انواع پیوند


بسمه تعالی

 انواع پیوند پیوند از نظر فیزیولوژیکی و بیولوژی پیوند زدن که در حقیقت عبارت از زخم کردن و قطع مقدار زیادی از شاخ و برگ گیاه و بعداً مجبور کردن دو نبات مختلف به زندگانی با یکدیگر است، تغییرات فیزیولوژیکی و بیولوژیکی مخصوصی در گیاه پیوندی جدید به وجود می آورد. جوش خوردن پیوندک و پایه برای اینکه فسمت های مختلف دو گیاه بتواند با یکدیگر زندگانی کرده و تولید نهال جدید کند و بهره کافی دهد باید اتصال این دو قسمت با یکدیگر کامل باشد یعنی 

ادامه نوشته

زردآلو

خواص زردآلو

زردآلو میوه ایست سرشار از ویتامین های A ، C و آهن. مواد مغذی موجود در زردآلو از چشم ها و قلب حفاظت می‌کنند و فیبر موجود در آن بر علیه بیماری ها مبارزه می‌کند.

ادامه نوشته

چرخه زندگی گیاهان هرز

مقدمه
گیاهان هرز برای ادامه زندگی در شرایط مختلف توانایی فوق‌العاده زیادی دارند، پراکندگی آنها چه از راه دستگاه رویشی و چه از راه بذر ، آلودگی مناطق جدید کشت را سبب می‌شود. خواب وسیله‌ای است که بذور گیاهان هرز به آن طریق می‌توانند سالها بدون تغییر در خاک باقی بمانند و در زمانی که شرایط رویش مساعد شود سبز شده و نمو خود را آغاز کنند. اگرچه گیاهان هرز در محیطهای خاص رویش می‌یابند و مراحل رشد و نمو خود را طی می‌نمایند ولی به هر حال می‌توان انسان را عامل اصلی انتشار آنها دانست.



img/daneshnameh_up/b/b7/achellea1.JPG


ادامه نوشته

آشنايي با آفات

 

آشنايي با آفات

  

نام آفت: کرم سفيد ريشه
نام علمي: polyphylla adspersa   
طرز خسارت: حشرات کامل مختصری از برگ تغذيه می کنند.لاروها به مدت 3-2  سال از ريشه اکثر گياهان تغذيه مي کنند.
زمستان گذراني: لاروها در ماههای سرد سال به اعماق خاک فرو می روند.
نحوه مبارزه: زير و رو کردن خاک در ماههای  گرم سال-يخ آب زمستانه

 

ادامه نوشته

نحوی کاشت درختان میوه

میوه‌کاری را می‌توان فن کشت و پرورش گیاهان چند ساله‌ای که بخشی یا تمام میوه آنها بصورت خام یا پخته مورد تغذیه انسان قرار می‌گیرد تعریف کرد. از آنجا که بیشتر درختان میوه، پس از کاشته شدن، چند سال طول می‌کشد تا به بار بنشینند و علاوه بر مخارج سنگین اولیه، در طول این مدت نیز هر ساله هزینه‌هایی برای نگهداری و پرورش آنها لازم می شود، میوه کاری نیاز به سرمایه‌گذاری به نسبت درازمدت دارد. بنابراین، اگر از ابتدای امر دقت و توجه کافی نشود، شاید پس از چند سال منجر به زیان‌هایی جبران ناپذیر گردد. در این بخش از سایت، مسایل مربوط به میوه‌کاری، در سه قسمت شامل: احداث باغ جدید، نگهداری از باغ احداث شده و در آینده نیز ویژگی‌های مهمترین میوه‌های ایران، مورد بحث قرار خواهند گرفت.

 احداث باغ جدید :

در احداث یک باغ جدید دو حالت ممکن است رخ بنماید. در حالت اول، محصول ویژه‌ای (مانند سیب، بادام و غیره) مورد نظر است و برای کشت آن باید زمین مناسبی یافت شود. در حالت دوم، که بیشتر همگانی است، زمین ویژه‌ای موجود است و باید درختی را که با آن زمین و منطقه سازش داشته باشد کشت شود.

در هر دو حالت، احداث باغ شامل چهار مرحله است:

1- بررسی عوامل محیطی

2- بررسی عوامل اقتصادی

3- گزینش رقم و تهیه نهال

4 - آماده ساختن زمین و کاشت نهال

- عوامل محیطی :

واکنش درختان میوه به عوامل محیطی، به دلیل چند ساله بودن و نحوه رشد و باروری آنها، تا حدودی با سایر گیاهان متفاوت است. از آنجا که درختان میوه، پس از بالغ شدن، حجم زیادی پیدا می‌کنند و باید با فواصل به نسبت زیادی از یکدیگر کشت شوند، تغییر دادن عوامل تشکیل‌دهنده محیط رشد و مناسب کردن آنها برای گیاهان کاشته اغلب اگر ناممکن نباشد، بسیار دشوار است. در نتیجه، باید کوشش شود تا محیط کشت این گیاهان از ابتدا مناسب باشد مهم‌ترین عوامل محیطی، که نحوه رشد و میزان محصول یک درخت را تعیین می‌کند عبارتند از:

الف - دما:

همانند سایر گیاهان، درختان میوه برای رشد و تولید محصول یک دامنه گرمایی و یک دمای مناسب ویژه خود هستند. افزون بر این، دما در زندگی درختان میوه‌ اثرهای ویژه دیگری نیز دارد. از آن جمله، درختان میوه خزان دار باید در طول زمستان به تعداد ساعت‌های معین، دمایی کمتر از هفت درجه سانتی‌گراد دریافت کنند تا از حالت استراحت بیرون آمده آغاز به رشد کنند. این امر، یکی از مهم‌ترین عوامل محدود کننده مناطق کشت درختان میوه مختلف می‌باشد،‌ بدین معنی که: اگر سرمای لازم تأمین نگردد در بیشتر موارد جوانه‌های گل در بهار نمی‌شکفند و محصولی به دست نخواهد آمد. اثر بسیار مهم دیگر دما بر درختان میوه سرمازدگی بهاره است. بسیاری از نقاط دنیا، با وجود برخورداری از دامنه دمایی و میزان سرمای مناسب برای کشت درختان میوه، به دلیل داشتن سرمای دیررس بهاره که به طور معمول پس از شکوفایی جوانه‌ها بروز می‌کند و موجب سرمازدگی گل‌ها و گاهی میوه‌ها می‌شود، برای میوه‌کاری مناسب نیستند. از دیگر عوامل دمایی که در میوه‌کاری مؤثرند می توان از نوسان دمایی یا تفاوت زیاد دمای شب و روز (که رشد درختان را مختل می‌سازد) و تگرگ (که به برگ‌ و میوه‌ها آسیب وارد می‌آورد) نام برد.

ب - نور :

آزمایش‌های مختلف ثابت کرده که به غیر از توت‌فرنگی، سایر میوه‌ها برای گل انگیزی به طول روز (نور گاه) حساس نیستند و تنها اثر این عامل روی آنها کمتر و یا بیشتر کردن دوره فتوسنتز در هر روز می‌باشد. بر خلاف طول روز، شدت نور در رشد و باروری درختان بسیار مؤثر است. تغییر دادن شدت نور در سطح باغ کاری غیر عملی است و تنها راه نور رسانی کافی به درون درخت، دادن شکل و تراکم مناسب به شاخساره آن است. از اثرهای بسیار مهم نور در درختان میوه، ایجاد رنگ در میوه‌هاست. برای مثال در میوه‌های سیب، اگر شدت نور (بویژه در دو – سه ماه آخر فصل رشد) کافی نباشد تولید رنگ سرخ دچار اختلال می‌گردد و به این دلیل پیشنهاد شده است که در مناطقی که پاییزی ابری یا مه آلود دارد، به جای سیب‌های سرخ، انواع زرد‌ و سبز آن کشت گردد.

پ - موقعیت محل :

مجموعه عوامل عرض جغرافیایی، ارتفاع از سطح دریا، و مقدار شیب زمین، موقعیت محل را تشکیل می دهند. اثر این عوامل، در درجه اول روی مقدار دمای محیط و در درجه دوم روی شدت نور است. بدین ترتیب که هرچه عرض جغرافیایی بیشتر باشد چون نور خورشید با زاویه کمتری به سطح زمین می‌تابد، میزان دمای محیط و شدت نوری که در دسترس گیاهان قرار می‌گیرد کمتر می‌شود. زیاد شدن ارتفاع از سطح دریا نیز باعث کاهش دمای محیط می‌گردد و در نتیجه گاهی مناطق شمالی تر ولی کم ارتفاع‌تر (مانند خوزستان) از مناطق جنوبی‌تر ولی مرتفعتر (مانند فارس) گرمترند. شیب زمین بر حسب جهت آن می‌تواند بر دما اثر مثبت و یا منفی داشته باشد. در نیمکره شمالی، ‌شیب‌‌های رو به جنوب حداکثر مقدار نور خورشید را دریافت می‌دارند.

اینگونه زمین‌ها در بهار زودتر گرم می‌شوند، در تابستان گرمتر و خشکترند، و در پاییز دیرتر سرد می‌گردند. بنابراین در مناطق سردسیر، خطر سرمازدگی زمستانه این زمین‌ها کمتر ولی از نظر سرمازدگی بهاره (سرمازدگی گل‌ها) بیشتر است و در جمع، فصل رشد طولانی تر در اختیار گیاه قرار می‌گیرد. مثال بارز این نوع زمین‌ها، زمین‌های واقع در شیب‌های رو به جنوب دامنه البرز در کنار دریای مازندران است که از سایر نقاط آن منطقه برای کشت مرکبات مناسبتر است. شیب‌های رو به شمال، درست بر عکس شیب‌های رو به جنوب عمل می کنند و در مناطق گرمتر (مانند استهبان و نیریز فارس) برای کشت درختان خزان‌دار می تواند مفید افتد. شیب‌های رو به شرق و یا غرب، حد واسط دو نوع دیگر هستند.

در نقاطی که احتمال بروز سرمای دیررس بهاره زیاد است، باید کوشش شود تا حد امکان باغ‌های میوه در زمین‌های شیب‌‌دار احداث گردند. دلیل این امر سنگین‌تر بودن هوای سرد نسبت به هوای گرم است که روی سطح شیب‌دار می‌لغزد و در نقاط گود و کفه‌ها جمع می‌گردد و به گیاهان موجود در آنها آسیب‌ می‌زند. نمونه بارز این شکل در جهرم در مورد مرکبات و در نیریز در مورد بادام دیده می‌شود که سرما، به دفعات، درختانی را که در کفه بوده‌اند از بین برده در حالی که به درختان مجاور آسیب وارد نشده است.

ت - خاک :

بیشتر درختان میوه، به بافت خاک حساسیت زیادی نشان می‌دهند و اگر خاک دارای ژرفا (عمق) و زهکشی کافی بوده و از pH مناسبی نیز برخوردار باشد به خوبی در آن رشد کرده محصول کافی می‌دهند. البته لازم به تذکر است که خاک‌های سبکتر بطور معمول از خاکهای سنگین‌تر، کم رطوبت‌تر بوده و به همین دلیل در بهار زودتر گرم و در پاییز دیرتر سرد می‌شوند و چون از تهویه بهتری نیز برخوردارند، در صورت وجود آب و مواد غذایی کافی، درختان میوه، در آنها بیشتر رشد می‌نمایند.

