آفات کشاورزی

شته مومی یا شته خونی سیب
ريشه واژه خانواده Eroisomatidae در لاتين به معناي بدن پشمالو ميباشد. اين آفت در اكثر نقاط جهان كه سيب كاشت ميشود شيوع دارد غير از سيب به انواع گلابي اهلي و وحشي، به، زالزالك و نيز نارون آمريكايي با نام Ulmus americana (ميزبان اول) حمله ميكند.
اين آفت به صورت توده هاي سفيد رنگ در ماههاي مهر و تابستان روي سرشاخهها و تنه درختان دانهدار به خصوص در اطراف زخمهاي حاصله از هرس شاخهها ديده ميشود. اين آفت به ريشه و طوقه دررختان نيز حمله ميكند. در روي ريشه وطوقه خسارت اين آفت با ايجاد برآمدگي و گالهاي مخصوص همراه است. اين برآمدگي و گالها روي سرشاخهها هم ديده ميشود. ارقام بومي كشور حساسيت فراواني به اين شته دارند. در حاليكه برخي ارقام خارجي مانند زرد و قرمز لبنان كمتر مورد حمله واقع ميشوند.
زيستشناسي
اين شته اگرچه دو ميزبانه است ولي در مناطقي كه ميزبان اول يافت نشود (مانند كشور ایران) در تمام مدت سال روي ميزبان دوم (درختان دانهدار) زندگي ميكند و مراحل جنسي و تخم در اين شرايط ديده نميشود. در شرايط عادي كه هر دو ميزبانه وجود داشته باشد مانند همه شتههاي دوميزبانه، مرحلهاي از سيكل زندگي خود را روي درختان ميوه دانهدار و مراحلي را نيز ري درختان نارون (افراد جنسي نر و ماده تخم، ماده موسس،ماده فونداتريژن) سپري ميكند.
اين شته ناقل بيماري قارچي شاتكر چند ساله روي درختان سيب ميباشد. زمستان گذراني در مرحله پورگي سپري ميشود. محل زمستان گذراني در شكافهاي موجود روي تنه و شاخههاي سنين مختلف و حتي شاخههاي همان سال و طوقه و ريشههاي ضخيم و اصلي مجاور تنه و نزديك سطح خاك ميباشد.
کنتـــــــرل:
1ـ مبارزه بيولوژيك
الفـ زنبور Aphelimus mali (Aphelinidae) از پارازيتوئيدهاي اختصاصي شته مومي سيب ميباشد.
بـ لارو و حشرهكش كفشدوزكهاي
Coccinella septampunotata
Exochomus spp
Chilocorus spp
جـ لاروهاي مگسهاي سيرفيد و لاروهاي كريزوپا
دـ لاروهاي پشههاي Cecidomyiidae
دـ سنهاي شكاري از خانواده Anthoeoridae ,Nabidae
2ـ مبارزه زراعي
شته مومي سيب چون مكانهاي سايهدار را ترجيح ميدهد لذا در باغات سيب از كاشت پرپشت درختان بايستي اجتناب كرده و به هرس آنها دقت لازم مبذول داشت همواره جريان هوا و نفوذ اشعههاي خورشيدي را به داخل درختان امكانپذير ساخت. چون شتهها اكثراً در داخل زخمهاي درختان و يا در محلهاي بريده و هرس شده آنها مستقر ميشوند لذا اين قسمتها نبايد به حال خو رها شوند. همچني شاخههاي گالدار و يا سرشاخههاي مورد هجوم بايستي به طور مرتب قطع شده و نابود گردند.
3ـ كاشت واريتههاي مقاوم
تحقيقات ايستگاه East-Malling نشان ميدهد كه واريتههاي Northern spy و Winter majetin تقريباً مورد هجوم شته مومي واقع نميشوند.
کنترل شیمیایی:
1. تیومتون(اکاتین) EC60% و 1در هزار
2. اکسی دیمتون متیل EC25% و 1 درهزار
3. پیریمیکارب(پریمور) Df50% و 5/. درهزار

سرخرطومی سیب
ميزان اصلي آن سيب و علاوه بر آن به ساير درختان ميوه دانهدار هم خسارت ميزند، حشره كامل قبل از جفتگيري و تخمريزي از جوانهها، برگ، گلهاي هنوز كاملاً بسته، حتي شاخههاي بسيار كوچك حامل جوانههاي گل و برگ تغذيه ميكند. لارو نيز از اندامهاي زايا نظير پرچمها و تخمدانهاي گل و ميوه جوان تغذيه ميكند. غنچههاي مورد حمله باز نشده، گلبرگها خشك، غنچهها قهوهاي و بسته باقي ميمانند و سوراخي در آن بوجود ميآيد. در داخل غنچه آلوده تخم، لارو يا شفيره آفت ملاحظه ميگردد.
زيستشناسي
حشره كامل در شكاف يا زير پوست تنه درختان و يا پناهگاههاي ديگر زمستان را به سر ميبرد. در اواخر اسفند و يا فروردين پناهگاههاي زمستاني را ترك كرده و شروع به تغذيه از غنچهها مينمايد. مادهها يك تا دو روز پس از جفتگيري شروع به تخمريزي داخل غنچههاي سبز ميكنند. حشره ماده با خرطوم خود سوراخي در غنچه ايجاد ميكند سپس چرخيده و انتهاي شكم را در مقابل سوراخ قرار داده و تخمريزي ميكند. تخم پس از 5 تا 15 روز تفريخ شده و لاروها پس از 2 تا 3 هفته تغذيه در داخل غنچهها تبديل به شفيره ميگردند. دوره شفيرگي يك تا دو هفته ميباشد. سپس سرخرطوميهاي نسل جديد غنچه را سوراخ كرده و از آن خارج ميشوند و در پناهگاههاي مختلف زمستان گذراني ميكند. اين حشره يك نسل در سال دارد.
کنترل شیمیایی:
از سموم توصیه شده در مرحله غنچه قبل ازباز شدن گلها استفاده می کنیم
1. اندوسولفان EC35% و 1.5 درهزار
2. دیازینون wp40% و 1در هزار
3. فوزولن EC35% و 1.5 در هزار

سوسک برگ خوار درختوان میوه
اين حشره در مناطق خراسان، تهران، مركزي، همدان، لرستان، باختران، كردستان، اصفهان، فارس، يزد و كرمان فعال ميباشد. از آفات درجه دوم باغات ميوه محسوب ميشود. حشره كامل از برگ درختان مثمر نظير گلابي، سيب، به، گيلاس، گوجه، آلو، بادام، زردآلو و هلو، همچنين از برگ درختان غير مثمر نظير بيد و صنوبر تغذيه مينمايد و در تراكم بالا فقط رگبرگ اصلي را به جا ميگذارد.
زيستشناسي
حشرات كامل معمولاً در اواخر خردادماه و اوايل تيرماه ظاهر ميشوند. ظهور آنها بسته به شرايط آب و هوايي مخصوصاص درجه حرارت فصل از منطقهاي به منطقه ديگر متفاوت ميباشد. حشره بالغ شب پرواز بوده و موقعي كه هوا تاريك ميشود از پناهگاههاي خود خارج شده و شروع به پرواز مينمايد. اين حشره از نظر فعاليت و رژيم غذايي معمولاً زندگي دسته جمعي دارد. حشرات بالغ به صورت دستجات 10 تا 20 تايي گاهي بيشتر در مجاورت هم زندگي ميكنند. تغذيه معمولاً ابتدا از كناره برگ شروع شده و تا رگبرگ اصلي ادامه پيدا ميكند و مسير خورده شده كاملاً مضرس است. در حمله شديد حتي رگبرگهاي فرعي را نيز خرده و فقط رگبرگ اصلي را باقي ميگذارد. فعاليت تغذيهاي حشره در تمام مدت شب ادامه داشته و صبح در پاي همان درخت در زير خاك يا كلوخهها پنهان ميشوند و يا در زير پوستك و شكاف تنه درختان به سر ميبرند.
اين حشرات پس از مدتي تغذيه جفتگيري كرده و افراد ماده تخمهاي خو را در داخل تودههاي كود دامي و مواد پوسيده گياهي قرار ميدهند. اين تخمها به فاصله 2 تا 3 هفته باز ميشوند و لاروها از مواد پوسيده گياهي تغذيه ميكنند. در مرحله لاروي به هيچ وجه زياني وارد نميكنند. اين لاروها تا اواسط بهار سال بعد دوران تغذيه خود را پايان داده و در داخل خاك در ميان محفظه بيضي شكل گلي تبديل به شفيره ميشوند. يك نسل در سال دارد اما در برخي مواقع يك نسل در دو سال طي ميشود.
کنترل:
1ـ مبارزه مكانيكي:
الفـ چون حشره نسبت به نور كشش مثبت دارد ميتوان توسط تلههاي نوري و نظاير آن در شب آنها را جمعآوري نمود.
بـ در حالت خاص ميتوان حشرات كامل را شبها از روي برگها جمعآوري و معدوم نمود و در هنگام روز در مناطق آلوده از زير خاك و كلوخههاي اطراف درختان آنها را جمع نموده و از بين برد.
2ـ استفاده از گياهان تله: اين حشره تمايل زيادي به تغذيه از برگ درختان تبريزي دارد. ميتوان با كشت اين گياه به عنوان تله در اطراف باغ تا اندازهاي از خسارت و صدمه آن به درختان ميوه جلوگيري نمود. به علاوه سمپاشي را روي همين درختان منحصر كرده و از انبوهي آفت كاست.

