيولوژي آنها صورت نگرفته است.

 

    بال پولك داران زيان آور گندم                                                               

       بيش از 10 گونه از بال پولك داران جمع آوري و شناسايي شده اند كه در مرحلة لاروي به گندم و جو خسارت مي زنند. مهم ترين اين گونه ها به شرح زير مي باشند:

 

Syringopais temperatella (Led.)                                        مينوز برگ غلات

(Scythrididae, Lepidoptera)

 

اين آفت با نام  برگ خوار غلات معرفي شده است(اقليدي، 1340)، اما با توجه به نحوة خسارت لارو آن، نام مينوز برگ غلات براي آن مناسب تر است. اين آفت تا كنون از استان هاي خوزستان، فارس، بوشهر، ايلام، لرستان، چهارمحال و بختياري، كرمانشاه، خراسان، گلستان، گيلان و مازندران گزارش شده است. تراكم و شدت خسارت اين آفت در مناطق گرمسيري بيشتر از مناطق سرد و معتدل است و در مناطق آلوده اي كه مزارع ديم جايگزين مراتع تخريب شده گرديده اند، شدت آلودگي بسيار زياد است و مي توان گفت كه  تخريب مراتع در افزايش جمعيت اين آفت موثر بوده است. گندم، جو، يولاف، بسياري از علف هاي هرز خانواده گندميان و لگومينوز وبسياري ديگر از گياهان خانواده Compositae، Rununculaceae ،  Malvaceae وديگر خانواده هاي گياهي به عنوان ميزبان آن معرفي شده اند (بهرامي و رجبي، 1372) و (پير هادي و رجبي، 1371).

اين آفت از اواخر بهار تا اوايل پائيز به صورت لارو سن يك در خاك ديده مي شود.  در پائيز پس از جوانه زدن گندم از نوك برگ ها وارد شده و از پارانشيم تغذيه مي كند. برگ هاي گندم در مزارعي كه آلودگي شديد دارند، ظاهري سفيد رنگ و خشكيده پيدا مي كنند. حقيقت خواه و همكاران(1377) درصد خسارت اين آفت را در تراكم 7-11 لارو روي هر بوته 6/36 درصد برآورد كرده اند. زمستان گذراني اين آفت به صورت لارو در داخل برگ هاي آلوده است و تنها يك نسل در سال دارد (پير هادي و رجبي، 1371 ; بهرامي ، 1373; ، حقيقت خواه و همكاران،1377 و جمسي و همكاران، 1381).

 

مديريت تلفيقي مينوز برگ غلات

ــ شخم زدن خاك پس از برداشت محصول  و رعايت تناوب زراعي يكي از بهترين روش هاي كنترل اين آفت است. در رابطه با تآثير اين عمليات در كنترل اين آفت بررسي هاي جامعي توسط جمسي نوبندگاني و همكاران(1381) صورت گرفته است.

ـــ كود دهي و آبياري مزارع موجب ترميم بوته هاي آسيب ديده مي شود.

ــ سطح زيان اقتصادي اين آفت توسط جمسي نوبندگاني و همكاران(1381) بررسي گرديده است. در تراكم هاي 100 و 150 بوته در متر مربع، چنانچه تراكم لاروها به ترتيب بيشتر از 5 و 9 لارو در هر بوته باشد، كنترل شيميايي اين آفت توجيه اقتصادي دارد. در صورت خسارت شديد آفت مي توان در اوايل پنجه زني گياه از سم ديازينون EC 60% ( يك ليتر در هكتار) استفاده كرد. در سال زراعي 79-1378 در سطح 5700 هكتار از اراضي گندم كشور با اين آفت مبارزة شيميايي صورت گرفته است (اميني، 1379).

 

Ochsenheimeria  vacculella

(Ochsenheimeridae, Lepidoptera)

 

كرم ساقه خوار گندم يا بيد ساقه خوار گندم ناميده شده است اين آفت نخستين بار در سال 1364 از اصـــفهان با نام علمي (Schiff.  Ochsenheimeria taurella) گزارش شده است (بهداد، 1375) و پس از آن در كرج و برخي ديگر از مناطق كشور ديده شده است. اين آفت لاروهاي اين آفت ساقه خوار است و علاوه بر گندم و جو به چاودار و ديگر گندميان نيز خسارت مي زند. خسارت آن روي گندم باعث سفيد شدن و خشك شدن سنبله ها مي شود
 ( مقدس و همكاران، 1374). با بررسي هايي كه روي ژنيتالياي آن صورت گرفـته است، احتـمالآ
 Och. Vacculella  نام علمي گونه اي است كه در اصفهان خسارت زا است.

 

كرم ساقه خوار اروپايي ذرت                                                Ostrinia nubilalis (Hub.)