در بررسی خاک، به منظور احداث باغ، نکاتی که از اولویت برخوردار هستند: در درجه اول ژرفای خاک، در درجه دوم ژرفای سطح آب زیرزمینی و در درجه سوم میزان نمک‌های محلول (شوری) خاک است. کمبود مواد معدنی و آلی، و تا حدودی هم نامناسبی خاک، را می‌توان با افزودن مواد مورد نیاز به خاک، جبران کرد. در صورتی که ژرفای خاک کم باشد، می توان چنانکه در جهرم مرسوم است گودالهایی با ابعاد، به نسبت بزرگ (حدود 2 متر) حفر و آنرا با خاک مرغوب پر کرد و درخت را در آن کاشت. البته این کار، گران تمام می شود و فقط برای فرآورده‌هایی مانند مرکبات که بازده بیشتری دارند مقرون به صرفه است. سطح آب زیرزمینی را می توان با زهکشی و میزان نمک را با شستشوی خاک کاهش داد که هر دو عملیاتی گران هستند و تنها در صورت اجبار، به احداث باغ در زمینی با این ویژگی‌ها اقدام می‌کنند.

ث - آب :

بر اساس یک قاعده کلی هر گاه منطقه‌ای دارای بیش از 700 میلی‌متر باران سالیانه، با پراکندگی یکنواخت، باشد برای پرورش درختان میوه به صورت دیم مناسب است. در نقاطی که باران سالیانه 700-500 میلی‌متر بارندگی داشته باشند نیاز به آبیاری مرتب در سراسر فصل رشد دارند. بیشتر نقاط ایران به جز کرانه‌های دریای خزر در گروه سوم قرار دارند و در آنها تنها گیاهان بسیار مقاوم در برابر کم‌آبی (از قبیل انگور، بادام،‌ پسته و انجیر) را می‌توان به صورت دیم پرورش داد و بقیه میوه‌ها نیاز به آبیاری مرتب دارند. به دلیل کمبود آب، اغلب تهیه آن احتیاج به سرمایه به نسبت زیادی دارد که باید پیش از شروع به احداث باغ در نظر گرفته و تأمین شود. علاوه بر مقدار و قیمت آب، کیفیت آن نیز اهمیت زیادی دارد زیرا آبیاری مداوم یک خاک خوب با آب سنگین و یا شور، به تدریج، زمین را شور و نامناسب می‌سازد.

2- عوامل اقتصادی :

مهم‌ترین هدف از تولید هر نوع محصول، کسب درآمد است. همین هدف باید در کلیه فعالیت‌هایی که برای بالا بردن میزان و کیفیت فرآورده انجام می شود منظور گردد، به طوری که فرآورده باغبانی، در ضمن برخورداری از کیفیت مطلوب، برای تولید کننده نیز کمترین هزینه‌ها را در بر داشته باشد. بطور کلی، عوامل اقتصادی مؤثر در تولید هر محصول،‌ از جمله میوه‌ها را می‌توان به دو گروه: سرمایه‌گذاری یا هزینه‌های تولید، و عوامل مربوط به بازار‌ یا بازاریابی تقسیم کرد. گروه اول، هر زمان تابع شرایط خاص منطقه‌ای بوده و به تقریب اصولی متغیر دارد که بحث در مورد آنها از حد این سایت خارج است، ولی در مورد بازار اصولی کلی وجود دارد که در زیر بطور مختصر تشریح خواهند شد.

به گفته اقتصاددانان، ارزش یک محصول تا زمانی که به بازار نرسیده برابر صفر است. به عبارت دیگر، حتی بهترین محصول تولید شده اگر قابل حمل به بازار نباشد و یا خواستار نداشته باشد جز ضرر چیزی عاید تولید کننده نخواهد کرد. بنابراین باید قبل از احداث یک باغ جدید، در مورد بازار فروش محصول آینده آن مطالعه و دقت کافی به عمل آید.

بطور کلی فرآورده‌های باغبانی برای یکی از چهار منظور زیر تولید میگردند:

الف: صدور به بازارهای محلی برای مصرف تازه

ب: صدور به بازارهای دور دست برای مصرف تازه

پ: ارسال به کارخانه‌های کنسروسازی و میوه خشک کنی.

ت: نگهداری در انبار و ارسال به بازار در فصل کمبود و گرانی برای دستیابی به سود بیشتر. تولید کننده، پس از گزینش نوع میوه‌ای که مایل به پرورش آن است، باید رقمی برگزیند که در عین شرایط سازگاری با منطقه، فراخور هدف تولید هم باشد. برای مثال: محصولی که برای بازار محلی تولید می‌شود باید زودرس، پرآب و خوش عطر باشد، محصول برای بازارهای دور در درجه اول نسبت به ترابری (حمل و نقل) آسیب‌ناپذیر باشد، محصولی که قرار است تبدیل به کمپوت یا سایر فرآورده‌ها گردد باید رنگ و طعم و بافت خود را پس از آزمایش حفظ کند، و میوه‌ای که به انبار فرستاده می‌شود باید از قدرت انبارداری خوبی برخوردار باشد.

در مورد بازار باید به سه نکته توجه کرد:

1- مقدار نیاز بازار:

یعنی در بازار مورد نظر، برای چه مقدار از محصول تولید شده خریدار وجود دارد. این امر عامل مهمی در تعیین سطح زیر کشت می‌باشد.

2- پسند بازار:

یعنی چه رقمی از میوه مورد نظر در بازار خواستار دارد،‌ برای مثال: سیب‌های قندک در تهران و ترش مصری در اطراف تهران و یا قندک در شیراز اشتباه خواهد بود.

3- فاصله محل تولید تا بازار:

هر چه این فاصله بیشتر باشد مخارج ترابری و درصد تلفات بالاتر و بنابراین هزینه بازار رسانی بیشتر خواهد بود. به این دلیل، بهتر است که فرآورده‌های آمایشی (فرایند شدنی)(Processable products) تا حد امکان در اطراف کارخانه‌ها، و فرآورده‌های انباری در اطراف شهرهایی که امکانات لازمه را در اختیار دارند کشت شوند.

3- تهیه نهال:

پس از اینکه با توجه به شرایط محیطی منطقه و عوامل اقتصادی، نوع و رقم میوه گزینش شد، باید به تهیه نهال اقدام کرد. بیشتر درختان میوه از طریق پیوند و تعدادی نیز از راه قلمه، خواباندن و بذر افزوده می‌شود. روش تولید نهال هرچه که باشد، کیفیت نهال بالاترین اهمیت را در رشد آن و باروری درخت دارد. باغدار باید کوشش کند که بهترین نهال ممکن را هر چند با قیمتی بسیار بالاتر از معمول، تهیه کند، زیرا درختان حاصل از چنین نهال‌هایی نه تنها در چند سال اول باروری جبران مخارج اضافی را خواهند کرد، بلکه پس از آن نیز پوسته، نسبت به درختان حاصله از نهال‌های نامرغوب، منافع بیشتری خواهند داشت.

هنگامی که به دلیل کوچکی سطح زیر کشت، تعداد نهال‌های مورد لزوم کم باشد، بهتر است آنها را بصورت آماده از مؤسسات مورد اطمینان، خریداری کرد. این امر، اولاً به باغدار امکان گزینش بهترین نهال‌ها را می‌دهد، ثانیاً از صرف یکسال وقت برای تولید نهال جلوگیری می‌کند. اگر سطح کشت گسترده باشد، از آنجا که گاهی خرید نهال بسیار گران تمام می‌شود، بهتر است که باغدار با کشت بذر و پیوند روی نهال‌های حاصله، خود نهال‌های مورد نیاز خود را تهیه کند. 

هنگام خرید نهال، باید سعی شود که کلیه نهال‌ها دارای ریشه قوی و سالم باشند و چون به طور معمول بیرون آوردن گیاهان از زمین و ترابری آنها از خزانه به محل کشت و در زمستان انجام می‌شود، باید از آسیب دیدن ریشه‌ها توسط سرما جلوگیری به عمل آید و پس از رسیدن به محل باغ نیز باید بیدرنگ ریشه‌ها را در زیر خاک قرار داد و تا زمان کاشت در همان‌جا نگاهداری کرد.

4- روش‌های کاشت :

الف: نقشه باغ:

درختان میوه برای رسیدن به حداکثر رشد، و تولید بیشترین و مرغوبترین محصول، نیاز به دریافت نور کافی دارند. این امر ایجاب می‌کند که هنگام کاشت، بین درختان مجاور فاصله بخصوصی، که برای درختان مختلف متفاوت است و به اندازه آنها در حداکثر رشد بستگی دارد، رعایت شود. اگر همانطور که در بیشتر باغ‌های سنتی ایران به چشم می‌خورد، درختان نزدیکتر از فاصله لازم کشت شوند هنگام باروری روی یکدیگر سایه می‌اندازند و میزان محصولشان پایین می‌آید. علاوه بر رعایت فاصله، درختان باید روی ردیف‌های منظم شمالی جنوبی کشت گردند تا اولاً بتوانند از نور آفتاب بیشتری استفاده ببرند و ثانیاً امکان رفت و آمد کارگران و وسایل موتوری فراهم گردد. نسبت فواصل درختان روی ردیف‌ها به فواصل بین ردیف‌ها،‌ روش‌های کاشت مختلفی را بوجود می‌آورد که از مهم‌ترین آنها می‌توان مربعی، مستطیلی، مثلثی و داربستی را نام برد.

در روش مربعی، فاصله درختان روی ردیف‌ها با فاصله بین ردیف‌ها برابر است، بطوری که هر چهار درخت روی رئوس یک مربع، قرار می گیرند و بنابراین در باغ، علاوه بر ردیف‌های شمالی جنوبی، ردیف‌های شرقی غربی نیز وجود خواهند داشت. در این روش، اگر فاصله مناسب در حین کاشت رعایت شده باشد، درختان در حداکثر رشد قسمت اعظم سطح باغ را می‌پوشانند و بین آنها فاصله کمی برای عبور و مرور کارگران و ماشین‌آلات باقی می‌ماند. در این روش، در صبح و بعد از ظهر، درختان مجاور روی هم سایه می‌‌اندازند و به همین دلیل، این روش هرچند برای نقاط گرمسیری که دارای نور بیشتر هستند قابل قبول است، برای نقاط سردسیر شمالی که شدت نور کمتری دارند مناسب نیست.

در روش مستطیلی فاصله درختان روی ردیف‌ها، از فاصله بین ردیف‌ها بیشتر است و به این دلیل با فرض تخصیص مساحتی مساوی با روش مربعی به هر دو درخت (مثلاً 10× 4.9 متر، برابر 7×7 متر) درختان، در صبح و بعد از ظهر، سایه کمتری روی هم می‌اندازند و هر درخت از نور بیشتری بهره‌مند می‌گردد.

در این روش، درختان در حداکثر رشد، فواصل بین ردیف‌ها را پر می‌کنند ولی در روی ردیف‌ فاصله بیشتری برای درختان وجود خواهد داشت که عبور و مرور وسایل را در جهت شمالی جنوبی تسهیل می‌کند. این روش بویژه برای مناطق سردسیر مناسب است و توصیه می شود.

در روش مثلثی که لوزی و شش گوش هم خوانده می‌شود هر سه درخت روی رئوس یک مثلث(به طور معمول متساوی‌الاضلاع و گاهی متساوی‌الساقین) که جهت قاعده آن شرقی غربی است، و هر چهار درخت روی رئوس یک لوزی کشت می شوند. این روش از نظر سایه‌اندازی مانند روش مربعی است و تفاوتهای آن با روش مربعی این است که اولاً در این روش ردیف‌های شمالی - جنوبی وجود ندارد و ثانیاً با رعایت فواصل مساوی، در این روش حدود 16% بیش از روش مربعی، در واحد سطح، درخت کاشته می شود.

در روش داربستی درختان، به روش‌های ویژه‌ای پیرایش می‌شوند و توسط چند ردیف سیم فلزی که به پایه‌های متصل هستند، نگاهداری می‌گردند. در این روش، درختان فقط از یک سو روی ردیف قرار دارند و به طور معمول درختان هر ردیف، در حداکثر رشد، فواصل بین خود را پر می‌سازند. چون گیاهان، در این روش‌ تنها «دو بعد» دارند. به بادهای عمود بر جهت ردیف حساسند و به این دلیل در مناطقی که دارای بادهای شدید و منظم هستند، راستای ردیف باید حتماً همسوی باد باشد تا یک سوی ردیف‌ در تمام طول صبح و پیش از ظهر، سوی دیگر در تمام طول بعد از ظهر و عصر از نور آفتاب بهره‌مند گردد.