اين گونه به گيلاس، زردآلو، آلبالو و بادام وحشي خسارت ميزند. رجبي آثار خسارت اين حشره را روي گوجه در ناحيه قزوين مشاهده نموده است. به دو صورت خسارت ميزند:
خسارت اول مربوط به حشره كامل ميباشد كه از جوانهها، برگها و ميوهها تغذيه مينمايد. تغذيه مستقيماً از عضو مورد حمله صورت گرفته و در اين راستا قسمت مورد حمله از بيرون خروده ميشود. تغذيه روي برگ، هم در حواشي و هم در پهنه آن انجام ميگيرد. بدين شكل كه لبههاي برگ به طور نامنظم خرده شده و در پهنه هم سوراخهايي به اندازه و شكلهاي مختلف ايجاد ميگردد. تغذيه روي ميوه گيلاس و زردآلو بسيار مشخص ميباشد بدين صورت كه دور تا دور آن گودالهاي كوچك و بزرگي ايجاد ميشود. حشره كامل براي تخمريزي با خرطوم خود در ميوه گودالي ايجاد نموده و سپس تخم خود را كف آن گودال قرار ميدهد. به عبارت ديگر تخمگذاري اين آفت نيز خود نوعي خسارت محسوب ميشود. خسارت عمده آفت مربوط به لارو بوده و چون به هسته حمله يمكند اغلب باعث ريزش ميوهها ميگردد.
زيستشناسي
اين حشره زمستان را به صورت لارو كامل در داخل هسته ميوههاي آلوده ريخته شده روي زمين يا در خاك سپري ميكند. با مساعد شدن شرايط آب و هوا لارو تبديل به شفيره شده و در بهار همزمان با تشكيل ميوه حشره كامل ظاهر و بعد از كمي تغذيه از برگ، در گوشت ميوه سوراخي ايجاد كرده و يك عدد تخم در سطح هسته قرار ميدهد. حشره ماده پس از آن ديواره حفره را جويده و با قسمتهاي خرده شده روي تخم را ميپوشاند و به اين ترتيب مانع خشك شدن آن ميگردد. تخمها پس از يك يا دو هفته تفريخ شده و لاروهاي جوان وارد هسته شده و سبب از بين رفتن آن ميگردند. لارو پس از رشد كامل ميوه را ترك كرده و در خاك تبديل به شفيره ميشود. اين حشره يك نسل در سال دارد.
کنترل:
1. شخم عميق در زير درختان در پاييز و زمستان براي از بين بردن لاروهاي زمستان گذران
2. استفاده از سموم تماسي پس از ريزش گلها(6-5روزبعد) براي از بين بردن حشرات كامل
3. اندوسولفان EC35% و 1.5 درهزار
4. دیازینون wp40% و 1در هزار
5. گوزاتیون EC20% و 2 درهزار

کرم سفید ریشه
اين حشره در اكثر مناطق ايران وجود دارد و از ريشه گياهان مختلفي تغذيه مينمايد. از اين جهت ميتوان به گيلاس، گلابي، سيب، به، هلو، گوجه، آلو، زردآلو، آلبالو، انار، مو، تاج خروس وحشي، گونههاي Chenopodium، خيار، بادمجان، لوبياسبز، كدو، سيبزميني، ياس بنفش، برگ بو، برگ نو، گلايول، چمن، تبريزي، بيد و نارون اشاره نمود.
زيستشناسي
اين حشره طول يك نسل را در 3 سال طي ميكند. در شريط مساعد تغذيهاي و خاك ميتواند يك نسل را در طي دو سال بگذراند. زمستان را به صورت لارو به سر ميبرد و در بهار سال سوم قبل از آنكه وارد مرحله شفيرگي شود يك محفظه گلي براي خود درست ميكند و در آنجا تبديل به شفيره ميشود (در برخي موارد خانه شفيرگي ساخته نميشود). دوره شفيرگي 17 تا 24 روز ميباشد.حشرات كامل از دهه سوم خردادماه تا دهه سوم مردادماه بسته به شرايط محيطي منطقه ظاهر ميگردند. اوج خروج معمولاً در تيرماه است. حشرات كامل براي خروج در خاك سوراخهايي ايجاد و خارج ميشوند. سپس از برگ درختان مثمر و غيرمثمر تغذيه مينمايند. تمام فعاليتهاي حياتي، تغذيه، جفتگيري و تخمريزي در غروب و اوايل شب انجام ميگيرد.
در روز حشرات كامل بدون هيچ فعاليتي در لابهلاي شاخ و برگ درختان و جاهاي امن به سر ميبرند. جفتيري در اوايل شب و اغلب در روي شاخهها انجام ميشود. تخمريزي معمولاً چند روز (معمولاً 4 روز) بعد از جفتگيري انجام ميشود. حشره كامل مادهبا پاهاي جلويي خود زير خاك رفته و در منطقهاي مناسب كه غذاي كافي براي لاروسن اول وجود دارد تخمريزي ميكند. تخمها به صورت انفرادي يا دستههاي تا شش عددي در عمق صفر تا 12 سانتيمتري خاك گذاشته ميشود. دوره جنيني يا Incobation period در منطقه كرج و شهريار 30 تا 35 روز است. حشره داراي 3 سن لاروي است. لارو سن اول از مواد هوموسي يا ريشه علفهاي هرز و سنين دو و سه لاروي از ريشه درختان تغذيه ميكنند. لارو در خاكهاي مرطوب فعاليت بيشتري دارد. فعاليت اين حشره در سطح باغ لكهاي است.
مبارزه
1ـ جمعآوري حشرات كامل از اواخر بهار به بعد
الفـ جمعآوري حشرات در صبح زود بوسيله تكاندن درختان
بـ جمعآوري حشرات كامل با كمك نور چراغ
2ـ از بين بردن علفهاي هرز سطح باغ از علفهاي هرز يكساله و چند ساله چون منبع غذايي خوبي براي لاروهاي سن اول است.
3ـ شخم زمستان و جمعآوري لاروها در اسفندماه
4ـ مبارزه شيميايي با استفاده از ديازينون (3 تا 3.5 ليتر) و پودر وتابل ليندين 10 كيلو در هكتار به طريق محلول پاشي پاي درخت در اوايل بهار و اوايل تابستان. بهتر است بعد از ریختن محلول پای درخت آبیاری سبکی نیز انجام شود.
5ـ امروزه از باكتري Bacillus popilliae بر عليه اين آفت استفاده ميكنند كه باعث بوجود آمدن بيماري شيري (Milky disease) در لاروها ميشود.
پروانه زنبور مانند دختان سیب
Synanthedon myopaeformis
(Lep: Sesiidae)