(Pyralidae, Lepidoptera)

 

گندم و جو و گندميان ديگر به عنوان ميزبان هاي كرم ساقه خوار اروپايي نيز معرفي شده اند. اين كرم ساقه خوار در گرگان، مازندران، گيلان و آذربايجان شرقي به گندم و جو نيز خسارت وارد مي كند.

 

كرم ساقه خوار ذرت                                                               Sesamia cretica (Led.)

(Noctuidae, Lepidoptera)

 

گندم و جو نيز به عنوان ميزبان هاي كرم ساقه خوار ذرت ذكر شده اند. خسارت اين آفت روي گندم اهميت اقتصادي ندارد (بهداد، 1375 ).

 

كرم ساقه خوار نيشكر                                                 Sesamia nonagrioides  Lef.

(Noctuidae, Lepidoptera)

 

از آفات مهم نيشكر و ذرت در خوزستان و فارس است و گندم و جو نيز به عنوان ميزبان هاي آن ذكر گرديده است (اقتدار،1370).

 

اگروتيس،كرم طوقه بر                                                                                Scotia spp.

(Noctuidae, Lepidoptera)

 

اگروتيس يا كرم طوقه بر گونه هاي مختلفي دارد و اين گونه ها در اكثر نقاط كشور ما و جود دارند. گندم و جو نيز از ميزبان هاي اين گونه هاي چند ميزبانه به شمار مي آيند(بهداد، 1375).

 

 

پروانة خوشه خوار گندمHadena basilinea F.                                                

(Noctuidae, Lepidoptera)

 

اين آفت از آذربايجان شرقي و غربي و چهار محال و بختياري و بعضي ديگر از مناطق غرب كشور گزارش شده است. لارو آن از دانه هاي نارس و رسيده سنبله هاي گندم تغذيه مي كند و از ميزان خسارت آن اطلاعي در دست نيست (اقليدي، 1340 و بهداد، 1375).


 پروانة خوشه خوار گندم                                                Cnephasia pascuana Hb.

(Tortricidae, Lepidoptera)

 

اين پروانه توسط ملك زاده و رجبي(1377) از منطقة خوزستان گزارش شده است. لارو اين آفت تا سن پنجم از برگ هاي غلات تغذيه نموده و در سنين بعدي به ساقه و سنبله گندم حمله مي كند. اين آفت شش سن لاروي داشته و يك نسلي است و زيان آن اقتصادي نيست(ملك زاده و رجبي، 1381).

 

      دو بالان زيان آور گندم                                                                    

      بيش از 10 گونه از دوبالان زيان آور(مگس ها و پشه ها) به عنوان آفت گندم و جو در كشور شناخته شده اند، اما مناطق انتشار، ميزان خسارت و زيست شناسي آنها در كشور دقيقآ مطالعه نشده است. اين گونه هاي زيان آور به شرح مي باشند:

 

مگس گندم                                                                                               Oscinella frit L.

(Chloropidae, Diptera)

 

از ورامين جمع آوري شده و احتمالآ در ساير مناطق كشور وجود دارد. ميزبان هاي آن گندم، جو، يولاف، ذرت و چاودار ذكر گرديده است. لاروهاي آن از جوانه هاي مركزي تغذيه مي كند و باعث خشكيدگي و فساد جوانة مركزي مي شود(رجبي و همكاران، 1375). زمستان گذراني آن به صورت لارو است و احتمالآ 3 نسل در سال دارد. لاروهاي نسل دوم و سوم به دانه هاي شيري شده خسارت مي زنند(بهداد، 1375).

 

 

Oscinella pusilla Mg.                 

(Chloropidae, Diptera)

 

از ساوه، گرگان، زنجان و مراغه جمع آوري شده است.لارو اين مگس ابتدا در داخل جوانة مركزي و بعد در داخل ساقه هاي گياه فعاليت دارد. حشرات كامل آن در دو دورة زماني در طول دوره رشد گندم ظاهر مي شوند(اوايل بهار و اواخر بهار) و مي توان گفت كه حداقل دو نسل در سال توليد مي كنند(رجبي و همكاران، 1375).

 

Oscinella nitidissima  (Meg.)                 

 (Chloropidae, Diptera)

 

لارو هاي آن از زنجان روي گندم ديم  و از قروة كردستان روي ساقة جو جمع آوري شده است. دانه هاي جو حاصل از گياهان مورد حمله چروكيده شده بودند(رجبي و همكاران، 1375).

 

Oscinella alopecuri Mesnil                 

(Chloropidae, Diptera)

 

از بانه جمع آوري شده است(رجبي و همكاران، 1375).

نقل شده از : http://www.iranwheat.ir/introduction/Pests/wheat%20pests.htm