ب: پیاده کردن نقشه باغ و تهیه محل کشت:

برای پیاده کردن نقشه باغ، باید اول محل کشت اولین درخت را تعیین و بر حسب آن محل اولین ردیف درختان را توسط ریسمان مشخص ساخت. برای اینکار، در یکی گوشه‌های زمین نقطه‌ای که به اندازه نصف فاصله کشت از دو مرز همان گوشه باغ (که ممکن است دیوار و جوی آب، جاده و غیره باشد) فاصله داشته باشد با کوبیدن میخ چوبی مشخص گردد، از این نقطه توسط ریسمان، اولین ردیف درختکاری که ترجیح داده می‌شود شرقی غربی باشد، روی زمین ایجاد می شود. مرحله بعد در روش‌های مربعی و مستطیلی و داربستی، ترسیم دو خط عمود بر خط اولیه از دو انتهای آن است. در سطوح بزرگ برای جلوگیری از اشتباه این کار بوسیله دوربین نقشه برداری انجام می‌شود ولی در سطوح کوچک می‌توان به شرح زیر اقدام نمود:

اول به فاصله 3 متر از نقاط انتهایی الف و ب، دو نقطه ج و نقطه د روی پاره‌خط اولیه الف و ب مشخص می گردد. سپس به مرکزیت نقطه الف قوسی به شعاع چهار متر، و به مرکزیت نقطه ج قوسی به شعاع 5 متر چنان رسم می‌شود که در نقطه س همدیگر را قطع کنند. همین عمل را برای نقاط ب و د انجام می‌گیرد تا نقطه ش به دست آید. بر حسب خواص مثلث قائم‌الزاویه، زوایای س- الف- ج- و ش- ب- د قائمه هستند. با امتداد دادن خطوط الف- س و ب- ش دو بعد دیگر از منطقه اصلی درختکاری را به دست می‌آورید که در روی آنها، به کمک متر فواصل بین خطوط را مشخص و توسط ریسمان به هم وصل می‌کنیم.

در روش مثلثی نیاز به خطوط الف - س و ب - ش نیست و جای آن باید پس از رسم خط الف - ب محل دومین درخت از سر ردیف، با متر مشخص و بعد به مرکزیت این نقطه و نقطه الف دو قوس با شعاعی مساوی به فاصله مورد نظر چنان رسم شود که همدیگر را قطع کنند، نقطه تقاطع، محل اولین درخت ردیف بعدی را مشخص خواهد کرد. این عمل باید آنقدر تکرار شود تا محل تمام ردیف‌ها مشخص گردد در هر سه روش ذکر شده تعیین محل درختان روی ردیف‌ها توسط متر انجام می‌گیرد. در صورتی که شکل زمین باغ کاملاً منظم و یا جهت دیوارهای آن شرقی غربی و شمالی جنوبی نباشد، قطعاتی از باغ خارج از محوطه اصلی درختکاری قرار می گیرند که در آنها می‌توان با امتداد دادن خطوط رسم شده محل درختان را مشخص کرد.

پس از تعیین محل درختان، توسط دست و یا مته خاصی که به تراکتور متصل است گودالی متناسب با نوع و ژرفای (عمق) خاک و ابعاد ریشه نهال بزرگتر باشد ابعاد گودال، نیز بزرگتر گرفته می‌شود. حفر گودال با دست، کاری پرزحمت است در حالی که با تراکتور این کار با سرعت بیشتر و قیمت کمتر انجام می‌پذیرد. در خاک‌های ژرف (عمیق) که از بافت خوبی نیز برخوردار باشند می توان به جای حفر گودال، با استفاده از زیرکاو (سوسولوز)Sous- soleuse (sub- soiler) که در دو جهت عمود بر هم در روی ردیف‌ها به زمین زده می‌شود خاک را سست کرد و در محل‌های تقاطع خطوط زیر کاو درختان را کاشت.

پ: کاشت نهال و هرس اولیه :

در هنگام کاشت، بیشتر نهال‌های میوه باید ابتدا ریشه را با یک قیچی تیز هرس کرد تا اولاً سر ریشه اصلی قطع و گیاه تحریک به تولید ریشه فرعی بیشتری شود. ثانیاً سر ریشه‌ها، که بیشتر در اثر کنده شدن از خاک خزانه زخمی و بطور نامرتب قطع شده، دارای یک سطح صاف شود، زیرا ریشه‌های زخمی و سر ناصاف سریع مورد حمله انواع قارچ‌ها و باکتری‌ها قرار می گیرند و از بین می‌روند، در حالی که اگر محل بریده شده صاف باشد به راحتی ترمیم می‌گردد و از نفوذ عوامل بیماری‌زا پوشاننده جلوگیری می‌کند.

برای کشت نهال، اگر خاک باغ حاصلخیز و دارای بافت مناسب باشد و توسط زیر کاو آماده شده باشد، کافی است مقداری از خاک محل کاشت را با بیل برداشته، پس از قراردادن ریشه‌ها درون گودال، روی آنها را با خاک زبرین (سطح‌الارض) پوشاند. در مواردی که برای کاشت، از گودال‌های دستی و یا مته‌ای استفاده می‌گردد،‌ باید اول مقداری از خاک زبرین را با هم حجم ‌خودش کود دامی پوسیده مخلوط ساخته به شکل مخروطی، در ته گودال ریخت، سپس ریشه‌ها را روی این مخروط مرتب کرد و روی آنها را با خاک پوشاند و گودال را پر ساخت.

در کاشت نهال، رعایت چند نکته ضروری است:

1- ژرفای کاشت باید طوری باشد که پیوند گاه (محل پیوند)، دست کم چند سانتی متر بالای سطح خاک واقع شود تا از ریشه دار شدن گیاه در بالای پیوند که ممکن است اثر پایه را خنثی کرده و نیز از گود افتادن درخت (یعنی قرار گرفتن طوقه آن در ژرفای زیاد خاک) که به اصطلاح باعث خفگی آن خواهد شد جلوگیری به عمل آید.

2- در نقاطی که باد منظم می وزد، رشد پیوندک باید رو به باد قرار داشته باشد تا از شکسته شدن گیاه در اثر فشار باد جلوگیری گردد. در نقاط بادخیز استفاده از قیم برای نگهداری نهال، در سال‌های اول، توصیه می‌شود. این امر به ویژه برای گیاهانی که روی پایه‌های پاکوتاه کننده پیوند زده شده‌اند، از اهمیت زیادی برخوردار است.

3- پس از انجام کاشت و پر کردن گودال، باید با فشار دادن خاک اطراف نهال با پا یا با بیل، خاک اطراف ریشه‌ها را بطور کامل محکم کرد تا محفظه‌های هوا در اطراف ریشه‌ها باقی نماند و همچنین مقدار نشست خاک که در اثر آبیاری به وجود می‌آید و باعث گود افتادن نهال می‌گردد به حداقل کاهش یابد.

4- باید بیدرنگ پس از کاشت، نهال‌ها را آبیاری کرد. در غیر اینصورت درصد نهال‌هایی که به اصطلاح نمی‌گیرند یعنی خشک میشوند بالا خواهد رفت و نیاز به کاشت مجدد یا واکاری خواهد بود.

5- باید نهال‌های کشت شده را به روش‌هایی که در بخش هرس گفته شدند پیرایش یا هرس و شکل‌دهی کرد.

داشت، یا نگهداری از باغ احداث شده :

هر باغ میوه نیاز به مراقبت‌های ویژه‌ای دارد تا بتواند به نحو بهینه رشد کرده و تولید محصول کند. مهمترین این مراقبت‌ها، که بطور کلی عملیات داشت نامیده می‌شوند، در زیر مورد بحث قرار خواهند گرفت.

1- آبیاری :

در شرایط مساعد، ریشه درختان تا ژرفای به نسبت زیاد نفوذ می‌کند و در جهت افقی نیز بر حسب بافت خاک و نوع درخت از هر طرف 1.5 تا 3 برابر شعاع شاخساره و یا سایه انداز درخت پخش می‌گردد. ولی بررسی ها نشان داده که قسمت اعظم ریشه‌های فعال یک درخت در زیر شاخساره آن، تا ژرفای 60 سانتی‌متر زمین، قرار دارند. بنابراین گیاه مهمترین قسمت آب و مواد غذایی مورد نیاز خود را از این قسمت خاک جذب می‌کند. همانطور که پیشتر گفته شد، در نقاطی که بارندگی سالیانه، کمتر از 700 میلی‌متر و یا غیر متعادل باشد باید در ایام خشک، آب مورد نیاز درخت را بوسیله آبیاری تأمین کرد. در حال حاضر، در دنیا چهار روش آبیاری عمده، مورد استفاده قرار می‌گیرد.

الف: روش کرتی(Basin irrigation) یا غرقابی(Flood irrigation) :

در این روش، باغ به کرت‌هایی دارای یک تا چند درخت تقسیم و هر کرت در هر بار آبیاری، با آب پر می‌شود. بازده مصرفی (Consumptive) این نوع آبیاری به نسبت کم است. یعنی قسمت مهمی از آبی که به زمین داده می‌شود، بدون اینکه مورد استفاده درخت قرار گیرد، به ژرفای خاک فرو می‌رود و از دسترس ریشه‌ها خارج می‌گردد. از محاسن این روش عدم نیاز آن به تسطیح خاک و احتیاج نداشتن به وسایل مدرن آبیاری که هر دو گران هستند می باشد. در ایران، در باغ‌های جوان نیز در مرکبات کاری برای جلوگیری از شیوع بیماری‌های خاکزا(Soil- born diseases) نوعی از آبیاری کرتی به نام طشتکی مورد استفاده قرار می‌گیرد که خود به دو نوع زنجیری و شانه‌ای تقسیم می‌شود.

ب: روش نشتی(Furrow irrigation) :

در این روش، در دو سوی ردیف کشت، دو شیار به ژرفای 10 تا 15 سانتی‌متر و به عرض 25 تا 30 سانتی‌متر ایجاد و آب با فشار کم در آنها به جریان انداخته می‌شود. مرطوب شدن ریشه‌ها از طریق نشت تدریجی آب به خاک اطراف شیار و خیس ساختن محیط ریشه انجام می‌گردد. بازده مصرفی این روش از روش کرتی بیشتر است و برای به کار بردن آن، باید زمین بطور کامل صاف بوده و تسطیح شده باشد.

برای جریان انداختن آب از نهر اصلی به شیارها، و تنظیم مقدار آن، از سیفون‌های آلومینیمی و یا پلاستیکی استفاده می کنند. در آبیاری نشتی، به تدریج که بر عمر و اندازه درختان افزوده می‌شود باید تعداد شیارها را در هر طرف درخت افزایش داد بطوری که در حداکثر رشد، تمام سطح باغ از شیارهای موازی هم پوشیده و آبیاری شود.

پ: روش بارانی(Sprinkler irrigation) :

در این روش، درختان توسط فواره‌های چرخانی که به لوله‌های خاصی متصلند آبیاری می‌گردند. بازده مصرفی این روش از روش‌های قبل بیشتر و حدود 80 درصد است و از محاسن آن می‌توان، عدم نیاز به تسطیح امکان کاربرد کودهای شیمیایی و سموم کشاورزی همراه با آبیاری و در موارد خاص مبارزه با سرما را نام برد. مهمترین عیب این روش بالا بودن قیمت لوله‌ها و پمپ‌ها و سایر مورد لزوم می ‌باشد.