اين گونه در مناطق وسيع از كشورهاي اروپايي و آسيايي انتشار دارد. از آفات مهم درختان سيب ميباشد. لاروهاي اين آفت در منطقه كامبيوم در زير پوست تنه درختان، روي تنه و شاخههاي اصلي فعاليت دارند و گاهي باعث خشك شدن كامل درختان ميگردند.
زيستشناسي
زمستان گذراني اين حشره به صورت لاروهاي سنين مختلف در محل تغذيه يعني دالانهاي پيچ و خمدار لارو در زير پوست ميباشد. لاروها براي تغذيه به چوب آسيبي نميرسانند بلكه تغذيه آنها از پوست و كامبيوم است. لاروهاي زمستان گذران در بهار سال بعد مجدداً شروع به فعاليت كرده و پس از تكميل دوران لاروي در حالي كه طول آنها به حدود 15 تا 18 ميليمتر ميرسد و به رنگ زرد عسلي به يك خط تيره پشتي درميآيند، در زير پوست تبديل به شفيره ميشوند. لاروها قبل از شفيره شدن پيلههاي مخصوص مركب از تارهاي ابريشمي و خوردههاي پوست و فضولات قهوهاي رنگ ميسازند و در داخل آن تبديل به شفيره ميشوند. لاروها پس از يك تا دو هفته و طي دوران شفيرگي كامل شده و پروانهها ظاهر ميشوند. اين زمان در حدود اواسط خردادماه تا اوايل تيرماه ميباشد. پرواز پروانهها و فعاليتهاي حياتي آنها شامل جفتگيري و تخمريزي در روز انجام ميشود. ماده تخمهاي خود را به صورت انفرادي و گهگاه چند عدد در جوار يكديگر در شكافها و زخمهاي روي پوست تنه و شاخههاي قطور ميگذراند. در اين رابطه حتي در محل هرس شاخههاي قطور نيز تخم اين حشره ديده شده است. در روي تنههاي سالم، حشره ماده حتي از تركهاي بسيار خفيف ناشي از تغييرات اقليمي و عوامل فيزيولوژيك گياهي نيز جهت تخمگذاري استفاده مينمايد.
دوره چنيني تخم متفاوت و از 8 تا 20 روز متغير است. لاروها پس از خروج از راه شكاف و يا زخمي كه تخم در آن گذاشته شده است به داخل پوست نفوذ نموده و تغذيه را شروع مينمايند. تغذيه هم از بافتهاي در حال فساد و هم از بافتهاي تازه ميباشد. فضولات لاروي به صورت دانههاي ريز قهوهاي رنگي بوده كه گهگاه از شكافها بيرون زده و محل فعاليت لاروي را مشخص ميسازد. اين لاروها تا بهال سال آينده در همين محلها زمستان را ميگذرانند. بنابراين يك نسل در سال دارد.
کنترل:
در مورد درختان پذيراي اين آفت دو نكته بسيار مهم قابل بحث ميباشد.
1ـ بيشتر درختاني كه جهت تخمريزي انتخاب ميشوند يا رها شدهاند و يا از نظر كاشت وضعيتي رضايتبخشي ندارند.
2ـ هر نوع شكاف، ترك . زخم روي تنه و شاخهها باعث جلب اين آفت براي تخمريزي خواهد گرديد. در اين رابطه حتي تركها و تغيير شكلهاي ناشي از عوامل بيماريزا مانند بيماري معروف قارچي خوره كه در نقاط ميوهخيز كوهستاني به فراوني روي درختان سيب رايج است باعث جلب اين حشره براي تخمريزي ميگردد. لذا مهمترين طريقه پيشگيري از حمله و خسارت اين آفت رعايت اصول صحيح باغداري، آبياري به موقع، هرس و پانسمان زخمهاي روي تنه با مواد ضدعفوني كننده و چسب پيوند ميباشد. سمپاشي تنه و شاخههاي اصلي درخت يك هفته پس از ظهور حداكثر حشرات كامل در بهار، تراشيدن آن قسمت از پوست تنه كه خشك و فاسد شده و پوشاندن محل زخم با چسب پيوند بسيار مؤثر است.
3- دادن كودهاي ازته و حيواني و انجام آبياري كافي موجب رشد سريع پوست و خفته كردن آفت ميگردد.
4- سموم فسفره 3-2 درهزار
5- اندوسولفان(تیودان)
كرم جگري يا كرم نجار
(Goat moth)
Cossus cossus
(Lep: ossidae)

اين آفت از نظر خسارت كم و بيش زمانند پروانه فري ميباشد. بيشتر در نواحي معتدله سرد و مرطوب انتشار دارد. حشره كامل به رنگ قهوهاي مايل به خاكستري است و عرض آن با بالهاي باز گاهي به 80 ميليمتر ميرسد. لاروهاي جگري رنگ هستند بدين ترتيب كه قسمت پشتي قهوهاي مايل به قرمز و در پهلو زرد پررنگ به نظر ميرسند. (لاروهاي كامل طولشان به 100 ميليمتر هم ميرسد).
از نظر گياهان ميزبان اين آفت به سيب، گلابي، به، گوجه و بسياري از درختان غيرمثمر و جنگلي حمله مينمايد. در اين بين، درختان سيب بيشتر مورد حمله قرار ميگيرند. گفته ميشود كه اين آفت به درختان مسن بيشتر حمله ميكند. رژيم غذايي اين آفت چوبخواري است لاروها از منطقه پوستي، كامبيوم و چوب درختان ميزبان تغذيه ميكنند. اين گونه درختان كه از بين ضعيفها انتخاب ميگردند دچار ضعف بيشتري شده نهايتاً با حمله ساير حشرات چوبخوار نابود ميگردند. برخلاف كرم خراط اين لاروها به ندرت به شاخههاي جوان خسارت وارد ميكنند.
زيستشناسي
زمستان گذراني به صورت لارو در درون تنه درختان و بدون دياپوز اجباري است. هر دو سال يك نسل دارد. لارو پس از تكميل رشد خود براي شفيره شدن خود را به نزديكي سوراخ ورودي ميرساند. لارو با استفاده از ترشحات بزاقي خانه شفيرگي آميخته از خاك و ذرات چوب ساخته و تبديل به شفيره ميشود. دوره شفيرگي 3 تا 4 هفته و حتي گاهي 6 هفته طول ميكشد. ظهور حشرات كامل در اواخر بهار و اوايل تابستان صورت ميگيرد. حشره ماده پس از جفتگيري تخمهماي خود را به صورت دستههاي 15 تا 50 تايي در شكاف پوست تنه درخت قرار ميدهد. حداكثر تعداد تخم از 1400 تا 1900 متغير و به طور متوسط 1000 عدد است. دوره جنيني تخم 14 روز سپس لاروهاي جوان خارج و وارد پوست ميشوند و از قسمتهاي دروني تنه و شاخه تغذيه مينمايند.
مبارزه
1. چون سوراخ خروجي و ورودي لارو حشره يكي است از طريق مبارزه مكانيكي و با فرو بردن يك مفتول سيمي در دخل سوراخ ميتوان لارو را زخمي كرد يا كشت.
2. با توجه به اينكه حشره فقط درختان پير و ضعيف را مورد حمله قرار ميدهد رعايت اصول بهداشت بهترين راه پيشگيري از اين آفت ميباشد.
3. آبیاری و تغذیه مناسب باعث حفظ فشارآوندی مناسب درگیاه می شود ولارو آفت نمی تواند به راحتی به چنین گیاهانی حمله کند
پروانه فري يا كرم خراط
(Leopard moth)
Zeuzera pyrina
(Lep: Cossidae)

اين حشره به گونههاي بسياري از درختان مثمر و غيرمثمر حمله ميكند. از درختان مثمر سيب ميزبان اصلي آن در ايران است ولي خسارت آن روي گلابي، به و گردو نيز ديده شده است. از گياهان غيرمثمر ميتوان به افرا، بيدمشك، بيد، نارون، بوط و زبان گنجشك اشاره نمود. در دنيا 150 ميزبان براي آفت ذكر شده است. درخت سيب به اين آفت خيلي حساس و زود از پا درميآيد در حاليكه گردو تا حدودي مقاوم است.
زيستشناسي
پروانه فري در ايران هر دو سال يك نسل دارد. زمستان را به صورت لاروهاي سنين مختلف در درون شاخه درختان ميزبان ميگذراند. در اواسط بهار لاروهايي كه رشدشان كامل شده تبديل به شفيره ميشوند و اواخر بهار شبپرهها به تدريج ظاهر ميشوند. حشرات ماده اصولاً هيچ نوعي تغذيهاي نداشته و به جهت سنگيني قادر به پرواز نيستند. پس از جفتگيري اغلب در مدخل سوراخ خروجي، شكاف ته و حتي روي زمين تخمريزي ميكنند. هر حشره ماده نزديك به هزار تخم ميگذارد. اين تخمها خوراك مناسبي براي مورچهها هستند. به فاصله يك تا دو هفته تخمها تفريخ شده و لاروهاي كوچكي خارج ميشوند. تغذيه اصلي لاروها از چوب شاخه و تنه است. لاروها ضمن تغذيه فضولات نارنجي رنگ خود را از سوراخ ورودي كه در ضمن سوراخ خروجي آنها نيز خواهد بود به صورت گلولههاي كوچك و مدور بيرون ميريزند. اين فضولات در پاي درختان مبتلا جمع ميشوند و اين خود يكي از راههاي بسيار آسان تشخيص وجود پروانه فري ميباشد. كانالهايي كه در داخل چوب بوسيله لارو اين حشره بوجود ميآيد مستقيم و حدود 30 تا 40 سانتيمتر طول دارد و بستگي به گونه ميزبان دارد.
حمله اين آفت روي سيب استقرار ساير حشرات چوبخوار و مخصوصاً اسكوليت درختان ميوه و پروانه زنبور مانند را به دنبال خواهد داشت. چون دهانه خروجي دالانهاي لاروي پروانه فري محل مناسبي براي تخمريزي و در نتيجه خسارت پروانه زنبور مانند است.
لاروها با تارهايي بسيار نارك كه با غدد دهاني خود ميسازد از شاخهاي به شاخه ديگر منتقل ميشوند. لاروها پس از تغذيه كامل تبديل به شفيره ميشوند. دوره شفيرگي 20 تا 40 روز طول ميكشد. در كرج اين زمان به تدريج از اوايل ارديبهشت ماه شروع و تا اوايل شهريورماه نزديك به 5 ماه اوليه ادامه دارد. پروانههاي كامل پس از ظهور از همان سوراخ ورودي خارج ميشوند.
کنتـــــــرل:
1ـ از دشمنان طبيعي اين آفت ميتوان به مورچههاي شكاري (عادت تخمخواري) و سنهاي Reduviidae (عادت لاروخواري) اشاره نمود.
2ـ رعايت اصول به زراعي، هرس و سوزاندن شاخههاي خشك و آلوده از شدت خسارتهاي بعدي ميكاهد.
3- در موردي كه تعداد درختان آلوده كم باشد ميتوان با فرو بردن مفتولي در درون سوراخهاي ورودي، لاروهاي آفت را از بين برد.
4ـ استفاده از قرص و خمیرهایی که گازهای سمی تولید می کنند.
5ـ امروزه در اكثر كشورهاي جهان از فرمونهاي جنسي به صورت تكنيك Mating disruption در قالب مبارزه تلفيقي عليه اين آفت استفاده ميشود.
6- بهترين موقع مبارزه شيميايي زماني است كه لاروهاي سن اول به قسمتهاي جوان گياه كه همان رگبرگها و دمبرگها و شاخههاي نازك است حمله ميكنند در اين موقع چون عمق نفوذ لاروها هنوز چندان زياد نيست ميتوان با استفاده از سموم نفوذي مؤثر براي از بين بردن آفت استفاده كرد.
آزینفوس متیل(گوزاتیون) EC20% و 2درهزار
دیازینون EC60% و 1 درهزار
پر طاووس گلابي
Saturnia pyri
(Lep.: Saturnidae)
حشره كامل با بالهاي باز حدود 140 ميليمتر، خاكستري مايل به قهوهاي و روي هر بال لكه درشتي شبيه به چشم وجود دارد. لارو سبز رنگ در حداكثر رشد اندازه آن به 120 ميليمتر ميرسد و روي حلقههاي مختلف داراي غدههاي آبي رنگ با موهاي بلند است. به گلابي، سيب، بادام و گاهي پسته خسارت ميزند. لارو از برگ تغذيه مينمايد. زمستان گذراني به صورت شفره و يك نسل در سال دارد.
کنترل: با جمعآوري لاروهاي درشت ميتوان به روش مكانيكي با آن مبارزه نمود.
سفيده رگ سياه
(Black – Veined White)
Aporia crataegi
(Lep: Pieridae)
پروانهاي سفيد رنگ با رگبالهاي تيره ميباشد. روز پرواز، به طول 20 ميليمتر با شاخك سنجاقي است. در نرها مفصل آخر شاخك و در مادهها چهار مفصل آخر سفيد رنگ است. در اكثر مناق كشور وجود دارد. لارو اين آفت از برگهاي درختان ميوه مانند سيب، گلابي، گوجه، بادام، آلبالو و گيلاس تغذيه مينمايد. زمستان را به صورت لاروهاي غير كامل (لاروهاي سنين 3 و 4) در داخل لانههايي از تارهاي خود و برگ درختان تهيه نموده است به سر برده و يك نسل در سال دارد.
کنترل:
زنبور Apanteles glomeratus از Braconidae لاروهاي اين آفت را پارازيته ميكند. بريدن و سوزاندن لانههاي زمستاني آفت، موقع هرس درختان نقش عمدهاي در كاهش آفت خواهد داشت.
( Gypsy moth)
Lymantria dispar
(Lep: Lymantriidae)

اين حشره آفتي است پلي فاژ و در دنيا به بيش از 500 گونه حمله مينمايد. در ايران گاهي به حالت طغياني درميآيد و به خصوص در نواحي شمال روي درختان جنگلي پهن برگ و درختان ميوه خسارت ميزند.
زيستشناسي
زمستان را به صورت تخم و در حالت دياپور سپري كرده و در اوايل بهار بتدريج تخمها تفريخ ولاروها خارج ميشوند. لاروها 45 تا 70 روز فعاليت برگخواري شديد از خود نشان ميدهد. انتقال لاروهاي جوان يا لاروسن اول بوسيله باد و بوسيله رشتههاي ابريشمي ميباشد. لارو پس از تغذيه در محل مناسبي تبديل به شفيره ميشود. شفيره بوسيله تارهاي ابريشمي به تنه درخت يا چيز ديگر خود را متصل ميكند. مرحله شفيرگي 10 تا 14 روز به طول ميانجامد. پروانههاي ماده پس از خروج به علت سنگيني بدن خود قادر به پرواز دور نميباشند و در همان حول و حوش محل خروج از شفيره پس از جفتگيري، تخمهاي خود را به صورت تودههاي بيضي شكل به تعداد 500 تا 2000 عدد در رويپوست صاف تنه و شاخههاي جوان ميزبان و يا روي قسمتهاي مختلف درخت روي سنگ و روي كندههاي بريده شده درخت قرار ميدهند. تخمها تا اندازهاي گرد و كرم رنگ هستند. از اواسط تابستان تا بهار آينده نزدگي خود را به حالت تخم ميگذارنند.
مبازه
1ـ دشمنان طبيعي
پارازيتوئيد شفيره Brachymeria intermedia (Hym.: Chalcididae)
پارازيتوئيد لارو Exorista larvarum (Dip.: Tachinidae)
پارازيتوئيد لارو Apanteles sp. (Hym.: Braconidae)
2ـ کنترل شیمیایی
استفاده از ديفلوبنزورون (ديميلين) به نسبت 0.3 در هزار يا باکتری B.t به نسبت 2.5 تا 3 در هزار
پروانه تخم انگشتري
Malacosoma neustria
(Lep: Lasiocampidae)

اين آفت به سيب، گلابي، گوجه، به، گل سرخ، گوجه زينتي و گرهي از درختان جنگلي و غير مثمر خسارت ميزند و در اثر تغذيه لارو درخت عاري از برگ ميگردد.
زيستشناسي
يك نسل در سال دارد. زمستان را به صورت دستجات تخم روي شاخه به سر ميبرد. 9 ماه از سال حشره به صورت تخم بوده و در اواسط فروردين ماه تخم تفريخ شده و لاروها به تغذيه از برگها ميپردازند. لاروها ضمن تغذيه به تنيدن تار پرداخته و حتي رگبرگها را نيز ميخورند. اولين شفيره در ارديبهشت ماه تشكيل شده و شب پرهها از اوايل خردادماه ظاهر ميشوند. هر حشره ماده پس از جفتگيري 100 تا 200 عدد تخم ميگذارد.
کنترل:
1ـ هرس شاخههايي كه روي آنها تخمگذاري شده است در انهدام آفت مؤثر است.
2ـ مبارزه شيميايي در بهار پس از ظهورلاروهاي جوان با يكي از سموم تماسي گوارشي
ليسه درختان ميوه
Yponomeuta padellus
(Lep.: Yponomeutidae)

درختان مورد حمله اين ليسه شامل سيب، گوجه، زردآلو، قيسي، زالزالك، گلابي، ازگيل، به، آلو، بادام و برخي درختان غير مثمر ميباشد. تعداد خالهاي ليسه سيب 25 تا 26 عدد ولي در ليسه ميوه 30 عدد است كه در 3 رديف طولي قرار گرفتهاند. طرز زندگي و طرز خسارت آن شبيه ليسه سيب ميباشد ولي اختلافات عمده كه در زندگي ان ديده ميشود به شرح زير است:
1ـ پروانه ليسه ميوه زودتر از ليسه سيب شروع به پرواز ميكند.
2ـ در ليسه ميوه، لاروها از زير پولك زمستانه كه بيرون آمدند به صورت مينوز داخل بافت پارانشيم برگ نميشوند، بلكه در روي برگهاي جوان پراكنده شده، مشغول بستن تار و تغذيه ميگردند.
3ـ لاروهاي ليسه ميوه تك تك در قسمتهاي مختلف درخت به خصوص بين برگها در پيله سفيدرنگ به شفيره تبديل ميشوند و پيلهها برخلاف ليسه سيب به طور متراكم در نزديكي هم قرار ندارد (مبارزه مانند ليسه سيب ميباشد).
کنترل شیمیایی:
1. مالاتیون EC57% و 2در هزار
2. آزینفوس متیل(گوزاتیون) EC20% و 2درهزار
زمان مبارزه: پس از متورم شدن جوانه ها و درست قبل از باز شدن گلها
ليسه سيب
Hyponomeuta malinellus
(Lep: Yponomeutidae)