ت: روش قطره‌ای :

در این روش، آب توسط پمپ‌های ویژه‌ای، در لوله‌های پلاستیکی به نسبت باریک و قابل انعطافی که در طول هر ردیف روی سطح خاک قرار داده می‌شوند جریان می‌یابد و از طریق چکاننده‌های(Dripper) ویژه‌ای که در طول لوله قرار دارند به صورت قطره‌هایی بیرون آمده، خاک اطراف درخت را مرطوب نگه می‌دارد. تعداد چکاننده‌ها برای نهال‌های جوان یک عدد است و به تدریج که گیاه بزرگ می‌شود به 3 تا 4 عدد برای هر درخت افزایش داده می شود. این روش دارای بازده مصرفی حدود 95% بوده و از تسطیح خاک بی‌نیاز است، ولی ایجاد آن گران تمام می‌شود. کاربرد این روش در خاک‌های شور یا برای آب‌های سنگین و شور به سرعت شوری خاک را افزایش می‌دهد. برای جلوگیری از این امر و مسدود شدن چکاننده‌ها در اثر رسوب نمک، باید اندازه چکاننده‌ها را بزرگتر از حد مورد نیاز گرفت تا آب، مقداری حرکت ژرفایی(عمقی) پیدا کرده ضمن نفوذ به طبقات زیرین خاک، املاح اضافی را شسته همراه خود از طبقات فوقانی خارج سازد.

2- کود :

درختان میوه از این نظر بسیار شبیه سایر گیاهان هستند و در اینجا تنها به ذکر چند نکته خاص اکتفا می‌گردد.

الف: از میان مواد غذایی اصلی (یعنی: نیتروژن، فسفر و پتاسیم) درختان میوه، بطور معمول تا آغاز باروری، تنها به نیتروژن اضافی نیاز دارند و مقدار فسفر و پتاسیم موجود در خاک برای تأمین نیازهای آنها تا آن زمان کافی است، مگر این که خاک از نظر این دو عنصر، کمبودی داشته باشد.

ب: برای اضافه کردن نیتروژن به خاک، فرمولی کلی و بسیار تقریبی توسط باغداران به کار گرفته می شود. طبق این فرمول، باید بر حسب میزان رشد، در هر سال 60 تا 90 گرم نیتروژن خالص تا حداکثر 500 تا 1000 گرم به ازا هر سال سن، به هر درخت داده می‌شود. بدین ترتیب، یک درخت پاکوتاه به ازاء هرسال سن خود 60 گرم (تا حداکثر 500 گرم) و یک درخت قوی و پر رشد به ازاء هر سال سن خود 90 گرم تا (حداکثر 1000 گرم) نیتروژن در سال دریافت خواهد کرد و پس از رسیدن به میزان حداکثر، مقدار کود دریافتی سالانه آنها به ترتیب در 500 و 1000 گرم ثابت خواهد ماند که باید در دو یا سه نوبت، یکی در اول بهار و یک تا دو بار در طول فصل رویش، به درخت داده شود. میزان مصرف کودهای فسفره و پتاسه، بر حسب نوع گیاه و مقدار این کودها در خاک، 50 تا 150 کیلو در سال در هکتار می‌باشد. برای مصرف، باید کودها با خاک زیر سایه‌انداز درخت مخلوط گردند و درخت مورد نظر، در صورت امکان، بیدرنگ آبیاری شود.

پ: عناصر کم مصرف مانند آهن، روی، منیزیم و غیره را باید تنها در صورتی به خاک اضافه کرد که علایم خاص کمبود آنها در باغ دیده شود. برای تعیین مقدار مورد لزوم از عناصر یاد شده، بهترین راه تجزیه برگ درختان و اندازه‌گیری مقدار عنصر مورد نظر و مقایسه آن با مقدار یک گیاه سالم و یا با اعداد جداول خاصی که برای این کار وجود دارند، می‌باشد.

ت: کودهای حیوانی دارای ارزش غذایی چندانی نیستند و بیشتر به خاطر بهبود خواص فیزیکی خاک و بالا بردن قدرت نگهداری آب، مورد مصرف قرار می‌گیرند.

بر حسب میزان مواد آلی موجود در خاک، مصرف 40 - 10 تن کود دامی پوسیده در سال در هر هکتار باغ توصیه شده است.

ث: در بسیاری از موارد، کشت کود سبز، به ویژه گیاهان یکساله تیره لوبیاسانان(Leguminosae) که قدرت تثبیت نیتروژن هوا را دارند، در باغ توصیه می‌شود. این گیاهان، هنگامی که در آخر فصل رشد بوسیله شخم با خاک مخلوط شوند، اولاً مانند کودهای دامی، خواص فیزیکی خاک را بهبود می‌بخشند ثانیاً با رها کردن نیتروژن تثبیت شده خود در خاک حاصلخیزی آن را بالا می‌برند.

3- هرس :

بر حسب نیاز به هرس می‌توان درختان میوه را به سه گروه تقسیم کرد:

گروه اول شامل درختانی مانند مرکبات است که در دوران زندگی خود نیازی به هرس ندارند و بدون آن به طور طبیعی، شکل ویژه خود را پیدا و میوه کافی تولید می‌کنند.

گروه دوم شامل درختانی مثل سیب، گلابی، بادام و گردو است که بایستی در چند سال اول به آنها، از طریق پیرایش، شکل مناسب داد ولی وقتی رشد کردند و به بار نشستند، هرس را باید به حداقل رساند.

گروه سوم شامل میوه‌‌هایی مانند هلو، انجیر و انگور است که علاوه بر پیرایش شکل‌دهی، در دوران بلوغ نیز باید مرتباً هرس شوند، تا با تولید شاخه‌های جوان، میزان محصول آنان افزایش یابد.

4- گرده افشانی :

تمام درختان میوه ایران، به غیر از خرمالو و ارقام بدون هسته انجیر و گلابی و مرکبات برای تولید میوه به گرده‌افشانی نیاز دارند. از نظر عامل انتقال گرده می‌توان میوه‌ها را به سه گروه تقسیم کرد.

گروه اول شامل دو درخت:

خرما و انجیرهای هسته‌دار که هر چند بطور طبیعی می‌توانند مقدار بسیار کمی میوه تولید کنند، برای تولید محصول اقتصادی باید گرده افشانی بوسیله انسان انجام گیرد.

گروه دوم :

شامل گردو، پسته، فندق و توت و انار است که در آنها گرده افشانی، توسط باد انجام می‌گیرد و نیازی به دخالت انسان نیست.

گروه سوم :

شامل سایر میوه‌ها بویژه انواع دانه‌دار و هسته‌دار است که گرده افشانی آنها توسط حشرات، بویژه زنبور عسل، انجام می‌شود و بنابراین کندوگذاری در باغ برای تولید محصول ضروری است. تعداد کندوی لازم برای هر هکتار، بر حسب اندازه درختان و میزان گلدهی آنان، به یک تا پنج عدد بالغ می‌شود. لازم به تذکر است که زنبورهای عسل در روزهای بارانی هنگامی که باد شدید بوزد و وقتی دمای هوا از 18 درجه سانتی‌گراد کمتر باشد، قدرت فعالیت خود را از دست می دهند. اگر چنین شرایطی مصادف با ایام گلدهی درختان این گروه بشود، در بعضی موارد دخالت انسان و گرده افشانی مصنوعی از طریق تکاندن شاخه‌های گلدار یک درخت مناسب، روی دیگر درختان باغ برای تولید محصول اقتصادی ضروری خواهد بود. 

5- تنک کردن(Thinning):

بیشتر درختان میوه بیش از حد توانایی باردهی خود، گل‌ تولید می‌کنند که اگر همگی این گلها تبدیل به میوه شوند، درخت ضعیف و میوه‌ها ریز و نامرغوب خواهند شد و ممکن است درخت دچار سال آوری (باردهی متناوب)Alternate bearing بشود. به همین دلیل، باید بیشتر گل‌ها و میوه‌های جوان را حذف کرد. برای مثال، اگر تنها پنج درصد از شکوفه‌ها‌ی سیب و آلبالو و گیلاس، که دارای میوه‌های بسیار ریزی هستند، هر گاه 25 تا 35 درصد از شکوفه‌ها تبدیل به میوه شوند گیاه محصول بسیار خوبی خواهد داشت. عمل حذف گل‌ها و میوه‌های اضافی درختان تنک کردن نامیده می‌شود. از درختان میوه برخی (مانند آلبالو، گیلاس، بادام، پسته، فندق و مرکبات) نیازی به تنک شدن ندارند و می‌توانند کلیه میوه‌هایی را که پس از انجام ریزش‌های طبیعی روی درخت باقی می‌مانند رشد بدهند و برسانند. در برخی (مانند زرد‌آلو و آلو) هرچند اگر تعداد میوه‌ها کمتر باشد درشت‌تر خواهند شد، تنک کردن کمکی به این امر نمی‌کند و بنابراین، این گیاهان را نیز تنک نمی‌کنند. سایر میوه‌ها (بویژه سیب، گلابی، هلو ،خرما و انگور) به تنک شدن واکنش مثبت و زیادی نشان می‌دهند و بنابراین باید بطور حتم تنک شوند. تنک کردن می تواند به طریق مکانیکی و یا شیمیایی انجام گردد. در تنک کردن مکانیکی می‌توان از دست انسان (که بسیار دقیق ولی گران و کند است)، از فشار آب (که دقت زیادی ندارد و تنظیم گل‌های حذف شده با آن مشکل است) و از چوب‌های بلند (که به درخت آسیب می زند) استفاده کرد. در تنک شیمیایی، بر حسب نوع درخت، انواع مختلف اکسین با غلظت‌های 50-10 قسمت در میلیون و اتفون با غلظت‌های 300-20 قسمت در میلیون به کار می‌روند . از مواد دیگری که در تنک کردن درختان میوه بویژه انواع دانه‌دار و هسته‌دار از اهمیت برخوردارند می‌توان سوین(Sevin (l-naplyl-N-metyl carbamate)) که زنبور عسل در برابر آن بسیار آسیب‌پذیر است و الجتول(Elgetol (dinitro orthocresol-DNOC)) را نام برد که هر دو با غلظت‌های 1000-500 قسمت در میلیون به کار می‌روند. شدت تنک کردن (درصد گل‌ها و میوه‌های حذف شده) بستگی به نوع درخت میزان رشد آن و تعداد میوه‌های تشکیل شده دارد. برای سیب و هلو بطور معمول توصیه می‌شود که به ازای هر 30 برگ درخت و یا هر 10 سانتی‌متر طول شاخه‌ بارور، یک میوه نگاهداری و بقیه حذف شوند که البته این ارقام بسیار تقریبی و غیر دقیق هستند.

6- سایر عملیات برداشت :

علاوه بر آنچه که بالا گفته شد، نگهداری درختان میوه مستلزم انجام عملیات دیگری از قبیل جلوگیری از ریزش بی موقع میوه‌ها، مبارزه با بیماری ها، آفات، علف‌های هرز، سرمازدگی و غیره نیز می‌باشد.

فواید پیوند

1- در گیاهانی که نمی توان آنها را با قلمه و یا پا جوش ازدیاد نمود برای حفظ مشخصات خارجی و داخلی یعنی ژنتیکی پایه مادری از پیوند استفاده می نماید به عبارت دیگر پیوند کردن تغییری در خواص ظاهری و یا باطنی پیوندک نمی دهد.


2- درختان کهن که به علتی قسمت هوایی ان از بین رفته و یا فرسوده شده باشد ولی ریشه آن قوی و فعال است می توان ان درخت را به وسیله پیوند جوان کرد و این عمل را نسبت به نوع درخت تا حداکثر 5 مرتبه تکرار نمود.