اين آفت سرما دوست بوده، در نتيجه حشرهاي است مخصوص ارتفاعات و در اغلب استانهاي ايران فعاليت دارد. ميزبان اصلي آن سيب و گاهي به گلابي نيز خسارت ميزند. از هستهدارها به آلو، بادام و گوجه خسارت ميزند. برخي معتقدند در ايران اين آفت مونوفاژ بوده و فقط روي سيب فعاليت مينمايد.
زيستشناسي
زمستان را به صورت لارونئونات در زير پولك به سر ميبرد. در اوايل بهار يكياز لاروها پولك را سوراخ و از آن خارج ميگردد. بقيه لاروها به تريج از همان سوراخ خارج و سپس به حد فاصل بين دو غشاء تحتاني و فوقاني برگ رفته و از پارانشيم برگ تغذيه و به عبارتي مانند لاروهاي مينوز يا Leaf miner عمل مينمايند. پس از مدتي از برگها خارج و مستقيماً از برگهاي مجاور تغذيه و فقط رگبرگها را به جا ميگذارند. لاروها در اين هنگام از خود تارهايي ميتنند كه حالت تار عنكبوتي به درخت ميدهد. فعاليت لاروها دسته جمعي و در هر لانه گاهي تا 100 لارو ديده ميشود. در اواسط تابستان كه لاروها به حداكثر رشد ميرسند پيلههاي سفيد رنگي تنيده و درون آنها به شفيره تبديل ميشوند. دوره شفيرگي 3 تا 5 هفته و بتدريج حشرات كامل ظاهر ميگردند. خروج پروانهها از اوايل خرداد تا نيمه شهريور بتدريج انجام گرفته و متعاقباً تخمريزي نيز به تدريج صورت ميگيرد.
پروانههاي ماده تخمهاي خود را در دستجات 20 تا 60 تايي زير هر پولك ميگذارند. دوره نشو و نماي جنيني حدود دو هفته سپس لاروهاي ريز كه همان لاروهاي نئونات ميباشند زير پولكها بوجود ميآيند و به همين حالت تا بهار سال آينده زير پولكها باقي ميمانند. بنابراين ليسه سيب در هر سال فقط يك نسل دارد.
کنترل لیسه:
Hym.: Ichneumonidae
پارازيتوئيد شفيره Campoplex ensator
پارازيتوئيد شفيره Itoplectic europeator
پارازيتوئيد شفيره Pimpla turionellae
Hym.: Encyridae: Encyrtus fuscicollis
پارازيتوئيد لارو ميباشد كه به شكل تقسيم جنيني تكثير مييابد. بدين معني كه اين زنبور بيش از يك تخم در داخل بدن ميزبان خود نميگذارد ولي در اين تخم جنين به جنينهاي ديگري تقسيم شده به طوريكه در انتهاي فعاليت لاروي اين زنبور، بدن ميزبان مملو از لاروهاي آن ميگردد (Polyembriony). از يك تخم 52 تا 80 زنبور خارج ميگردد.
کنترل شیمیایی:
1. مالاتیون EC57% و 2در هزار
2. آزینفوس متیل(گوزاتیون) EC20% و 2درهزار
زمان مبارزه: پس از متورم شدن جوانه ها و درست قبل از باز شدن گلها
Phyllonorycter blancardella
(Lep: Gracillariidae)

اين حشره تاكنون در استانهاي تهران، مركزي، خراسان، آذربايجان، اصفهان، لرستان و همدان ديده شده است. گياه ميزبان آن در درجه اول سيب بوده و بعد از آن گوجه، آلو، ازگيل، گيلاس، آلبالو، گلابي، به و زالزالك قرار دارند.
زيستشناسي
تعداد نسل آن مانند گونه اول و زسمتان را به صورت شفيره داخل دالانهاي لاروي در برگهاي ريخته شده درختان ميزبان ميگذارند. اوج پرواز پروانههاي حاصل از شفيرههاي زمستان گذران در جريان شكوفايي گلها ميباشد. تخمگذاري تقريباً بلافاصله پس از خروج حشرات كامل و جفتگيري آنها صورت ميگيرد.
تخمها روي سطح زيرين برگها به طور انفرادي گذاشته ميشوند. دوره جنيني تخم در نسل اول از 11 تا 22 روز در نقاط مختلف متفاوت است. لاروها در موقع خروج پوسته تخم را در محل اتصال آن به اپيدرم تحتاي برگ سوراخ كرده و از همانجا داخل نسج برگ ميشوند. محل تغذيه لارو در تمام سنين بين دو اپيدرم ميباشد. دالان لاروي بسيار مشخص است بدين معني كه در كل بيضوي بوده و طول آن 10 تا 12.5 و عرض آن 5 تا 7 ميليمتر ميباشد. رنگ دالان در سطح زيرين برگ سبز است. دور تا دور دالان رنگي روشنتر از خود دالان دارد. اپيدرم تحتاني برگ در محل دالان قدري متورم شده در حاليكه در اپيدرم فوقاني چنين حالتي وجود ندارد و در عوض محل دالان كه سبز كم رنگ است به علت تغذيه مخصوص لارو داراي نقاط تيره و روشن ميباشد. بدين معني كه لاروها در ضخامت برگ تغذيه نقطه به نقطه كرده و در نتيجه اپيدرم فوقاني چنين حالتي را به خود ميگيرد. لارو براي شفيره شدن از دالان خارج نميشود ولي مقداري از آن از دهانه سوراخ خروجي بيرون ميماند به طوريكه پروانه بتواند به راحتي خارج گردد. در اين حالت پوسته شفيرگي تا مدتها در دهانه سوراخ خروجي به چشم ميخورد.
کنترل:
مینوزها دارای دشمنان طبیعی زیادی می باشند بنابراین باید از سمپاشی بی رویه خوداری کرد.
کنترل شیمیایی:
1-دیفلوبنزورون(دیمیلین) WP25% به نسبت 5/. در هزار به محض تفریخ تخمها
2-دلتامترین(دسیس) EC2.5% به نسبت 5/. در هزار
3-پرمترین(آمبوش) EC25% به نسبت 5/. در هزار
4-فن پروپاترین(دانتیل) EC10% به نسبت 6/. در هزار
5-استامی پراید(موسیپلان) SP20% به نسبت 5/. در هزار
مينوز لكه مارپيچي برگ
Lyonetia clerkella
(Lep: Lyonetiidae)

اين حشره در استانهاي تهران، مركزي، خراسان، آذربايجان، كردستان، باختران و اصفهان روي سيب، گلابي، به، گيلاس، آلبالو، گوجه، آلو، زالزالك و ازگيل ديده شده است.
زيستشناسي
تعداد نسل آن مانند گونه قبل ميباشد. زمستان را به صورت حشره كامل در پناهگاههاي مختلف از جمله زير پوستكهاي تنه و شاخهها، لابهلاي برگهاي ريخته، زير بقاياي گياهي و داخل دالانهاي خالي حشرات چوبخوار و پناهگاههاي مختلف موجود در خاك ميگذراند. خروج حشرات كامل در بهار با باز شدن جوانههاي برگ هم زمان ميباشد. در اين زمان گلها هنوز نشكفتهاند. به نظر ميرسد كه حشرات كامل به محض خروج بدون اينكه تغذيهاي بنمايند، جفتگيري ميكنند.
تخمها به صورت انفرادي در سطح زيرين برگ گذاشته ميشوند. حشره ماده تخم خود ار زير اپيدرم ميگذارد. اولين دالانهاي لاروي را ميتوان بلافاصله پس از گل ديد. دالان لاروي باريك و بلند و مارپيچ است. طول اين دالانها گهگاه از ده سانتيمتر نيز تجاوز مينمايد. خسارت ناشي از لاروهاي اين نسل ناچيز است كه علت اصلي آن را بايد تلفات شديد حشرات كامل در طول زمستان دانست.
شفيره خارج از دالان لاروي و داخل پيله سفيد رنگي به شكل گهواره كه در چهار گونه خود بوسيله تار به سطح برگ چسبيده است، تشكيل ميشود. لارو براي شفيره شدن معمولاً برگهايي را انتخاب ميكند كه عاري از دالان لاروي باشند. لاروها معمولاً به صورت گروهي در يك مكان شفيره ميشوند. شفيرهها در هر دو سطح برگ ديده ميشوند. ولي در كل تعداد آنها در سطح زيرين برگها بيشتراز سطح روئي است.
کنترل:
مینوزها دارای دشمنان طبیعی زیادی می باشند بنابراین باید از سمپاشی بی رویه خوداری کرد.
کنترل شیمیایی:
1-دیفلوبنزورون(دیمیلین) WP25% به نسبت 5/. در هزار به محض تفریخ تخمها
2-دلتامترین(دسیس) EC2.5% به نسبت 5/. در هزار
3-پرمترین(آمبوش) EC25% به نسبت 5/. در هزار
4-فن پروپاترین(دانتیل) EC10% به نسبت 6/. در هزار
5-استامی پراید(موسیپلان) SP20% به نسبت 5/. در هزار
Leucoptera scitella
(Lep: Lyontiidae)

اين حشره تاكنون در استانهاي تهران، مركزي، گرگان، منطقه شاهرود، خراسان، آذربايجان و اصفهان ديده شده است ولي احتمال دارد در ساير نقاط مهم ميوهخيز كشور نيز فعاليتي داشته باشد. فعاليت اين حشره تاكنون روي سيب، گلابي، به، گيلاس، آلبالو، گوجه، آلو، ازگيل و تمشك ديده ميشود.
زيستشناسي
اين آفت در نقاطي با ارتفاع حدود 2000 متر داراي سه نسل در ارتفاع 2200 متر داراي دو نسل و در نواحي مانند كرج چهار نسل در سال دارد. زمستان را به صورت شفيره داخل پله زرد پوستكهاي تنه و شاخههاي قطور درختان و داخل شكافهاي موجود روي آنها، محل انشعاب شاخهها، داخل علفها، روي برگهاي خشك ريخته شده درخت ميزبان و داخل شكافهاي موجود در خاك پاي درختان به سر ميبرد. جفتگيري پروانهها تقريباً بلافاصله بعد از خروج آنها از پيلههاي شفيرگي آغاز و تخمريزي نيز به فاصله كوتاهي صورت ميگيرد.
تخمها به صورت انفرادي و در سطح زيرين برگها قرار داده ميشوند. تعداد تخمها حداقل 33 و حداكثر 84 و متوسط 58 عدد ميباشد. دوره جنيني در نسلهاي مختلف متفاوت است. در نسلهاي تابستانه اين دوره در نقاط مرتفع (1950 متر) 12 تا 15 روز و در كرج 7 تا 10 روزم يباشد.
لاروها از محل اتصال تخم به برگ اپيدرم تحتاني برگ را سوراخ كرده و دخل پارانشيم شده و خود را به زير اپيدرم فوقاني برگها ميرسانند. دالانها گهگاه و مخصوصاً در گلابي رنگي قهوهاي و تيره دارند. فضولات لاروي در مسير حركت لارو درد اخل دالان ديده ميشوند. لاروها پس از رسيدن به نهايت رشد، پوسته دالان خود را در سطح روئي برگ پاره كرده و در خارج از آن در جستجوي محل مناسب براي شفيره شدن برميآيند. در اين زمان است كه ميتوان تعداد زيادي از آنها را در حالتي آويزان از شاخ و برگ درختان ديد كه درصد رساند خود به قسمتهاي پاييني درختان و يا سطح خاك ميباشند.
کنترل:
مینوزها دارای دشمنان طبیعی زیادی می باشند بنابراین باید از سمپاشی بی رویه خوداری کرد.
کنترل شیمیایی:
1-دیفلوبنزورون(دیمیلین) WP25% به نسبت 5/. در هزار به محض تفریخ تخمها
2-دلتامترین(دسیس) EC2.5% به نسبت 5/. در هزار
3-پرمترین(آمبوش) EC25% به نسبت 5/. در هزار
4-فن پروپاترین(دانتیل) EC10% به نسبت 6/. در هزار
5-استامی پراید(موسیپلان) SP20% به نسبت 5/. در هزار
سرشاخه خوار هلو
Peach twig borer
Anarsia lineatelia
(Lep: Gelechiidae)
در اكثر استانهاي كشور انتشار داشته و از آفات مهم درختان هلو، بادام، زردآلو، آلو، سيب و خرمالو ميباشد. همچنين به قيسي، زالزالك و ازگيل نيز خسارت ميزند. خسارت آن در درجه اول روي انواع زردآلو ميباشد. لاروها اين حشره در اول بهار غالباً داخل سرشاخهها شده و باعث خشك شدن آنها و ايجاد سرشاخههاي فرعي ميگردند. در نسل بعد وارد ميوه هلو، بادام و آلو شده و همراه با كرم سيب و كرم آلو موجب از بين رفتن آنها ميگردند.
زيستشناسي:
اين حشره زمستان را به صورت لارو سن 2 در داخل جوانههاي درختان ميگذارند. لاروها در مرحله Pink يا صورتي شدن غنچهها از محلهاي زمستاني، خارج ابتدا از غنچهها و سپس از گلها تغذيه مينمايند. بعد از ريزش گلبرگها وارد سرشاخههاي جوان شده و از بالا به سمت پايين شروع به تغذيه مينمايند. لاروها هنگامي كه به قسمتهاي سخت و خشبي رسيدند آن را ترك نموده و سرشاخه ديگري را مورد حمله قرار ميدهند. لاروها سپس ميوههاي نارس را مورد حمله قرار ميدهند. سوراخ ورودي لاروهاي مزبور اكثراً در محل اتصال دم به ميوه قرار دارد كه اين امر موجب ريزش ميوهها ميگردد. لاروها پس از رشد كامل از ميوه خارج ميشوند و در شكاف كلوخههاي سطح خاك، برگهاي پوسيده و لابهلاي علفهاي هرز زيرد رختان پس از تنيدن پيله فوقالعاده ظريف تبديل به شفيره ميشوند. گاهي شفيره در شكاف تنه و شاخههاي قطور درختان تشكيل ميگردد. در شرايط دماوند ظهور حشرات كامل نسل زمستاني از اواخر خردادماه شروع ميگردد. پروانهها پس از جفتگيري تخمهاي خود را به صورت انفرادي و بندرت در دستههاي چندتايي ميگذراند. پروانههاي اين نسل تقريباً كليه تخمهاي خود را بر روي ميوهها و بندرت روي قسمتهاي انتهايي سرشاخههاي جوان و سلولزي ميگذراند. حشرات كاملي كه از اين نسل ايجاد ميگردند مجدداً روي سرشاخهها تخمريزي ميكنند و لاروهاي حاصله زمستان گذراني مينمايند. اين حشره در شرايط متفاوت 2 تا 3 نسل دارد.
کنترل:
1. مبارزه مكانيكي: جمعآوري ميوههاي آلوده ريخته شده و معدوم كردن آنها چه در نسل زمستاني و چه در نسل اول تابستاني، همچنين هرس بهاره درختان قبل از كامل شدن دوران تغذيه لاروهاي داخل شاخه در كاهش جمعيت آفت بسيار مهم است.
2. پيش آگاهي: استفاده از فرمون جنسي (با نام تجارتي Anamone) براي تعيين تاريخ دقيق سمپاشي بسيار مفيد است. بهترين زمان سمپاشي براي نسل اول در مرحله Pink و مرحله ريزش گلبرگها(همراه با هرس) و در نسل دوم در اواسط تيرماه است كه در اين موقع ميوههاي قيسي تازه شروع به تغيير رنگ نمودهاند.
3. کنترل شیمیایی: ازسموم نفوذی مانند دیازینون استفاده می کنیم.
كرم هلو
Orient fruit moth
Cydia molesta
Lep: Tortricidae