3- در درختان ضعیف که مقدار ریشه در آنها کم بوده و یا طبیعاتاً قادر به جذب شیره خام به اندازه کافی نمی باشند با پیوند کردن شاخه ریشه داری به تنه ان جبران کمبود شیره خام را نموده قسمت هوایی چنین درختی قوی می گردد.این کاملاً کاملا شبیه به تزریق خون در بدن بیماری است که مقدار زیادی از خون خود را از دست داده باشد با این تفاوت که نزد انسان پس از یک یا چند مرتبه تزریق کمبود خون تامین شده و تکرار عمل لازم نیست ولی در درختان این تزریق شیره خام اضافی باید همیشگی باشد و به این جهت است که با پیوند کردن پایه ریشه داری که در نزدیکی درخت مورد عمل کاشته شده برای همیشه منبع شیره خامی در دسترس آن قرار می دهند.

4- اغلب اتفاق می افتد که در زمستان جانوران جونده مانند خرگوش به باغ آمده پوست درختان را می جوند و از این را ه اغلب باعث خشک شدن درخت می گردند.برای نجات درخت از مرگ حتمی کافی است دو سر شاخه جوان را در بالا و زیر خم حاصله از دندان جانور به طوری که بعداً شرح خواهیم داد پیوند کنند.


پس از دو یا سه سال شاخه های جوان پیوند شده قوی گردیده و علاوه بر رساندن مقدار کافی شیره خام به درخت وزن قسمت هوایی آن را نیز تحمل نموده تاج درختبر جا می ماند و در این موقع اگر شدت آسیب زیاد باشد به حدی که نتوان باقی مانده تنه زخمی درخت را یعنی قسمتس که بین دو محل پیوند قرار گرفته نگاه داشت آن را قطع می کنند و درخت به جای یک تنه دارای چهار پایه خواهد شد.


5- هر گاه درختی در محل معینی نتواند به وسیله ریشه خود تهیه مواد غذایی کند از پیوند استفاده نموده درخت مطلوب را روی پایه دیگری که قرابت و تجانس با درخت مورد بحث داشته باشد پیوند می نمایند مانند بادام که در اراضی مرطوب نمی توانند زندگانی کنند و یا رازقی در خاکهای آهکی در این صورت بادام را روی گوجه و رازقی را روی یاس معمولی که قادربه زندگانی در خاک آهکی می باشد پیوند می کنند.


6- در درختانی که روی ریشه خود ضعیف و یا زیادتر از حد معمول و لازم قوی می شوندباغبان با پیوند نمودن این نوع درختان روی پایه مناسب دیگر قدرت و یا ضعف قسمت هوایی درخت مورد عمل را بنابر میل خود تغییر می دهد.مانند پیوند درخت گلابی روی پایه به.درخت به طبیعتاً کوتاه و تقریباً درختچه است و ریشه آن نیز کم و سطحی می باشد.پیوند درخت گلابی روی درخت به از این ضعف و کمی ریشه استفاده نموده کوتاه و کم رشد می شود ولی در عوض دارای میوه شیرین تر و کمی مرغوب تر می گردد.


7- در پاره ای از درختان مانندپسته گل نر و ماده از یکدیگر مجزا و روی دو درخت جدا قرار دارد به نحوی که اگر تمام درختان پسته در باغی به تنهایی از درخت نر یا ماده تشکیل شده باشند آن باغ هیچگاه بهره نخواهد داد.و لازم است حتماً هر دو نوع درخت را نزدیک یکدیگر کاشت.معمولاً در بدر تاسیس باغ پسته برای هر 9 عدد درخت پسته ماده یک درخت نر به منظور تامین مقدار لازم پلن یا گرده برای تلقیح می کارند ولی در اغلب باغات کهنه مانند باغات پسته دامغان مشاهده می شود که تمام درختان باغ از نوع ماده می باشندو مقدار حصول باغ پسته بسته به وزش باد یا وجود یک درخت یا چند درخت نر در باغات مجاور می باشد و بنابراین اولاً درختان هر سال میوه نمی دهندو یا اگر میوه دار شوند، مقدار آن سیار کم می باشد.برای رفع این عیب و اصلاح باغ کهنه باید از پیوند استفاده نمود.به این طریق که روی پاره ای از درختان ماده که به فاسله منظمی از یکدیگر قرار دارند یک شاخه را باجوانه درخت نر پیوند می نمایند تا هر سال مقدار کافی گرده برای بارور کردن گلهای ماده موجود باشد و بهره برداری از باغ هر سال منظم و مرتب گردد.


8- معمولاً گیاهانی که از بذر یا هر وسیله غیر تناسلی به غیر از پیوند به وجود می آیند پس از مدتی زندگانی و رسیدن به حد بلوغ که بطور متوسط 6تا 7 سال به طول می انجامد شروع به میوه دادن و یا گل کردن می نماید.در صورتی که اگر همین درختان بوسیله پیوند زیاد شوند پس از مدت کوتاهی که حداکثر از 2تا3 و یا 4 سال تجاوز نمی کند شروع به گل کردن و میوه دادن می نماید. بنابراین یکی دیگر از فواید پیوند تسریع در بهره برداری می باشد.


9- در آزمایشگاه ها مخصوصاً در مورد اصلاح میوه و یا ایجاد انواع جدید بوسیله دو رگ گیری لازم است که قبلاً نوع میوه حاصله مورد آزمایش قرار گیرد و کاشتن بذر همیشه حصول مقصود را به تاخیر می اندازد در صورتی که پیوند دوره آزمایش را کوتاه می کند.


10- در پاره ای درختان پیوند قدرت بار دادن درخت پیوندی را زیاد می کند.


11- معمولاً تکثیر مکرر گیاهی در مدت طولانی با تقسیم ریشه یا بذر خالص نیکو و جلب توجه گیاه را از بین برده و محصول نامرغوبی جایگزین میوه یا گل مرغوب آن می گردد و این خاصیت در اصطلاح علمی انحطاط یا دژنرسانس نام دارد .مثلاً گل کوب را هر گاه به وسیله تقسیم غده ریشه ازدیاد نمایند پس از مدتی گلها کوچک و نامرغوب می شود.برای جلوگیری از انحطاط و یا اقلاً به تاخیر انداختن آن می توان از قلمه و یا پیوند استفاده نمود.


12- بعضی از درختان تولید پاجوش فراوان می کنند. پاجوش زیاد باعث ضعف درخت می شود و قطع و بر طرف کردن آنها نیز دشوار و مستلزم مراقبت دائمی و هزینه می باشد.مانند انواع یاس درختی و پاره ای از گل های سرخ و نسترن برای رفع این زحمت اغلب گل یا میوه مطلوب را روی پایه ای که طبیعتاً پاجوش نمی دهد پیوند می نمایند.


13- اغلب مشاهده می شود که درختی با دارا بودن تمام شرایط لازم برای میوه دادن مانند سن بلوغ قدرت کافی و عدم شاخ و برگ زیاد معهذا میوه نمی دهد.علت این امر هنوز کاملا روشن نیست ولی تجربه نشان داده است که هر گاه چند جوانه گل از درخت همجنس روی یکی از شاخه های آن پیوند کنند درخت مورد عمل در سالهای بعد مرتباً میوه خواهد داد

فصل پیوند

بنابر آنچه بیان شد موقع پیوند زدن زمانی است که گیاه در دوره فعالیت یعنی شیره نباتی در جریان باشد.بنابراین از نظر علمی در هر موقع از ستال به استثنای موقعی که گیاه در دوره استراحت به سر می برد و شیره نباتی راکد گردیده می توان عمل پیوند را انجام داد.


این نظریه در عمل به اشکالاتی بر می خورد که عملا موقع پیوند زدن را محدود می کند.


1- مقدار زیاد شیره نباتی مانع ایجاد تماس بین پیوندک و پایه در ناحیه طبقه مولده و جوش خوردن آنها با یکدیگر می شود و به اصطلاح باغبانان پیوندک در شیره نباتی مایع مانع ایجاد تماس بین پیوندک و پایه در ناحیه طبقه مولده و جوش خوردن آنها با یکدیگر می شود و به اصطلاح باغبانان پیوندک در شیره نباتی خفه می گردد.


2- حرارت زیاد باعث تبخیر فوق العاده پیوندک شده و قبل از آنکه سلولهای طبقه مولده یکی شوند و شیره نباتی کافی به پیوندک برسد، گرما پیوندک را خشک نموده از بین می برد.


3- سرمای زمستان و یخبندان و بطور کلی حرارت کمتر از 10 درجه در هوای اطراف پیوندک نیز مانع فعالیت سلولهای نامبرده گردیده جوش خوردن پیوند را غیر ممکن می سازد.


بنابر آنچه گفته شد عملاً در دو فصل بطور حتم می توان گیاهان را پیوند کرد .یکی در فصل بهارپس از بیدار شدن پایه و قبل از انکه شدت جریان شیره نباتی زیاد شود و یا انکه سرمای اول بهار مانع فعالیت سلولهای قسمت هوایی گیاه گردد و دیگری در اواخر تابستان و یا ائایل پائیز (بنا بر نوع درخت ) که جریان شیره نباتی تا اندازه ای کند شده و سرمای زمستان هنوز فرا نرسیده است.بدیهی است که هر گاه ممکن شود با وسایل مناسبی از اثر سوء گرمای تابستان جلوگیری به عمل آید و یا آنکه گرمای هوای محل اجازه دهد می توان درفصل نامبرده نیزعمل پیوند را انجام داد.

پیوند جوانه
در عمل دو نوع پیوند جوانه مشاهده می شود.یکی پیوند جوانه زیر پوست که نزد باغبانان به پیوند شکمی معروف است و دیگری پیوند لوله.


1) – پیوند شکمی : در این پیوند ، پیوندک فقط از یک جوانه تشکیل شده و آنرا در نقطه اختیاری از طول ساقه پایه زیر پوست قرار مسی دهندذ.


تهیه پایه : برای اینکه نتوان جوانه پیوندک را زیر پوست ساقه قرار داد لازم است که پوست پایه به آسانی از چوب آن جدا شود و این امر ممکن نیست مگر اینکه شیره نباتی در جریان باشد یعنی پایه تا اندازه ای دارای فعالیت حیاتی باشد و به اصطلاح معروف پایه آب دار بوده پوست بدهد و این امر فقط در بهار و پائیز میسر است زیرا در زمستان شیره نباتی راکد بوده و در تابستان نیز گرمای هوا تا اندازه ای پوست پایه را خشک نموده مانع از جدا شدن آن از چوب می گردد.


برای تهیه پایه به طرق مختلف عمل می نمایند.بطور معمول دو شکاف کم عمق بوده و عمود بر یکدیگر یکی کوتاه و افقی و دیگری طویل ( در حدود 2 تا 3 سانتی مت ) و عمودی روی ساقه پایه انجام می گیرد.در صورتیکه پایه حاضر برای پیوند کردن باشد به آسانی می توان با نوک چاقوی پیوند زنی پوست دو طرف عمودی پایه را از چوب جدا نمود و پس از قرار دادن پیوندک زیر پوست عمل پیوند کردنه را انجام داد.


در بعضی از درختان مانند درخت پسته که دارای شیره می باشد پس از خراش دادن پوست آنها را از محل زخم شیره جاری شده و اگر جوانه پیوندک زیر شکاف باشد این شیره روی آنرا پوشانده و مانع جوش خوردن پیوند می گردد.برای رفع این مانع کافی است که شکاف افقی را پائین یعنی زیر شکاف عمودی قرار دهند.در این صورت جوانه پیوند بالای شکاف افقی واقع شده شیره درخت از زیر آن جاری می گردد و صدمه دای به پیوندک نمی زند.


بعضی از باغبانان برای دو شکاف 3 شکاف روی پایه می دهند.دو شکاف عمودی به فاصله تقریبی 5 تا 10 میلیمتر و یک شکاف افقی که وسط دو شکاف عمود را به یکدیگر متصل نماید.