درختان مورد حمله عبارتند از هلو، گيلاس، سيب، گلابي، بادام، به، گوجه و خسارت آن روي هلو بيشتر است. خسارت آن به خصوص در اول بهار با خسارت كرم سرشاخهخوار هلو مشابهت دارد. بدين ترتيب كه لاروهاي اينگونه نيز با وارد شدن به سرشاخههاي جوان و چوبي نشده، موجب پلاسيدگي و خشك شدن سرشاخهها ميگردند. البته با باز كردن اين سرشاخهها و مشاهده لاروها، كاملاً مشخص ميشود كه كدام گونه ايجاد خسارت كرده است زيرا لاروهاي اين آفت بر خلاف كرم سرشاخهخوار هلو رنگ قهوهاي مخطط ندارند بلكه صورتي مايل به سفيد هستند.
لاروهاي جوان نسل اول به جوانههاي انتهايي وارد شده و آنها را سوراخ نموده و تا حدود 7 سانتيمتر به داخل چوب نفوذ مينمايند. يك لارو ممكن است تا پنج جوانه را سوراخ نموده و موجب مرگ سرشاخهها گردد. سرشاخههاي مبتلا پژمرده و برگهاي آن آويزان ميشوند. بر اثر اين نوع خسارت رشد طبيعي درخت متوقف شده و جوانههاي جانبي بوجود آمده و درخت ظاهر جاروئي پيدا ميكند. پس از تشكيل ميوه و زماني كه سرشاخهها سفت و سخت ميشوند خسارت لارو متوجه ميوه ميشود. لارو از گوشت ميوه تغذيه نموده و پس از رشد كامل از ميوه خارج ميگردد و در محل آلودگي صمغ تشكيل ميگردد. ميوههاي كرمو روي زمين ريخته و هلوهاي ارقام ديررس بيشتر به اين آفت مبتلا ميشوند. (نام تجارتي فرومون كرم هلو Orfamone ميباشد).
کنترل:
مبارزه با اين آفت مانند كرم سيب است. برخلاف كرم آلو يك يا دو بار سمپاشي در مناطق معتدل گرم مسئله را حل نميكند بلكه مصادف با شروع هر نسل بايد لااقل يك بار درختان را سمپاشي نمود.
کنترل شیمیائی:
1. فوزالن(زولون) EC35% و 1.5 در هزار
2. آزینفوس متیل(گوزاتیون) EC20% و 2 درهزار
3. دیازینون EC60% و 1 درهزار
4. دیازینون 1.5 WP40% و 1.5درهزار
5. اتریمفوس(اکامت) EC50% و 1در هزار
6. آزینفوس متیل WP20% و 2در هزار
Plum fruit moth
Cydia funebrana
Syn: Grapholitha funebrana
(Lep: Tortricidae)

در اكثر مناطق كشور انتشار دارد. از آفات مهم درختان ميوه هستهدار شامل انواع آلو، گوجه، هلو و گاهي زردآلو و گيلاس، آلبالو و قيسي ميباشد. به آلو سياه خسارت زيادي ميزند، لاروهاي اين آفت علاوه بر ميوه ممكن است جوانهها را نيز مورد حمله قرار دهند. خسارت عمده آن شامل تغذيه لارو از گوشت يا پريكارپ ميوه ميباشد. ميوههاي كرم زده در صورتي كه لاروه ميوه را ترك كرده باشند محتوي توده متراكم فضولات سياه رنگ آن ميباشد. بر اثر عكسالعمل اپيدرم ميوه ضمغي از آن بيرون ميآيد كه يكي از علائم تشخيص ميوههاي آلوده ميباشد. اين ميوهها اكثراً ريزش مينمايند.
زيستشناسي
اين حشره زمستان را به صورت لارو به حالت دياپوز در داخل يك پيله سفيد چركي نسبتاً ضخيم مايل به قهوهاي به سر ميبرد. اين پيلهها در زير پوستكهاي تنه درخت، داخل شكافها و سوراخهايي كه حشرات ديگر ايجاد ميكنند و حتي در داخل خاك ديده ميشوند. در بهار پس از طي دوره شفيرگي مصادف با باز شدن شكوفههاي درختان ميزبان حشرات كامل ظاهر ميشوند. بر اساس مشاهدات رجبي تخمهاي اين آفت تماماً روي ميوه گذاشته شده و روي برگها خيلي بندرت تخمي ديده ميشود. ولي در كرم سيبت عداد تخمهاي گذاشته شده روي برگها از اهميت ويژهاي برخوردار است. لاروها به فاصله يك هفته تا ده روز از تخم خارج ميشوند و چون از دانه ميوههاي كوچك ميخورند، باعث ريزش آنها ميگردند. طرز زندگي اين آفت با مختصر جزئياتي شبيه طرز زندگي كرم سيب ميباشد. تعداد نسلهاي اين آفت از 2 تا 3 نسل متفاوت ميباشد.
کنترل کرم آلو:
اين حشره يك آفت كليدي روي گوجه و آلو ميباشد. در نقاط گوجه و آلوكاري مهم كشور بايد طبق برنامه دقيقي كه در قالب پيشآگاهي طرحريزي ميگردد با آن مبارزه نموده ميتوان سمپاشي بر عليه مهترين آفات آلو و گوجه را نيز بر اساس مبارزه با اين حشره تنظيم نمود و به عبارت ديگر با مبارزه بر عليه اين آفت ساير حشرات مهم اين دو ميوه را زير پوشش سم برد. البته حشراتي نظير زنبور گوجه Hoplocampa minuta از نظر زمان مبارزه مطابقت چنداني با اين حشره ندارد ولي در مقابل ميتوان مبارزه بر عليه شپشكهاي نخودي Eulecanium coryli شپشك آسيايي Tecaspis asiatica و حتي شتههاي Hyalopterus pruni و Pierochloroia’es persioae را با مبارزه با نسل اول اين آفت تلفيق نمود.
زمان مبارزه با كرم آلو را ميتوان بر اساس تخمگذاري حشره و مشاهده اولين تفريخ تخمها پيريزي نمود. اكنون كه تلههاي فروموني براي پيگيري و نوسان جمعيت اين حشره به بازار آمده است (Fanemone فرمول تجارتي كرم آلو) ميتوان با استفاده از دادههاي آن و روشن شدن شروع و پايان نسلها و طبيعتاً با كمك گرفتن از شروع تخمگذاري حشره (با مشاهدات عيني) زمانهاي مبارزه را مشخص نمود. در زمينه استفاده از پارازيتوئيدها بايد گونههاي موجود از جنس تريكوگراما را جهت كنترل نسبي اين حشره حمايت نمود.
کنترل شیمیائی:
1. فوزالن(زولون) EC35% و 1.5 در هزار
2. آزینفوس متیل(گوزاتیون) EC20% و 2 درهزار
3. دیازینون EC60% و 1 درهزار
4. دیازینون WP40% و 1.5درهزار
5. اتریمفوس(اکامت) EC50% و 1در هزار
6. آزینفوس متیل WP20% و 2در هزار
كرم به
Quince moth
Euzophera bigella
(Lep.:pyralidae)

در سال 1342 ضمن بررسيهاي دواچي و اسماعيلي در زمينه زيستشناسي و مبارزه با كرم سيب معلوم گرديد كه كرمزدگي ميوههاي سيب، گلابي و بخصوص به منحصر به كرم سيب نيست و گاهي در ميان ميوههاي آلوده لاروهاي قرمز ارغواني رنگي مشاهده ميشود كه اگرچه نحوه خسارت آنها به گونه كرم سيب شباهت نسبي دارد ولي از نظر شكلشناسي كاملاً قابل تفكيك ميباشند. همچنين مشاهده گرديد كه تعداد لاروهاي ارغواني رنگ نسبت به كرم سيب هرچه به پاييز نزديكتر ميشويم در زير پوستكهاي تنه درختان سيب و گلابي بيشتر ميشود. با تفكيك لاروها بر حسب مشخصت ظاهري و قرار دادن آنها در انكوباتور شبپرههايي بدست آمد كه از نظر شكل ظاهري كاملاً از كرم سيب متمايز بودند. نمونههايي از اين حشرات براي تشخيص گونه به زوريخ ارسال گرديد و بوسيله سوتر W.Sauter گونه E.bigella تشخيص داده شد. لاروهاي اين آفت اخيراً زير پوست درختان انار مشاهده شده است.
زيستشناسي:
كرم به زمستان را به صورت لاروهاي كامل در داخل پيلههاي خاكستري رنگ و كشيده به سر ميبرند. لاروهاي زمستان گذران در اواخر اسفندماه به شفيره تبديل ميشوند. شفيره در اوايل فروردين و كمي قبل از باز شدن شكوفههاي سيب به حشرات كامل تبديل ميشوند. لارو اين حشره داراي دو رفتار چوبخواري و ميوهخواري است. لاروهاي چوبخوار فاقد دياپوز اجباري و لاروهاي ميوهخوار داراي دياپوز اجباري ميباشند. رفتار چوبخواري در اول فصل (نسل بهاره) مشاهده ميشود. برخي از لاروها تا آخر فصل اين رفتار را ادامه ميدهند. دوران چوبخواري روي سيب و گلابي و دوران ميوهخواري روي به و گردو انجام ميگيرد. پروانههاي خارج شده از لاروهاي زمستان گذران قسمت اعظم تخمهاي خود را در شكافهاي تنه و شاخهها ميگذارند و لاروهاي حاصل از آنها شروع به چوبخواري مينمايد. محل تغذيه، عمق پوست و ناحيه كامبيوه است. البته تعدادي از تخمها در طول بهار روي ميوهها نيز گذاشته ميشوند كه لاروهاي حاصل هيچگاه قادر به ادامه اين شيوه زندگي نيستند. ميوهخواري از اوايل تابستان شروع ميگردد. در اين زمان تخمها اغلب به صورت انفرادي وگاهي 2 تا 6 تايي در روي ميوه، شكاف تنه درخت گذاشته ميشود. حشرات ماده محل تصال دم ميوه را به سطح آن ترجيح ميدهند، لاروها بيشتر از فرو رفتگي محل اتصال دو ميوه وارد آن ميشوند، در صورتيكه خراشهايي در سطح ميوه وجود داشته باشد از محل خراشها نيز داخل ميشوند. يك لارو معمولاً چند ميوه را مورد حمله قرار ميدهد. ميوههاي گردو معمولاً نميريزند. لاروها از زير پريكارپ و پوشش دانه آندوكارپ و گاهي از دانه تغذيه مينمايند. لاروها ممكن است در داخل ميوه تبديل به شفيره شوند. اين آفت در شرايط كرج 3 تا 4 نسل در سال دارد و تراكم آن در نسل آخر به حداكثر خود ميرسد. به همين دليل خسارت آن در آخر تابستان و پاييز به خصوص روي سيب و گلاهي و به خيلي شديد است.
کنترل شیمیائی:
1. فوزالن(زولون) EC35% و 1.5 در هزار
2. آزینفوس متیل(گوزاتیون) EC20% و 2 درهزار
3. دیازینون EC60% و 1 درهزار
4. دیازینون WP40% و 1.5درهزار
5. اتریمفوس(اکامت) EC50% و 1در هزار
6. آزینفوس متیل WP20% و 2در هزار
کرم سیب codling moth
Cydia pomonella