در این طرز تهیه پایه قطعات پوست پایه را به طرف بالا و پائین برگردانده جوانه پیوندک را روی چوب می گذارند و پس از قرار دادن مجدد پوست پایه را روی پیوندک آنرا با ریسمان می بندند.


اگر پایه جوان باشد به یک شکاف عمودی اکتفا می کنند. این طرز عمل در اصفهان انجام می شود و بتوان تا اندازه ای آن را خم کرد زیرا برای قرار دادن پیوندک باید درخت را بطرفی که شکاف واقع شده خم کرد تا در اثر این عمل دو لب شکاف از هم دور شده پوست پایه از چوب جدا شود.در این موقع جوانه یعنی پیوندک را زیر پوست پایه جای داده درخت را رها می کنند تا بحال اول خود برگردد.


تهیه پیوندک : روی شاخه کاملاً رسیده جوانه انتخاب می کنند و برای جدا کردن آن از شاخه دو شکاف افقی یکی بالا و دیگر یپائین ئ جوانه روی پوست شاخه جدا می نمایند تا هوا نتواند طبقه مولده زیر پوست پایه و پیوندک را خشک نماید.معمولاً برای جلوگیری از هر پیش امد اول پیوندک را تهیه نموده در مقداری آب یا محل مرطوبی مانند دهان نگاه می دارند و پس از آن اقدام به تهیه پایه می کنند.


قرار دادن پیوندک روی پایه : برای انجام این عمل با چاقوی پیوند زنی دو لب پوست پایه را در طول شکاف عمودی بلند کرده و انتهای تحتانی آن پیوندک را زیر پوست پایه قرار داده بطور ملایم به طرف پائین فشار می دهندتا تمام پیوندک زیر پوست قرار گیرد.بعد بالا و پائین پیوندک را با ریسمان می بندند.در پیوند شکمی احتیاج به چسب پیوند نیست زیرا در این نوع پیوند پوست پایه تمام قسمتها را می پوشاند و محلی برای هوا کشیدن و یا دخول اجسام نامناسب زیر پیوندک وجود ندارد.


2- پیوند لوله: در این نوع پیوند بجای اینکه فقط یک جوانه با مقداری از پوست پایه را بعنوان پیوندک مورد استفاده قرار دهند پوست درخت را به شکل استوانه یا لوله که طول ان در حدود 3 تا 4 سانتی متر می باشد و فقط یک جوانه روی آن قرار دارد جدا نموده و به همان شکل دور ساقه پایه قرار می دهند. در این صورت طرز تهیه پایه بنابر اینکه آنرا قطع می کنند و با انتهای پایه پس از جوش خوردن پیوند از بقیه پایه جدا می شود فرق می کند.


تهیه پیوندک : پس از آنکه انتهای فوقانی شاخه حامل پیوندک را به 2 سانتیمتر بالاتر از محل جوانه قطع کردند از دو سانتیمتری زیر جوانه نامبرده با شکافی افقی پوست شاخه را بطور استوانه یعنی دور تا دور از چوب پیوندک جدا می نمایند.


تهیه پایه : بطور معمول پیوند لوله ای را روی شاخه های جوان که قطر آنها تقریباً به اندازه یک مداد یعنی کمتر از یک سانتیمتر است می زنند.برای این کار نوک پایه را نیز قطع کرده و پوست آنرا به شکل نوارهایی تا محلی که پیوندک باید قرار گیرد جدا می نمایند یدون اینکه نوارهای پوست از پایه بریده شود.


برای نصب پیوندک روی پایه انتهای پایه را که پوست آن برداشته شده داخل استوانه پیوندک نموده قسمت اخیر را در طول پایه می لغزانند تا به محلی که قطر پایه و پیوندک یکی باشد برسد.در این محل دو طبقه مولده با یکدیگر کاملاً تماس حاصل می نماید و بدون اینکه محتاج به بستن باشیم پیوند و پایه به هم می چسبند.


در موقع اجرای عمل دو حالت پیدا می شود؛ ممکن است پیوندک قطورتر از پایه باشد یعنی مقدار پوست لوله پیوندک که به شکل سطح مربع مستطیل در آمده زیادتر از یکدور پایه باشد. در این صورت نوار باریکی از کنار سطح مستطیل قطع می کنند و عرض نواز حذف شده به اندازه ای است که پس از قرار دادن پیوندک به دور پایه دو لب پوستی که حاصل جوانه می باشد کاملاً با یکدیگر جفت شود این نوع پیوند را بایستی با ریسمان بست.


ممکن است پایه قطور تر از لوله پیوندک باشد در این صورت نیز لوله پیوندک را شکاف می دهند ولی عرض مستطیلی که لوله پیوندک را نشمیل می دهد کافی نخواهد بود که تمام اطراف قسمت بی پوست پایه را بپوشاند.بنابراین پس از آنکه پیوندک را به دور پایه پیچیدند قسمتی از آن که بی پوست و لخت می ماند بایدبا پوست خود پایه که در موقع تهیه ان از چوب جدا کرده بودند ولی هنوز به پایه آویزان بود پر و پوشیده شود بعد از قرار دادن پیوند روی پایه اطراف آنرا با ریسمان می بندند و زخمها را با چسب پیوند می پوشانند .این طرز اخیراً در استعمال زیاد درخت گردو است.


پیوند شاخه قبل از جدا کردن پیوندک از پایه مادر( پیوند مجاورتی)


پیوند مجاورتی تنها پیوندی است که ممکن است بدون دخالت انسان انجام گیرد ودر طبیعت زیاد دیده می شود.این طرز پیوند از ازمنه قدیم مرسوم بوده است.در چنکلها و باغات دو تنه درخت یا شاخه انها در اثر تماس دائم و سائیده شدن به یکدیگر پوست بین انها از بین رفته دو طبقه مولده با یکدیگر جوش می خورد

پیوند پلی

در میان فواید پیوند گفتیم که برای حفظ درختانی که در زمستان از حیوانات جونده صدمه دیده اند و محکوم به خشک شدن و از بین رفتن هستند از پیوند پلی استفاده می کنند.نوع پیوندی که موردئ استفاده قرار می گیرد تقریباً پیوند نیمانیم جانبی ساده می باشد.


تهیه پایه : برای تهبیه پایه به طریق زیر عمل می کنند:


1- بالای قسمتی از پایه که صدمه دیده و به فاصله 10 تا 15 سانتیمتر از زخم تنه پوست درخت را در چند نقطه می تراشند به قسمی که قسمتهای تراشیده شده به فواصل مساوی و مرتب درز اطراف تنه قرار گیرد.تعداد این نقاط نسبت به ضخامت تنه درخت از 3 تا 5 و گاهی بیشتر تفاوت نمی کند.


4- خاک پای درخت را بر می دارند تا قسمت تحتانی کله یا یقه درخت و یا چند ریشه ضخیم ظاهر گردد.روی این قسمت اخیر و در مقابل تراشهای تنه درخت پوست چند نقطه را بر می دارند.تعداد تراشهای بالا و زیر زخم باید مساوی و محلشان مقابل یکدیگر باشد.بدین قسم عمل تهیه پایه خاتمه می یابد.


تهیه پیوندک


شاخه هایی که طول آنها مساوی فاصله بین دو قسمت متقابل و تراشیده تنه و ریشه است از پایه مادری جدا نموده و دو انتهای آن را بطور مورب یعنی مانند پیوند نیمانیم ساده قطع می کنند.


اتصال پیوندک و پایه


دو سر پیوندک را روی قسمتهای تراشیده تنه و ریشه درخت قرار داده به وسیله میخ مفتولی به طول 2 تا 3 سانتی متر در جای خود ثابت نگه می دارند.( زیرا ریسمان استحکام و قدرت مافی برای نگه داشتن پیوندک را در جای خود ندارد) و اطراف زخمهای پیوند را با مقدار زیادی چسب می پوشانند.

پیوند شکافی جانبی

در پیوند شکافی جانبی طرز عمل کاملاً شبیه به طریقه پیوند ترصیعی است با این تفاوت که در پیوند جانبی به جای انکه قسمتی از پایه را به طور عمودی در آورند انم را بطور مایل به نحوی شکاف می وهند که شکاف به مرکز یعنی وسط ساقه پایه نرسد.در غیر این صورت علاوه بر دشوار شدن ، علاج زخم حاصله استقامت تنه پایه را نیز کم می کند و در اثر جزیی ضربت این قسمت فوقانی آن در محل پیوند از بقیه ساقه جدا می شود.


پیوند جانبی زیر پوست


در پیوند تاجی پوست پایه را به وسیله چاقوی پیوند زنی جدا کرده بدون اینکه پوست شکافی بخورد ( در پایه هی جوان ) پیوندک را زیر پوست یعنی بین پوست و چوب پایه قرار می دادند.در پیوند جانبی زیر پوست نیز این عمل اجرا می شود ولی از آنجایی که انتهای پایه قطع نشده باید از سه طرف یعنی بالا و دو طرف چپ و راست به وسیله یک شکاف افقی و عمودی پوست پایه را به طول 4 تا 5 سانتی متر قطع و از بدنه پایه جدا نمود.پیوندک را که مانند پیوندک در پیوند تاجی تراشیده اند روی چوب لخت یعنی بدون پوست پایه قرار می دهند و پوست پایه را که قبلاً جدا کرده بودند ولی هنوز از یک طرف به پایه متصل است روی پیوندک قرار داده با ریسمان محکم می بندند.


پیوند نیمانیم جانبی


در این پیوند پیوندک را مانند پیوند نیمانیم ساده یا شکاف دار تهیه می نمایند و قسمتی از پوست پایه را به طول 2 تا 3 سانتی متر یعنی به اندازه طول مقطع پیوندک برداشته و شکافی در چوب پایه ایجاد می نمایند.( در پیوند انگلیسی جانبی شکاف دار) مانند پیوند نیمانیم معمولی و یا انتهای پیوندک و پایه را به یکدیگر متصل می کنند.

تهیه پیوندک

در پیوند اسکنه تهیه پیوندک خیلی ساده و آسانتر از تهیه پایه است.یعنی شاخه ای که حداکثر به ارتفاع 10 سانتی متر و دارای دو یا سه جوانه در انتهای فوقانی باشد انتخاب نموده قسمت تحتانی آن را در طول 4 تا 5 سانتی متر از دو طرف متقابل به طور مورب می تراشند یعنی دو سطح تراش نسبت به یکدیگر مایل می با شند.


قرار دادن پیوندک روی پایه


بر نصب پیوندک روی پایه باید دو لب شکاف انتهایی آن را به وسیله چاقوی پیوند زنی ( اگر پایه نازک باشد) و یا دستگاه مخصوص پیوند اسکنه از یکدیگر باز نموده پیوندک را در داخل آن قرار داد.


یکی از موارد استعمال پیوند اسکنه در درختان خانواده سوزنی برگها مانند انواع کاج می باشد . درباره این دسته از درختان و پاره ای از گیاهان دیگر مانند گردو باید پیوند اسکنه ای را در جوانه انتهایی زد.یعنی بدون اینکه قبلاً انتهای پایه را قطع کنند جوانه انتهایی آن را که نسبتاً درشت است از وسط ودر طول شاخه شکاف داده و پیوندک را نیز که دارای جوانه انتهایی می باشد یعنی از انتهای شاخه باید انتخاب شود پس از تراشیدن و تیهه آن در شکاف پایه قرار داده می بندند.


در پاره ای از نباتات دیگر مانند آزاله و بعضی از جور های خانواده تیغی ها( کاکتاسه) به جای اینکه پایه را شکاف دهند و پیوندک را بترشاند عمل بر عکس انجام می دهند.یعنی انتهای پایه را تراشیده و قسمت تحتانی پیوندک را شکاف می دهند.در این پیوند نیز پیوندک باید دارای جوانه انتهایی باشد.یعنی نوک آنرا نباید قطع کرد.