کرم سیب (تخم خوار سیب) آفتی جهانی است. در ایران آفت در تمام مناطق کشت سیب دیده می شود. علاوه بر سیب به درختانی چون بــــــــــه، گلابی، زردآلو، خرمالو، گردو، گوجه، آلو، آلوبالو، بادام وانار حمله می کند.
کرم سیب در واقع تخم خوار است وبرای رسیدن به دانه از بافت میوه نیز تغذیه می کند. حمله آفت در مراحل اولیه رشد میوه باعث ریزش آن میشود.
بیولوژی:
کرم سیب زمستان را به صورت لارو کامل در داخل پیله های سفیدرنگ ضخیم می گذراند.لارو درون پیله، در بهارتبدیل به شفیره می شود و همزمان با پایان یافتن دوره گلدهی دوران شفیرگی هم به اتمام میرسد وحشرات بالغ ظاهر می شوند. حشرات بالغ از شهد گلها استفاده می کنند. این حشرات روی کاسبرگ، گلبرگ، نهنج و حتی سرشاخه ها معمولاً انفرادی(2تا3تایی) تخم می گذارند. لاروهای نسل اول از دم میوه وارد میشوند و لاروهای نسل بعد از هر جای دیگر وارد میشوند.تعدادنسل کرم سیب به دو عامل درجه حرارت و طول روشنایی روز بستگی دارد. در فارس 2-3 نسل دارد.
کنــتــرل آفت کرم ســــیب:
کاربرد Sexpheromon(Codlemon) نام تجاری فرمون کرم سیب در IPM به سه روش:
الف. پیش آگاهی Monitoring :
در این روش کپسولهای حاوی فرمون مصنوعی در تله ها تعبیه می شوند و شب پره هایی که آماده جفت گیری هستند را شکار می نماید. این شیوه به آماربرداری دقیق و مرتب نیاز دارد. با کمک این روش تعداد دفعات سمپاشی کاهش می یابد. باید توجه داشت آمار تله ها را برای دقت عمل بیشتر با فنولوژی گیاه و درجه حرارت موثر(dd ) تطبیق میدهند.
ب. اختلال در جفتگیری Mating disruption:
در این روش سطح باغ را بوسیله فرمونهای مصنوعی بصورت اشباعی پوشش می دهند. در این روش پروانه های نر ازبین نرفته و تنها از جفت گیری باز می مانند.
ج. شکار انبوه Mass trapping :
در این روش تعداد زیادی تله فرمونی بکار می رود. بدین طریق تعداد زیادی از پروانه های نــــر گرفتار می شوند(کاهش جفتگیری و تخم گذاری).
کاربرد میکروارگانیسم های بیماری زا مانند: ویروس گرانولوسیس کرم سیب C.P.G.V با نام تجاری Granupom & Carpovirusin
استفاده از زنبورهای پارازیتوئید تخم کرم سیب مانند : Trichogramma cacoeciaeوT.evanescens و T. embryophagum
کنترل شیمیائی:
فوزالن(زولون) EC35% و 1.5 در هزار
آزینفوس متیل(گوزاتیون) EC20% و 2 درهزار
دیازینون EC60% و 1 درهزار
دیازینون WP40% و 1.5درهزار
اتریمفوس(اکامت) EC50% و 1در هزار
آزینفوس متیل WP20% و 2در هزار
توصیه: زمان مبارزه با آفت براساس اطلاعیه های پیش آگاهی(معمولاً در پیک پرواز و لاروهای سنین پائین پیش از نفوذ به داخل میوه)
1) پاک کردن و ازبین بردن پوسته های درخت (از بین بردن پناهگاه زمستانی آفت)
2) بستن گونی دور تنه درخت و بازدید مرتب آن وازبین بردن لاروهایی که جهت شفیره شدن به این محلها پناه می آورند.
3) از بین بردن میوه های آلوده در سراسر سال.
سرشاخه خوار هلو
در اكثر استانهاي كشور انتشار داشته و از آفات مهم درختان هلو، بادام، زردآلو، آلو، سيب و خرمالو ميباشد. همچنين به قيسي، زالزالك و ازگيل نيز خسارت ميزند. خسارت آن در درجه اول روي انواع زردآلو ميباشد. لاروها اين حشره در اول بهار غالباً داخل سرشاخهها شده و باعث خشك شدن آنها و ايجاد سرشاخههاي فرعي ميگردند. در نسل بعد وارد ميوه هلو، بادام و آلو شده و همراه با كرم سيب و كرم آلو موجب از بين رفتن آنها ميگردند.
زيستشناسي:
اين حشره زمستان را به صورت لارو سن 2 در داخل جوانههاي درختان ميگذارند. لاروها در مرحله Pink يا صورتي شدن غنچهها از محلهاي زمستاني، خارج ابتدا از غنچهها و سپس از گلها تغذيه مينمايند. بعد از ريزش گلبرگها وارد سرشاخههاي جوان شده و از بالا به سمت پايين شروع به تغذيه مينمايند. لاروها هنگامي كه به قسمتهاي سخت و خشبي رسيدند آن را ترك نموده و سرشاخه ديگري را مورد حمله قرار ميدهند. لاروها سپس ميوههاي نارس را مورد حمله قرار ميدهند. سوراخ ورودي لاروهاي مزبور اكثراً در محل اتصال دم به ميوه قرار دارد كه اين امر موجب ريزش ميوهها ميگردد. لاروها پس از رشد كامل از ميوه خارج ميشوند و در شكاف كلوخههاي سطح خاك، برگهاي پوسيده و لابهلاي علفهاي هرز زيرد رختان پس از تنيدن پيله فوقالعاده ظريف تبديل به شفيره ميشوند. گاهي شفيره در شكاف تنه و شاخههاي قطور درختان تشكيل ميگردد. در شرايط دماوند ظهور حشرات كامل نسل زمستاني از اواخر خردادماه شروع ميگردد. پروانهها پس از جفتگيري تخمهاي خود را به صورت انفرادي و بندرت در دستههاي چندتايي ميگذراند. پروانههاي اين نسل تقريباً كليه تخمهاي خود را بر روي ميوهها و بندرت روي قسمتهاي انتهايي سرشاخههاي جوان و سلولزي ميگذراند. حشرات كاملي كه از اين نسل ايجاد ميگردند مجدداً روي سرشاخهها تخمريزي ميكنند و لاروهاي حاصله زمستان گذراني مينمايند. اين حشره در شرايط متفاوت 2 تا 3 نسل دارد.
کنترل:
1. مبارزه مكانيكي: جمعآوري ميوههاي آلوده ريخته شده و معدوم كردن آنها چه در نسل زمستاني و چه در نسل اول تابستاني، همچنين هرس بهاره درختان قبل از كامل شدن دوران تغذيه لاروهاي داخل شاخه در كاهش جمعيت آفت بسيار مهم است.
2. پيش آگاهي: استفاده از فرمون جنسي (با نام تجارتي Anamone) براي تعيين تاريخ دقيق سمپاشي بسيار مفيد است. بهترين زمان سمپاشي براي نسل اول در مرحله Pink و مرحله ريزش گلبرگها(همراه با هرس) و در نسل دوم در اواسط تيرماه است كه در اين موقع ميوههاي قيسي تازه شروع به تغيير رنگ نمودهاند.
3. کنترل شیمیایی: ازسموم نفوذی مانند دیازینون استفاده می کنیم.