2- پیوند تاجی: در این پیوند نیز شاخه را از درخت جدا کرده روی انتهای پایه که به طور افقی قطع گردیده زیر پوست ساقه آن را قرار می دهند.


تهیه پایه: اگر پایه جوان باشد پس از قطع انتهای آن در محلی که پیوندک باید نصب شود با چاقوی پیوندزنی پوست پایه را از چوب جدا می نمایند به نحوی که پوست شکاف نخورد.الین امر در پایه های جوان که پوست انها نازک می باشد و نرمی خود را از دست نداده اند ممکن است ولی در پایه های کهن که پوست درخت چوب پنبه ای شده و سفت شده این طرز عمل مقدور نیست.برای اجرای پیوند تاجی در پایه های نوع اخیر شکافی عمودی به عمق چند میلیمتر و طول 4تا 5 سانتیمتر در پوست درخت و در محل پیوند ایجاد نموده و با نوک چاق5وی پیوند زنی پوست درخت را از چوب جدا می کنند به قسمی که پوست از پایه جدا شود ولی قطع نگردد و بعد پیوندک را زیر پوست قرار می دهند .در طرز اول بستن پیوند لازم نیست ولی در طریقه دوم باید پیوندک را به وسیله ریسمان در محل مناسب خود ثابت نگه داشت.


تهیه پیوندک


در پیوند تاجی قسمتی از پیوندک که باید زیر پوست پایه قرار گیرد دارای ضخامتی خواهد بود که بتوان آن را به آسانی زیر پوست پایه قرار داد.برای این منظور در پیوندک های نازک انتهای تحتانی آن را بطور مورب قطع می کنند ولی در شاخه های ضخیم پیوندک باید به اصطلاح معروف شانه دار باشد.یعنی اول قسمت بالای تراش پیوندک را افقی قطع نموده ( تقریباً تا مرکز یعنی وسط ضخامت پیوندک) و سپس بقیه را در امتداد سطح موربی که طول آن تقریباً در حدود 3تا 4 سانتی متر می شود از پیوندک جدا نماید.


3- پیوند نیمانیم: پیوند انگلیسی یا نیمانیم که در سایر ممالک خیلی مرسوم است و در هوای آزاد مورد استفاده قرار می گیرد در ایران فقط در گلخانه برای پیوند درختچه های تزئینی از قبیل گل سرخ – یاس درختی – درخت برف یا زبان گنجشک- گل نارون مجنون – موچسب و غیره مورد استعمال دارد.در این پیوند تا جایی که ممکن است باید پایه و پیوندک دارای یک قطر باشند در این صورت تهیه پایه و پیوندک یکسان بوده هیچ تفاوتی بین انها نیست ولی هر گاه پایه قطورتر از پیوندک باشد طرز تهیه انها متفاوت خواهد بود.


انواع پیوند نیمانیم: پیوند نیمانیم را به دو طریق می توان انجام داد.یکی ساده و دیگری شکاف دار.در پیوند نیمانیم ساده اگر پایه و پیوندک دارای یک قطر باشد انتهای هر دو آنها را به طور مورب به قسمی که سطح مقطع در حدود 2تا3 سانتی متر باشد قطع می کنند پس از تراشیدن پایه و پیوندک دو مقطع را با یکدیگر منطبق کرده یعنی روی هم قرار داده با ریسمان می بندند و چسب می زنند.


در پیوند نیمانیم شکاف دار پایه و پیوند را به طور عمودی شکاف می دهند.در موقع نصب پیوندک روی پایه لبه شکاف یکی از دو قسمت به شکل زبانه داخل شکاف دیگری قرار گرفته و بدین طریق باعث استحکام پیوند می شود.طول شکاف مساوی ثلث طول سطح مورب مقطع می باشد و ابتدای ان در آخر ثلث اول مقطع ووانتهای آن اول ثلث سوم سطح نامیرده قرار دارد.


پیوند رو میزی: پیوند رومیزی پیوند نیمانیمی است که پایه قلمه بدون ریشه و محل خارج از زمین در مکان سر پوشیده ای می باشد و چون عمل پیوند کردن روی میز انجام می گیرد این نوع پیوند را رومیزی نام نهاده اند.


طرز نصب کردن پیوندک روی پایه با پیوند نیمانیم ساده یا شماف دار هیچ تفاوت ندارد ولی برای جوش خوردن پایه باید محیط مناسبی به ترتیب که ذیلاً شرح می دهیم ایجاد نمود.قلمه ای که به عنوان پایه مورد استفاده قرار می گیرد 20 تا 30 سانتی متر طول دارد و پیوندک دارای 2 تا 3 جوانه می باشد.


پس از آنکه پیوندک روی پایه قرار داده شد و اطراف ان را با ریسمان بستند و با چسب پوشاندند قلمه های پیوند شده را دسته کرده هر 30 تا 50 عدد آن را با هم می بندند.از طرف دیگر در جعبه چوبی که ابعاد آن متناسب با مقدار قلمه پیوند شده است مقداری خاک اره یا خزه به ارتفاع تقریبی 5 سانتی متر می ریزند و دسته قلمه را بطور عمودی پهلوی یکدیگر روی خاک اره ته جعبه بطور مرتب قرار می دهندو روی این قلمه ها را با خاک اره به ارتفاع 5 سانتی متر می پوشانند و طبقه دیگری از قلمه پیوند شده روی آن قرار می دهند و این عمل را تکرار می کنند تا جعبه پر شود و بتوان روی ان را با قشری از خاک اره به ضخامت 5 تا 10 سانتی متر پو شاند.پس از آنکه جعبه پر شد، مقدار ریادی آب روی قلمه ها می ریزند تا خاک اره و یا خزه بین ردیف ها کاملاً خیس شود.در این موقع در جعبه را بسته در محلی که اقلاً 30 درجه و حد اکثر 35 درجه حرارت داشته باشد قرار می دهند بعد از 15 تا 20 روز پیوندها جوش خورده باید انها از جعیه خارج نمود و در خاک برای ریشه دار شضدن قلمه ها ( یعنی پایه پیوند شده ) کاشت.


4- پیوند ترصیعی: این نوع پیوند شبیه به پیوند اسکنه است با این تفاوت که در پیوند ترصیعی تنها به ایجاد شکاف در پایه اکتفا نمی شود بلکه قطعه ای از چوب و پوست پایه را که مقطع آن دارای شکل مثلثی می باشد از داخل پایه طبق ( شکل 14 ) بیرون می آورند.


برای تهیه پیوندک دو طرف انتهای تحتانی ان را به نحوی می تراشند که بتوان آن را در قسمت خالی پایه قرار داد.


اشکال اجرایی این طرز پیوند که محکم ترین انواع پیوند انتهایی می باشد در این است مه تراش پیوندک و تهیه جای ان در پایه باید به قسمی باشد که این دو قسمت کاملاً در یکدیگر قرار گیرند و در موقع اتصال آنها به یکدیگر فضای خالی و هوا بین جدارهای آنها نباشد یعنی پایه و پیوندک کاملاً به یکدیگر بچسبندند.بستن پیوندک و پوشاندن آن با چسب در پیوند ترصیعی نیز لازم است.


ب)- پیوند جانبی: در پیوند جانبی بدون قطع انتهای پایه پیوندک را در منطقه ای از سطح جانبی آن نصب می نمایند.

ازدیاد بوسیله پیوند Grafing



پیوند عبارت از عملی است که بوسیله آن قطعه ای از قسمت هوایی گیاه معینی را روی شاخه یا ریشه گیاه دیگری به نحوی قرار می دهند که این دو گیاه مختلف با یکدیگر یکی شود یعنی جوش بخورد و مشترکاً به زندگی خود ادامه بدهد.در این صورت قسمت هوایی و ریشه گیاه جدید که از یک جور یا یک گونه نیست از فعالیت حیاتی یکدیگر بهره مند می شوند.بنابراین پیوند زدن ایجاد یک نوع سمبیوز مصنوعی بین دو گیاه قادر به زندگانی مستقل میباشد.در اصطلاح باغبانی قسمت هوایی گیاه جدید پیوندک و قسمت ریشه دار آن پایه نام دارد.


:: پیوند از نظر فیزیولوژیکی و بیولوژی

:: مزایا و فواید پیوند

:: زمان مناسب برای پیوند زدن

:: وسایل و لوازم مورد نیاز برای پیوند زدن 

:: انتخاب پایه و پیوندک برای پیوند زدن 

:: تهیه پیوندک و طرز قرار دادن آن روی پایه 

:: پیوند شکافی / پیوند جانبی / نیمانیم جانبی 

:: آشنایی با پیوند پلی

:: آشنایی با پیوند جوانه bud

پیوند از نظر فیزیولوژیکی و بیولوژی

پیوند زدن که در حقیقت عبارت از زخم کردن و قطع مقدار زیادی از شاخ و برگ گیاه و بعداً مجبور کردن دو نبات مختلف به زندگانی با یکدیگر است، تغییرات فیزیولوژیکی و بیولوژیکی مخصوصی در گیاه پیوندی جدید به وجود می آورد.


جوش خوردن پیوندک و پایه


برای اینکه فسمت های مختلف دو گیاه بتواند با یکدیگر زندگانی کرده و تولید نهال جدید کند و بهره کافی دهد باید اتصال این دو قسمت با یکدیگر کامل باشد یعنی باهم جوش خورده یکی شود.این موضوع ممکن نیست مگر آنکه پایه و پیوندک با یکدیگر نمو نموده و سلولهای محل اتصال با یکدیگر شروع به فعالیت کرده نسج جوانی به وجود آورد.برای حصول این مقصود، باید دو طبقه مولده پایه و پیوندک با یکدیگر منطبق شده به یکدیگر بچسبند یعنی هیچ قسم مانع از مایع یا جامد و یا بخار بین آنها قرار نگیرد.


در نباتات علفی تقریباً تمام سلولهای پایه و پیوندک نمو کرده یک نوع سنجش پارانشیمی تولید می کند که فضای بین پایه و پیوندک را پر می نماید.در نباتات خشبی این عمل تقریباً فقط بوسیله سلولهای طبقه مولده انجام می گیرد.پس از آنکه فضای بین پایه و پیوند به وسیله این نسج پر شد یک طبقه از سلولهای آن تبدیل به طبقه مولده شده و شبیه پلی رابط بین طبقه مولده پایه و این طبقه در پیوندک می شود که من بعد مانند کامبیوم معمولی درخت در داخل تولید آوندهای چوبی نموده و در خارج تشکیل آوندهای آبکشی می دهدو بدین ترتیب اتصال و یکسره شدن آوندها از پایه به پیوند عملی می شود.


در نباتات دو لپه اگر مانع تجانس پایه و پیوندک در بین نباشد جوش خوردن دو قسمت درخت پیوندی حتمی است ولی در نباتات یک لپه این امر غیر ممکن است و اگر هم پایه با پیوندک جوش بخورد دوام آن حداکثر یک سال خواهد بود.( بنا بر تجربیات شوبرت در کتاب مولیش) علت عدم موفقیت درپیوند کردن نباتات یک لپه مانند درخت خرما ، فقدان ساختمان ثانوی و عدم وجود طبقه مولده متصل به هم می باشد.


قرابت پیوندک با پایه 


جوش خوردن پایه و پیوندک تابع دقت در عمل قرار دادن پیوندک روی پایه می باشد ، یعنی دو طبقه مولده باید حتماً با یکدیگر تماس حاصل کنند ولی برای منظور مورد بحث یعنی جوش خوردن دو قسمت با یکدیگر این شرط کافی نیست زیرا علاوه بر لزوم تطبیق دو طبقه مولده طبیعت دو گیاه مورد عمل نیز باید با یکدیگر وفق دهد و یا به عبارت دیگر تجانس و قرابتی نیز بین انها برقرار باشد.تا عمر درخت پیوندی زیاد شده و بهره کافی دهد.در پاره ای از نباتات مشاهده می شود که دو نوع گیاه مختلف مانند درخت گلابی و درخت به کاملاً با یکدیگر جوش خورده تولید درختی پر بهره و نسبتاً قوی می نماید.در بعضی از درختان دیگر حتی افراد یک جنس را که ژانر می نامند نمی توان با یکدیگر پیوند نمود مثلاً سیب و گلابی که هر دو از یک جنس ولی جور مختلف می باشند اغلب با یکدیگر جوش نمی خورند و اگر هم اتفاقاً پایه .و پیوندک با یکدیگر جوش خورد عمر درخت پیوندی خیلی کوتاه می باشد و از نظر اقتصادی کم بهره خواهد بود.این قرابت و تجانس که امری است طبیعی گاهی به اندازه کار پیوند زدن را مشک می کند که پاره ای از درخت های سیب را نمی توان با یکدیگر پیوند نمود.مثلاً درخت سیبی که دارای چوب نرم است و درخت سیبی که چوب آن سخت می باشد با یکدیگر قابل پیوند نیست.


موضوع تجانس بین پایه و پیوند که از مسائل مهم پیوند زدن و یکی از شرایط لازم موفقیت در عمل پیوند می باشد کاملاً تجربی است .یعنی فقط عمل و ازمایش نشان می دهد که چه نوع گیاهی یانبات دیگر قابل پیوند کردن است.


در قاعده عمومی و بطور کلی می توان گفت که گونه های مختلف یک جنس با یکدیگر قابل پیوند کردن می باشد.موفقیت در پیوند دو جنس مختلف مشکل و به طور استثناء حاصل می شود ودر چنین مواقع درخت پیوندی ضعیف و یا کم عمر است و پیوند افراد و خانواده مختلف با یکدیگر غیر ممکن است.


اثر متقابل پیوندک و پایه روی یکدیگر و نتایج آن


عده ای از دانشمندان ( من جمله مولیش) معتقد هستند که پایه و پیوندک در یکدیگر تاثیر ندارند زیرا هیچ یک از تغییرات حاصله ارثی نیست و با بذر قابل تکثیر و تولید مجدد نمی باشد.دسته ای دیگر مانند دانیل و بوف عقیده دارند که تاثیر متقابل دو قسمتی که با یکدیگر زندگانی می کنند زیاد است و این تغییرات ارثی می باشد و حتی ممکن است منجر به ایجاد گونه جدیدی بشود مانند بذری که از پیوند کلم معمولی روی ریشه شلغم به دست می آید.


1- در پاره ای از درختان رنگ میوه و یا رنگ برگ و گل در اثر انتخاب پیوند مناسب تغییر می کند مثلاً اگر یک گوجه فرنگی را که دارای برگهای قرمز رنگ است روی گوجه آمریکایی پیوند کنند رنگ برگ آن تیره تر می شود تا آنکه همان گونه را روی گوجه معمولی پیوند بزنند.


2- نتیجه دیگر اثر متقابل پایه و پیوندک مقاومت بیشتر درخت پیوندی به بیماریها و سرمای زیاد می باشد.


3- یکی دیگر از تاثیرات پیوند کردن درختی کم شدن عمر بعضی از درختان پیوندی است.هر گاه پسته معمولی را روی درختی از گونه خود و یا از گونه آتلانتیکا پیوند کنند درخت پیوندی در حدود دویست سال عمر می کند ولی درخت پسته ای که در آن پیوندک پسته معمولی و پایه درخت بنه با چاتلانقوش باشد بیش از 60 یال عمر نمی کند.

وسایل و لوازم پیوند زدن

این ادوات عبارتند از : اره بزرگ و کوچک – داسک – قیچی باغبانی – چاقوی پیوند زنی – داس مخصوص جهت تهیه پایه در پیوند اسکنه – ریسمان و چسب پیوند می باشد.


ریسمانی که در پیوند زدن به کار می رود باید دارای شرایط زیر باشد :


1- در مقابل آفتاب و رطوبت زود نپوسد.


2- ریسمان باید به اندازه کافی قابل کشش باشد تا مانع نمو قطری پایه در محل پیوند نگرددزیرا اگر ریسمان فاقد این خاصیت باشد پیوندک از بالای محل پیوند نمو زیاد نموده و متورم می گردد در صورتی که پایه در آن نقطه نازک و ضعیف می ماند و این امر ممکن است در آتیه باعث سستی درخت پیوندی گردیده و در اثر جزیی حادثه و یا وزش باد نسبتاً شدیدی قسمت پیوندی درخت از پایه جدا شود.


3- ریسمانی که برای بستن به کار می رود نباید در اثر رطوبت کوتاه شود و یا به اصطلاح معروف « آب برود» زیرا در این صورت ریسمان کوتاه شده به پایه و پیوندک فشار وارد آورده مانع نمو و رشد قطری شاخه می گردد.در عین حال رطوبت و حرارت نباید موجب طویل شدن ریسمان گردد چه در این جالت ریسمان از دو شاخه باز شده و نتیجه مطلوب ازبستن پیوندک و پایه حاصل نمی شود.هر اندازه درخت قوی و ضخیم تر است ریسمان نیز باید کلفت تر و محکم تر باشد.


4- ریسمان باید به اندازه کافی محکم باشد تا در اثر قطور شدن شاخه ریسمان قبل از موقع مناسب پاره نشود.


انواع ریسمان


ریسمانهای مختلفی که برای بستن پیوندک به کار برده می شود عبارت است از : ریسمان پشمی – پنبه ای – علفی و یا پوست پاره ای از درختان مانند پوست درخت بید و غیره.


برای بستن انواع پیوند های نازک و متوسط ریسمان پشمی وسیله خوبی است .رطوبت در این نوع ریسمانها تاثیر ندارد.مخصوصا اگر در موقع تهیه آنها شم مورد استفاده را مدتی در روغن گذارده باشند.قوه کشش پشم نیز به اندازه کافی می باشد.


در رسمان پنبه ای نیز تغییرات جوی مخصوصا رطوبت تاثیر نداردولی قوه کشش آن کم است و در بستن درختان سریع الرشد مانع نمو قطری محل پیوند می شود .ریسمان پنبه ای بیشتر برای بستن درختان ضخیم و آنهایی که نمو و رشد قطری کمی دارند مورد استفاده قرار می گیرد.


ماده ای که برای این منظور مورد استفاده قرار می گیرد ، چسب پیوند نام دارد و باید دارای خواص زیر باشد:


1- چسب پیوند باید در مقابل گرمای خورشید اب نشود زیرا در این صورت جوانه هایی که زیر محل پیوند قرار گرفته است ، در اثر ذوب چسب پوشیده شده و از فعالیت و نمو باز می ماند.


2- چسب پیوند باید به نحوی ترکیب شود که در مقابل سرمای اتفاقی ترک نخورد و منفذی بزای تبخیر پیوند و دخول آب و هوا زیر پیوند و پوست درخت ایجاد نشود.


3- چسب پیوند باید به اندازه کافی نرم باشد تا بتوان آنرا به آسانی روی شکافها و درخت مالید .


4- چسب پیوند باید غیر قابل نفوذ به آب و هوا باشد.


5- چسب پیوند باید از موادی ترکیب شده باشد که مضر برای سلامتی درخت نباشد ، یعنی پوست درخت را نسوزاند و سلولهای جوان را نکشد.


چسب پیوند از مخلوط کردن اجسام مختلف که هر کدام دارای چند یا یکی از خواص نامبرده می باشد به دست می آید و این اجسام عبارت است از : صمغ –سقز – قیر- زفت – موم – پیه- روغن کتان – پارافین – دوده – گل افرا – و در بعضی موارد الکل و تربانتین .در عمل تعداد معینی از اجسام نامبرده را به نسبت معین با یکدیگر مخلوط نموده مورد استفاده قرار می دهند.


ترکیب و تهیه چند نوع چسب


مخلوط اول : زفت 300 گرم – رزین 100 گرم – موم 50 گرم – پیه 25 گرم – گل افرا 25 گرم.


کلیه مواد نامبرده به غیر از گل افرا را بعد ازخرد کردن باهم ذوب نموده پس از ان گل افرا را اضافه می کنند.بعد از آنکه در اثر بهم زدن ملوط یکنواختی تهیه شد ، ان را در آب سرد ریخته آنقدر مالش می دهند تا یک جسم کروی و سفتی به دست اید.


مخلوط دوم: رزین 250 گرم – زفت 750 گرم – پیه 250 گرم – و گل افرا 500 گرم .رزین و زفت از طرفی و پیه از طرف دیگر علیحده ذوب و بعداً مخلوط شده به مجموع مواد مذاب نامبرده گل افرا را اضافه می کنند.


مخلوط سوم : رزین 5 قسمت – زفت 3 قسمت – پیه 1 قسمت – گل افرا 2 قسمت.


دو جسم اول را علیحده و پیه را جداگانه ذوب نموده باهم مخلوط می کنند و بعد گل افرا را اضافه می نمایند.


مخلوط چهارم : موم 2 قسمت – صمغ (رزین ) 4 قسمت – پیه 1 قسمت.


مخلوط پنجم:موم 400 گرم – پیه 150 گرم – سقز 100 گرم.


مخلوط ششم : موم 5 قسمت صمغ (رزین ) 16 قسمت -روغن کتان 1 قسمت – دوده یا افرا 2 قسمت.


به طوریکه ملاحظه می شود انواع چسب و طرز تهیه آن متفاوت استو هر باغبان باید مطابق آب و هوای منطقه خود با مواد نامبرده چسب مناسبی تهیه کند.


چسب سرد


مخلوط اول : رزین 1000 گرم – موم 500 گرم – الکل 180 سانتی متر مکعب


مخلوط دوم: زفت 5000 گرم – گچ نرم 1200 گرم – اکل صنعتی 900 گرم - تربانتین 600 گرم موم 100 گرم.


زفت و موم را جداگانه ذوب نموده مخلوط می کنند سپس الکل و تربانتین را با هم در مخلوط بالا ریخته مدتی هم می زنند بعد گچ را به تدریج اضافه می کنند و آنقر هم می زنند تا محلول یک دستی به دست آید.این چسب مانند کلیه چسب های سرد باید پس از سرد شدن مورد استفاده قرار گیرد.


مخلوط سوم : زفت 1100 گرم – پیه 500 گرم – موم 250 گرم – الکل صنعتی 250 گرم.


برای نگهداری چسب سرد باید مقدار کمی از آن را در جعبه فلزی که در آن کاملاً بسته شود و هیچ منفذی برای تبخیر الکل یا تربانتین نداشته باشد قرار دهند.


طرزاستعمال چسب پیوند


هنگام استعمال چسب نکات زیر باید مورد توجه قرار گیرد:


1- کلیه زخمهای درخت و محل پیوند را باید فوراً و بدون وقت پس از انجام عمل پیوند با چسب بپوشانند.


2- در مصرف چسب نباید صرفه جویی کرد یعنی با ید به مقدار زیاد آن را روی زخمهای درخت قرار داد.تا از نفوذ آب و هوا زیر پوست گیاه به حداکثر و به طور موثری جلوگیری به عمل آید.


3- در انتهای پیوندک اگر بریدگی وجود داشته باشد باید آن را نیز زیر چسب پیوند پوشانید.


4- در صورتی که چسب گرم مورد استفاده قرار گیرد درجه حرارت آن باید به اندازه ای باشد که انگشتان بتوانند تحمل آنرا بنمایند زیرا در غیر اینصورت گرمای زیاد چسب باعث سوختن پوست و کشته شدن سلولهای زنده طبقه مولد و بطور کلی تمام سلولهای نبات که با چسب تماس دارند می گردد.

نقل شده از : www.ahmadbeig.com/html/index.php?name=News...